۱۳۹۲ شهریور ۲۸, پنجشنبه

طبق کتاب مقدس عیسی چند بار و چه زمانی گریه کرد ؟

عمانوئیل

دو بار یکی به هنگام دیدن شهر اورشلیم از دور قبل از آخرین ورودش به آن و دیگری هنگامیکه مریم ( خواهر ایلعازر ) پس از مرگ ایلعازر به پای او افتاد و گریه کرد

لوقا باب ۱۹

ورود عیسی به اورشلیم

۴۱ عیسی به شهر نزدیکتر شد و وقتی شهر از دور دیده شد، گریه کرد ۴۲ و گفت: «ای کاش امروز سرچشمه صلح و سلامتی را می شناختی. اما نه، این از چشمان تو پنهان است ۴۳ و زمانی خواهد آمد که دشمنانت علیه تو سنگربندی خواهند کرد و به دور تو حلقه خواهند زد و تو را از همه طرف محاصره خواهند کرد ۴۴ و تو و ساکنانت را در میان دیوارهایت به خاک خواهند کوبید و در تو، سنگی را روی سنگ دیگر باقی نخواهند گذاشت، چون تو زمانی را که خدا برای نجات تو آمد ، درک نکردی.»

یوحنا باب ۱۱

عیسی گریه می کند

۲۸ پس از اینکه این را گفت رفت و خواهر خود مریم را صدا کرد و به طور پنهانی به او گفت:« استاد آمده است و تو را می خواهد.» ۲۹ وقتی مریم این را شنید فوراً بلند شد و به طرف عیسی رفت. ۳۰ عیسی هنوز به دهکده نرسیده بود بلکه در همان جائی بود که مرتا به دیدن او رفت. ۳۱ یهودیانی که برای تسلی دادن به مریم در خانه بودند وقتی دیدند که او با عجله برخاسته و از خانه بیرون می رود به دنبال او رفتند و با خود می گفتند که او می خواهد به سر قبر برود تا در آنجا گریه کند. ۳۲ همینکه مریم به جائیکه عیسی بود آمد و او را دید، به پاهای او افتاده گفت:« خداوندا، اگر در اینجا می بودی برادرم نمی مرد.» ۳۳ عیسی وقتی او و یهودیانی را که همراه او بودند گریان دید از دل آهی کشید و سخت متأثر شد ۳۴ و پرسید:« او را کجا گذاشته اید؟» جواب دادند:« خداوندا، بیا و ببین.» ۳۵ اشک از چشمان عیسی سرازیر شد. ۳۶ یهودیان گفتند:« ببینید چقدر او را دوست داشت!» ۳۷ اما بعضی گفتند:« آیا این مرد که چشمان کور را باز کرد نمی توانست کاری بکند که جلوی مرگ ایلعازر را بگیرد.




نگاره: ‏طبق کتاب مقدس عیسی چند بار و چه زمانی گریه کرد ؟

دو بار یکی به هنگام دیدن شهر اورشلیم از دور قبل از آخرین ورودش به آن و دیگری هنگامیکه مریم ( خواهر ایلعازر ) پس از مرگ ایلعازر به پای او افتاد و گریه کرد

لوقا باب ۱۹

ورود عیسی به اورشلیم

۴۱ عیسی به شهر نزدیکتر شد و وقتی شهر از دور دیده شد، گریه کرد ۴۲ و گفت: «ای کاش امروز سرچشمه صلح و سلامتی را می شناختی. اما نه، این از چشمان تو پنهان است ۴۳ و زمانی خواهد آمد که دشمنانت علیه تو سنگربندی خواهند کرد و به دور تو حلقه خواهند زد و تو را از همه طرف محاصره خواهند کرد ۴۴ و تو و ساکنانت را در میان دیوارهایت به خاک خواهند کوبید و در تو، سنگی را روی سنگ دیگر باقی نخواهند گذاشت، چون تو زمانی را که خدا برای نجات تو آمد ، درک نکردی.»

یوحنا باب ۱۱

عیسی گریه می کند

۲۸ پس از اینکه این را گفت رفت و خواهر خود مریم را صدا کرد و به طور پنهانی به او گفت:« استاد آمده است و تو را می خواهد.» ۲۹ وقتی مریم این را شنید فوراً بلند شد و به طرف عیسی رفت. ۳۰ عیسی هنوز به دهکده نرسیده بود بلکه در همان جائی بود که مرتا به دیدن او رفت. ۳۱ یهودیانی که برای تسلی دادن به مریم در خانه بودند وقتی دیدند که او با عجله برخاسته و از خانه بیرون می رود به دنبال او رفتند و با خود می گفتند که او می خواهد به سر قبر برود تا در آنجا گریه کند. ۳۲ همینکه مریم به جائیکه عیسی بود آمد و او را دید، به پاهای او افتاده گفت:« خداوندا، اگر در اینجا می بودی برادرم نمی مرد.» ۳۳ عیسی وقتی او و یهودیانی را که همراه او بودند گریان دید از دل آهی کشید و سخت متأثر شد ۳۴ و پرسید:« او را کجا گذاشته اید؟» جواب دادند:« خداوندا، بیا و ببین.» ۳۵ اشک از چشمان عیسی سرازیر شد. ۳۶ یهودیان گفتند:« ببینید چقدر او را دوست داشت!» ۳۷ اما بعضی گفتند:« آیا این مرد که چشمان کور را باز کرد نمی توانست کاری بکند که جلوی مرگ ایلعازر را بگیرد.‏

عیسی مسیح در خصوص نحوه داوری انسان ها بر اساس سخنان خودشان چه فرمود ؟

عمانوئیل

متی باب ۱۲

درخت و میوۀ آن

۳۳ اگر میوه خوب می خواهید درخت شما باید خوب باشد زیرا درخت بد میوه بد به با ر خواهد آورد. چونکه درخت را از میوه اش می شناسند. ۳۴ ای مارها، شما که آدمهای شریری هستید چگونه می توانید سخنان خوب بگوئید؟ زیرا زبان از آنچه دل را پر ساخته است سخن می گوید. ۳۵ مرد نیکو از خزانه نیکوی درون خویش نیکی و مرد بد از خزانه بد درون خود بدی به بار می آورد. ۳۶ بدانید که در روز داوری همه مردم باید حواب هر سخن بیهوده ای که گفته اند بدهند. ۳۷ زیرا بر طبق سخن خود یا تبرئه خواهی شد و یا محکوم.»

یحیی چگونه و توسط چه کسی کشته شد ؟

عمانوئیل

وجدان ناراحت هیرودیس پادشاه

۱ وقتی «هیرودیس » پادشاه ازمعجزات عیسی اطلاع حاصل کرد، ۲ به افراد خود گفت : «بی شک ، این همان یحیای پیامبر است که زنده شده ، و به همین دلیل است که می تواند معجزه کند.» ۳ زیرا هیرودیس ، بنا به اصرار همسرش «هیرودیا» که قبلا زن برادرش «فیلیپ » بود، یحیی را گرفته و در زندان به زنجیر کشیده بود، ۴ به این علت که یحیی به هیرودیـس گفته بود که ازدواج با زن برادرش خطاست . ۵ هیرودیس نیز قصد داشت یحیی را بکشد ولی از شورش مردم می ترسید، چون او را نبی می دانستند. ۶ اما در جشن میلاد هیرودیس ، دختر هیرودیا رقصید و رقص او هیرودیس را بسیار شاد کرد، ۷ بطوریکه برای او قسم خورد که هر چه بخواهد برایش انجام دهد. ۸ دختر هیرودیا نیز به توصیه مادرش ، درخواست کرد که سر یحیای تعمید دهنده در یک سینی به او داده شود. ۹ پادشاه از این تقاضا سخت رنجیده خاطر گشت اما چون در حضور همه قسم خورده بود، دستور داد تقاضای او را بجا آورند. ۱۰ پس در زندان ، سر یحیی را از تن جدا کرده ، ۱۱ در یک سینی آوردند و تقدیم دختر کردند، دختر نیز آن را نزد مادرش برد. ۱۲ آنگاه شاگردان یحیی آمدند و بدن او را برده ، بخاک سپردند، و پیش عیسی رفته ، جریان را به او اطلاع دادند.

خداوند دستور داده بود تا یهودیان بت نسازند (خروج فصل بیستم آیه چهارم)، اما چرا در زمان دیگر خدا فرمان داد تا مار مفرغی برای شفا از مارگزیدگی ساخته شود؟ (اعداد فصل بیست و یکم آیات هشتم و نهم)

مطالعه کتاب مقدس Bible Study

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

قوم اسرائیل به خدا و موسی اعتراض کرده و گفتند:"چرا ما را از مصر بیرون آوردید تا در این بیابان بمیریم؟ در این جا نه چیزی برای خوردن هست و نه چیزی برای نوشیدن! ما از خوردن نان بی مزه که خدا از آسمان می فرستد، خسته شده ایم!" پس خداوند مارهای سمی به میان آن ها فرستاد و مارها عده زیادی از آنان را گزیده، هلاک کردند. قوم اسرائیل پیش موسی آمده، فریاد برآورند:"ما گناه کرده ایم، چون به ضد خداوند و به ضد تو سخن گفته ایم. از خداوند درخواست کن تا این مارها را از ما دور کند". موسی برای قوم دعا کرد.
خداوند به موسی فرمود:"یک مار مفرغی شبیه یکی از این مارها بساز و آن را بر سر یک تیر بیاویز. هر که مار او را گزیده باشد، اگر به آن نگاه کند، زنده خواهد ماند!"
پس موسی یک مار مفرغی درست کرد و آن را بر سر تیری آویخت. به محض این که مار گزیده ای به آن نگاه می کرد، شفا می یافت (اعداد فصل بیست و یکم آیات چهارم تا نهم).
قوم اسرائیل معجزات خداوند را فراموش کردند و بیش از آنچه خدا به آنان داده بود، می خواستند. آن ها نسبت به کارهایی که خدا برای آنان انجام داده بود، ناسپاس بودند. در نتیجه، خدا برای آن که قوم را به خاطر بی ایمانی و غرغر و شکایت شان مجازات کند، از مارهای سمی استفاده کرد.
صحرای سینا پر است از انواع و اقسام مارها. بعضی از این مارها در ماسه ها پنهان می شوند و ناگاه انسان را نیش می زنند. بنابراین، هم اسرائیلی ها و هم مصری ها سخت از مار وحشت داشتند. نیش مار سمی اغلب به معنای مرگ تدریجی توام با درد و رنج فراوان بود.
در کتاب خروج، خداوند به موسی و قوم اسرائیل فرمان داد تا هیچ گونه بتی به شکل حیوان درست نکنند و در برابر آن زانو نزنند و آن ها را پرستش نکنند (فصل بیستم آیات چهارم و پنجم). اما چرا بعدها خداوند به موسی دستور داد تا مار مفرغی برای شفا از مار گزیدگی درست کند؟
نخست آن که خداوند فرمان نداد تا موسی بتی بسازد و قوم آن را پرستش کند. "مار مفرغی" نمادی بود از ایمان یهودیان به این که خدا می تواند آن ها را شفا دهد. قرن ها بعد، حزقیا پادشاه اسرائیل مار مفرغی را که موسی ساخته بود، خرد و نابود کرد، زیرا یهودیان تا آن موقع مار مفرغی را می پرستیدند و برایش بخور می سوزاندند (دوم پادشاهان فصل هجدهم آیه چهارم). در طی زمان، مار مفرغی به جای آن که برای یهودیان یادآور خدا باشد که آنان را با معجزات از مصر خارج کرد و به هنگام بیماری، شفای شان داد، شی ئی شده بود برای پرستش. از این رو حزقیا مجبور شد آن را از بین ببرد.
دوم آن که مار مفرغی برای شفای اسرائیلی ها از بلایی مهلک ساخته شده بود. مار مفرغی حضور و قدرت خدا را نشان می داد و یادآور رحمت و بخشش او برای مردم بود. در دوران عهد جدید، عیسی چنین توضیح داد که درست همان طور که قوم اسرائیل توانستند با نگریستن به مار مفرغی افراشته شده از بیماری خود شفا یابند، امروز نیز همه ایمانداران مسیحی می توانند با نگریستن به مرگ عیسی بر صلیب، از بیماری گناه نجات یابند. آنچه قوم اسرائیل را شفا داد، نه مار، بلکه ایمان آنان بود به این که خدا می تواند آن ها را شفا دهد. نشانه ایمان نیز اطاعت آن ها بود از دستورات خدا.
نکته سوم این که هر تصویر و مجسمه ای بت قلمداد نمی شود. هنرهای مذهبی شامل تصاویر و مجسمه هایی می باشند که هدف از آن بت پرستی نیست. برای مثال خداوند به موسی دستور داد تا دو مجسمه شبیه فرشتگان بسازد و آن ها را بر روی صندوق عهد نصب کند. بایستی میان خدا که نمادی را انتخاب کرده و اشیایی که به نام خدا توسط انسان ها ساخته می شوند، تفاوت قائل شد.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است. خوانندگان عزیز، در صورت مشاهده تخلف، لطفا اطلاع دهید.

آیا مسیحیت مخالف ختنه است؟

دفاعیات مسیحی‏

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ


در قرن اول میلادی، عده ای از یهودیان که به مسیحیت گرویده بودند، چنین استدلال کردند که اگر غیریهودیان مسیحی ختنه نکنند، توسط خدا نجات نخواهند یافت. پولس در نامه های خود تحت عناوین رومیان و غلاطیان، با این طرز تفکر غلط مخالفت کرد و چنین توضیح داد که نجات انسان از قلمرو گناه به فیض خدا (یعنی بخشش بلاعوض خدا به افرادی که لیاقت آن را ندارند) بستگی دارد و نه اعمال نیکوی انسان. در دوران عهد عتیق، وقتی ابراهیم به خدا ایمان آورد، هنوز عمل ختنه را انجام نداده بود. سال ها بعد، خدا به ابراهیم دستور داد تا مراسم ختنه را انجام دهد. چهار صد سال بعد، خداوند شریعت را عطا فرمود. زمانی که ابراهیم به خدا ایمان آورد، ختنه روحانی در او انجام شد. بعدها، ختنه جسمانی، که جراحی بهداشتی بود، صرفا نشانه ای شد جهت تایید ختنه روحانی. پولس تاکید کرد که ختنه روحانی باعث نجات انسان می شود، اما هرگز با ختنه جسمانی مخالفت نکرد. طبق دیدگاه مسیحیت، ختنه جسمانی و اعمال نیکو باعث نجات انسان از قلمرو گناه نخواهند شد. این خدا است که نجات می بخشد، وضعیت درونی انسان را تغییر می دهد( شخص منفی و غیرقابل تحمل را به انسان مفید و مثبت تبدیل می کند) و قدرت انجام دستورات خود را توسط روح القدس به انسان نجات یافته و متحول شده عطا می کند.
در عهد جدید، تعلیمی مبنی بر مخالفت با ختنه وجود ندارد. ختنه یک جراحی بهداشتی است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است. خوانندگان عزیز، در صورت مشاهده تخلف، لطفا اطلاع دهید.

۱۳۹۲ شهریور ۲۷, چهارشنبه

آیا خون عیسی به گردن پیلاطس فرماندار رومی اورشلیم است که حکم مصلوب شدنش را صادر نمود ؟

عمانوئیل
خیر

متی باب ۲۷
۲۲ پیلاطس پرسید :« پس با عیسای معروف به می سح چه کنم ؟» و آنان یک صدا گفتند: « مصلوبش کن.» ۲۳ پیلاطس سئوال کرده گفت :« چرا ؟ چه گناهی کرده است؟» اما آنان با فریادی بلندتر گفتند:« مصلوبش کن.» ۲۴ وقتی پیلاطس دید که دیگر فایده ای ندارد و ممکن است شورشی ایجاد شود ، آب خواست و پیش چشم مردم دستهای خود را شست و گفت : « من از خون این مرد بری هستم ! شما مسئولید !» ۲۵ مردم یک صدا فریاد کردند: « خون این مرد به گردن ما و فرزندان ما باشد !» ۲۶ پس از آن براباس را برای آنان آزاد کرد و دستور داد عیسی را تازیانه بزنند و بسپارند تا مصلوب گردد.

آیا خدا خشن است؟

دفاعیات مسیحی‏
09/17/2013
26 شهریور 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

بسیاری بعد از خواندن عهد عتیق، به این نتیجه می رسند که خدا خشن و بی رحم است. مثلا در دوم پادشاهان ذکر شده که خداوند فرشته اش را فرستاد تا صد و هشتاد و پنج هزار سرباز آشوری را به قتل برساند. یا در کتاب یوشع خدا به قوم اسرائیل دستور داد تا ساکنان کنعان را قتل عام کند...
برای درک کتاب مقدس بایستی فصل های قبل و بعد از ماجرا و هم چنین تمام کتاب را به دقت مطالعه کرد. گاهی لازم است به باستان شناسی و فرهنگ دوران باستان رجوع کنیم تا اطلاعات بیشتری از جزئیات کسب کنیم.
اما بسیاری از مردم حوصله مطالعه دقیق و موشکافانه را ندارند. آن ها فقط سئوال می کنند که چرا خدا دستور قتل جمعی را صادر کرد؟ چه هدفی در این خشونت وجود داشت؟
نخست باید بدانیم که در دنیای خشن و بی رحمی زندگی می کنیم. بعد از نااطاعتی آدم و حوا از فرمان خدا، دنیا سقوط کرد و آغشته به گناه شد. متاسفانه آدم و حوا بعد از نافرمانی، به جای توبه و پشیمانی، تقصیر را به گردن یکدیگر انداختند. رفتار آنان از عذر خواهی، فروتنی و ندامت حکایت نمی کرد. در نتیجه، نسل های بعدی آنقدر از خدا دور شدند که به بت پرستی، جنایت و خشونت رو آوردند. بنابراین، خدا عامل خشونت نبود، بلکه جدایی انسان از خدا به واسطه اراده آزاد سبب شد تا خشونت جهان را فرا بگیرد.
در ابتدای خلقت، خدا انسان ها را خشن و وحشی خلق نکرد. بعد از رخنه گناه بود که قائن برادرش هابیل را کشت. امروزه اخبار رادیو و تلویزیون از جنگ، تجاوز، قتل، بی رحمی گزارش می دهند. در حالی که عده ای فکر می کنند خوردن غذا، انسان را نجس می کند، مسیح مشکل دنیا را در پرورش افکار منفی می دید. طبق نگرش مسیح، افکار منفی انسان را آلوده و منحرف می سازد. به عبارت دیگر، زندگی از افکار انسان شکل می گیرد و بر اطرافیان و جامعه تاثیر می گذارد.
نکته دیگر آن که ریشه اصلی خشونت در امور مالی، تربیت خانوادگی، آسیب های روانی نیست. وقتی روح انسان از خدا دور باشد، او به موجودی کاملا خودخواه، وحشی و بی رحم تبدیل می شود. بنابراین، ریشه اعمال خشونت آمیز در عدم ارتباط با خدا به وجود می آید.
حال این سئوال مطرح می شود که اگر عدم ارتباط با خدا علت اصلی خشونت است، چرا خدا به خشونت متوسل می گردد؟
اگر تاریخ و هم چنین کتاب دوم پادشاهان را به دقت بخوانیم، سپاهیان امپراطوری آشور شهرها و روستاهای زیادی رادر سرزمین های مختلف ویران کردند و عده زیادی از مردم را به قتل رساندند. اما خداوند برای قوم اسرائیل نقشه دیگری داشت. او می خواست تا این قوم، او را به مردم جهان معرفی کنند. مسیح بایستی در قوم خداترس یهود متولد می شد تا نقشه نجات انسان اجرا شود. اگر خدا از قوم اسرائیل در برابر سپاهیان بی رحم آشور حمایت نمی کرد، امروز مسیحیت (و هم چنین این مقاله) وجود نداشت. بی تردید، بدون مسیحیت من و شما به خشونت جامعه دامن می زدیم. شاید به یک گروه تروریستی یا تبهکار ملحق می شدیم. و یا وقتی دنیا برای ما غیر قابل تحمل می شد با تیراندازی به سوی مردم، به زندگی خود و دیگران خاتمه می دادیم.
سنخاریب، پادشاه آشور در پیامی به مردم اورشلیم، خدای قوم اسرائیل را ناتوان معرفی کرد. او پیش از حمله به سرزمین اسرائیل، خدایان زیادی را نابود کرده بود. پس پادشاه آشور به این نتیجه رسید که خدای اسرائیل هم چیزی مانند سایر بت های سنگی و چوبی سرزمین های دیگر است. شاید او تاریخ اسرائیل را مطالعه کرده بود، اما به آن اعتقاد و ایمان نداشت. در نظر او آن روایات، تاریخ واقعی نبودند بلکه فقط افسانه هایی از سرزمین یهود بودند. خداوند با قتل سپاهیان آشور ثابت کرد که تاریخ اسرائیل افسانه نبوده است.

مخالفان کتاب مقدس این سئوال را مطرح می کنند که چرا خدا که سرشار از رحمت و محبت است، به قوم اسرائیل دستور داد، تا ساکنان کنعان (سرزمینی که امروزه فلسطین و اسرائیل نامیده می شوند) را قتل عام کنند؟
اگر مخالفان با دقت کتاب مقدس را خوانده باشند، ابتدا درمی یابند که نسل اول قوم اسرائیل که شاهد عینی معجزات بزرگ خداوند در مصر و صحرای سینا بود، به علت گله و شکایت و کم ایمانی، اجازه نیافتند تا وارد سرزمین موعود شوند. از آن نسل فقط دو مرد وفادار به خدا یعنی یوشع و کالیب با خانواده شان به همراه نسل دوم وارد سرزمین کنعان شدند. حتی خود موسی نیز به علت نااطاعتی از ورود به کنعان منع شد. خداوند بارها و بارها در دوران عهد عتیق، قوم اسرائیل را به علت نااطاعتی و بت پرستی تنبیه کرد و حتی آن ها را به تبعید فرستاد. بنابراین، خدا تبعیض قائل نشد. در تبعید بود که قوم اسرائیل هرگز به بت پرستی رو نیاورد، بلکه به شریعت خداوند وفادار ماند.
اشاره های کتاب مقدس و کشفیات باستان شناسی بیانگر آن است که کنعان سرزمین بت پرست ها بود. آن ها نه فقط بسیار بی رحم بودند، بلکه به هنگام پرستش بت های شان، با حیوانات رابطه جنسی برقرار می کردند، زنان جوان، دختران، کودکان و حتی نوزادان را برای خدایان شان قربانی می کردند و در مقابل بت های خود به زنا و همجنس بازی می پرداختند. در نتیجه، خداوند کراهت داشت تا قوم برگزیده او در کنار این اقوام زندگی کنند. خداوند بارها به قوم اسرائیل هشدار داد که با این مردمان شرور ارتباط برقرار نکنند.
نکته جالب این است که کنعانیان درباره معجزات خدای اسرائیل در مصر و صحرای سینا کاملا اطلاع داشتند. خداوند، در طی سال های سرگردانی و توقف یهودیان در صحرای سینا، به کنعانیان فرصت داد تا به خود بیایند و توبه کنند. اما آن ها اعتنایی نکردند و به راه و روش گناه آلود خود ادامه دادند. در دوران یوشع، بر خلاف دستور خدا، قوم اسرائیل ساکنان شرور و بت پرست کنعان را کاملا نابود نکرد، بلکه حتی در مواردی با آن ها سازش نمود و نتیجه این اشتباه یهودیان را در کتاب داوران می بینیم. تاثیر منفی که بت پرست ها بر نسل های بعدی قوم اسرائیل گذاشتند، در عهد عتیق و تاریخ باستان به ثبت رسیده است. هنگامی که خدا به علت بت پرستی، یهودیان را ترک می کرد، قوم اسرائیل ضعیف می شد و تحت سلطه کنعانیان و دیگر اقوام بت پرست قرار می گرفت. آن قوم ها همواره از دشمنان قسم خورده اسرائیل بودند. به عبارت دیگر، دشمنی آن قوم ها و هم چنین انتقال فرهنگ بت پرستی و منحط اخلاقی شان، بارها و بارها قوم اسرائیل را به ضعف و انحراف کشاندند.
باید از مخالفان کتاب مقدس پرسید که آیا خودشان حاضر هستند با همسایگان خلافکار و افراد بزهکار در یک محله و کوچه زندگی کنند؟ آیا اجازه می دهند که فرزندشان با فرزندان چنین خانواده هایی دوست و هم بازی شود؟
با این توصیف، در کتاب یونس می خوانیم که ملوانان بت پرست و هم چنین اهالی شهر نینوا توبه کردند و خداوند از نابودی آن ها صرف نظر کرد. در ضمن، راحاب و خانواده اش که از ساکنان کنعان بودند، به خدای اسرائیل ایمان آوردند و از مرگ حتمی نجات یافتند. نام راحاب در نسب نامه مسیح موجود است. هم چنین در عهد جدید از راحاب به عنوان قهرمان ایمان یاد شده است (عبرانیان فصل یازدهم).
قوم اسرائیل می بایست در سرزمین کنعان اسکان می یافت تا از آن منطقه خدای حقیقی را به دنیای باستان معرفی نماید، اما وجود اقوام سرکش و شرور که حاضر به پذیرش خدای اسرائیل نبودند و علی رغم پیروزی ها و معجزاتی که خدا برای یهودیان انجام داد، به مخالفت و ستیز می پرداختند، مانع بزرگی برای نقشه خداوند بودند.
خداوند از خشونت استفاده کرد تا عدالت را اجرا کند و مانع از اشاعه بت پرستی، فساد اخلاق و نابودی نقشه نجات بشر توسط عیسی مسیح شود.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است. خوانندگان عزیز، در صورت مشاهده تخلف، لطفا اطلاع دهید.