۱۳۹۲ شهریور ۲۱, پنجشنبه

امنیت دختران در خیابان‌های ایران یا ...

دفاعیات مسیحی

مخالفان ادعا می کنند که نحوه مرگ یهودای اسخریوطی (یکی از حواریون که به مسیح خیانت کرد، سپس پشیمان شد و خودکشی نمود) در روایت های متی و اعمال رسولان اختلاف است. در متی آمده که یهودا خود را حلق آویز کرد، اما در کتاب اعمال گفته شده که یهودا درمزرعه ای با سر به زمین افتاد و بدنش پاره شد و امعاء و احشایش بیرون ریخت. آن ها می پرسند:"چگونه هر دو روایت می تواند درست باشد؟"
ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که منتقدان هر دو متن را با دقت بررسی نکرده اند. هر دو متن (متی فصل بیست و هفتم آیات سوم تا دهم و اعمال رسولان فصل اول آیات شانزدهم تا بیستم) به "مزرعه خون" اشاره می کنند.
دو.مخاطب پطرس در کتاب اعمال، شاگردان مسیح می باشد. آن ها همگی می دانستند دقیقا چه اتفاقی افتاده. پس نیازی به توضیح واضحات نبود. مردم شهر اورشلیم هم درباره نحوه مرگ یهودا شنیده بودند.
سه. پشیمانی یهودا، توبه حقیقی نبود، بلکه تاسف ناشی از عذاب وجدان بود. یهودا فکر کرد که با بازگرداندن پولی که کاهن اعظم به خاطر تسلیم عیسی به او داده، می تواند وجدان خود را آرام سازد (متی فصل بیست و ششم آیه پانزدهم). اما پس دادن پول ها، وجدان یهودا را آسوده نکرد. انسان بدون توبه حقیقی نمی تواند پاک شود. پیروان عیسی او را نکوهش می کردند و خودش نیز از خود متنفر شد. متوجه گناه خود شد. او حتی گناهش را به رهبران مذهبی یهود، اعتراف کرد (متی فصل بیست و هفتم آیه چهارم). اما این کافی نبود. بسیاری از مجرمان بزرگ می توانند بگویند که "گناه کرده ام"، بی آن که توبه کنند. توبه یعنی فروتن کردن خویشتن در حضور خدا و درخواست رحمت و سپس رویگردان شدن از گناه.اعتراف گناه، تنها اولین گام در راه توبه است (اول یوحنا فصل یکم آیه نهم).
رهبران مذهبی یهود به وجدان ناآرام یهودا اهمیتی ندادند. آن ها در گناه او شریک بودند، اما احساس ندامت نمی کردند. حتی سعی نکردند تا یهودا را دلداری دهند. آن ها او را با وحشت و نومیدی اش به حال خود گذاشتند. شریک های گناه هرگز در پایان ماجرا، دوستان وفاداری از آب در نمی آیند.
یهودا در نومیدی خود، از زندگی خود منزجر شد و خود را حلق آویز کرد. به هنگام مرگ یا کمی بعد از مرگش، به زمین افتاد. باستان شناسان در محلی که طبق سنت، مکان مرگ یهودا محسوب می شود، مشاهده کرده اند که مزرعه خون، در پایین یک صخره مرتفع در بیرون از اورشلیم قرار دارد. بنابراین، روایت اعمال رسولان درست است. دلیل نامگذاری مزرعه خون، این بود که یهودا بعد از حلق آویز کردن خود، به آن زمین افتاد و زمین آغشته به خون شد. این نکته را مردم اورشلیم می دانستند.
طبق روایت متی، رهبران مذهبی یهود، با پولی که یهودا بازگردانده بود، زمینی خریدند که به مزرعه کوزه گر مشهور است. آن زمین را برای تدفین غیر یهودیانی خریدند که در اورشلیم از دنیا می رفتند.
چهار. بر طبق اعمال رسولان فصل یکم آیه هجدهم، این مزرعه را یهودا خرید. اما این فقط حالت شرعی قضیه بود. مزرعه را در واقع کاهنان خریدند، اما از آن جا که نمی خواستند مایملک یهودا را وارد بیت المال کنند، زمین را به نام یهودا خریدند. در این صورت، زمین فقط از لحاظ شرعی از آن یهودا بود، بنابراین می توان گفت که یهودا آن را خرید.
نمایی از مزرعه خون در اورشلیم

اگر عیسی خدا بود، چطور می توانست به خدا دعا کند؟

Christian Apologetics
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

وقتی عیسی متولد شد، به پسر خدا تبدیل نشد. مسیح قبل از ظهور خود بر زمین، رابطه ازلی با خدا داشت. مسیح در تثلیث حضور دارد، همان طور که روح القدس حضور دارد. او همواره با پدر و روح القدس در ارتباط است. بنابراین، گفتگوی مسیح و پدر غیر طبیعی نیست. گفتگوی او با پدر نشان می داد که تثلیث واقعی است. زمانی که مسیح در جهان بود، دعای او به خدای پدر، نه فقط خدا بودن مسیح را زیر سئوال نمی برد، بلکه نشانه رابطه اش در تثلیث بود. اگر مسیح تا این حد به دعا اهمیت می داد، ما نیز باید یاد بگیریم که با خدا دوست و صمیمی شویم. اعتقاد به خدا کافی نیست. خداوند خواهان ارتباط با انسان است. آن هم نه از نوع مکانیکی و سیستماتیک. دوستی با خدا ورای حفظ جملات دعا است. وقتی می خواهید با والدین، همسر، فرزند و دوستان تان صحبت کنید، آیا با جملات از قبل حفظ شده و ادبی سخن می گویید؟ راحت و صمیمانه با خدا حرف بزنید و تاثیر شگرف آن را در زندگی تان ببینید. در همین رابطه دوستانه است که با تثلیث آشنا می شوید. مطالعه کتاب و مقالات درباره تثلیث مفید است، اما درک تثلیث به میزان دوستی و صمیمیت شما با خدا بستگی دارد.

‏مطالعه کتاب مقدس
بررسی کتاب ناحوم: خدا بر تمام زمین، حتی بر کسانی که او را نمی شناسند، حاکم است. خدا قادر مطلق است و هیچکس نمی تواند تدبیرهای او را خنثی کند. خدا بر هر شخصی که بکوشد در مقابل او بایستد، چیره خواهد شد. قدرت انسانی در مقابل خدا بی معنا است. 
اگر شما از افراد قدرتمند و نفوذشان هراسان هستید، به خاطر داشته باشید که فقط خدا می تواند شما را از ترس و ستم آنان رهایی دهد. ما باید به خدا متکی باشیم، زیرا تنها او بر تمام تاریخ، تمام زمین و زندگی ما حاکم است.

۱۳۹۲ شهریور ۲۰, چهارشنبه

فیلیپیان باب ۴

۹ تمام چیزهائی را که از من آموختید و بدست آوردید یعنی آنچه را از من شنیدید سرمشق خود ساخته به عمل آورید که در این صورت خدائی که منبع آرامش است با شما خواهد بود.

دعای عیسی مسیح برای ایمانداران چه بود ؟

عمانوئیل
یوحنا باب ۱۷
۲۰ « فقط برای اینها دعا نمی کنم بلکه برای کسانی هم که بوسیلۀ پیام و شهادت آنان به من ایمان خواهند آورد، ۲۱ تا همه آنان یکی باشند آنچنانکه تو ای پدر در من هستی و من در تو و آنان نیز در ما یکی باشند تا جهان ایمان بیاورد که تو مرا فرستاده ای. ۲۲ آن جلالی را که تو به من داده ای به آنان داده ام تا آنها یکی باشند آنچنانکه ما یکی هستیم، ۲۳ من در آنان و تو در من ــ تا آنها بطور کامل یکی باشند و تا جهان بداند که تو مرا فرستادی و آنها را مثل خود من دوست داری. ۲۴ « ای پدر، آرزو دارم کسانی که به من بخشیده ای در جائیکه من هستم با من باشند تا جلالی را که تو بر اثر محبت خود پیش از آغاز جهان به من دادی ببینند. ۲۵ ای پدر عادل ، اگر چه جهان تو را نشناخته است، من تو را شناخته ام و اینها می دانند که تو مرا فرستادی.

آیا افسانه باستانی هروس با زندگی مسیح شباهت دارد؟

 دفاعیات مسیحی‏ 
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در قرن نوزدهم، مخالفان مسیحیت ادعا کردند که نه فقط مسیح شخصیت تاریخی نبوده، بلکه روایات مربوط به زندگی او از داستان های بت پرستان کپی برداری شده است. در آن زمان علم باستان شناسی جوان بود و بسیاری از آثار و مدارک تاریخی در مورد مسیح کشف نشده بود. بنابراین، توجه مخالفان قرن نوزدهم به یکی از افسانه ها تحت عنوان "هروس" (خدای باستانی مصریان) معطوف گردید. آن ها این روایت غیر واقعی را به عنوان سند و مدرک بر علیه مسیحیت ارائه دادند و مدعی شدند که یکی از منابع اناجیل، افسانه هروس است.
شباهت های افسانه هروس با زندگی مسیح به روایت مخالفان مسیحیت:
یک. در روز 25 دسامبر از باکره ای به نام ایسیس مریم، زاده شده است.
دو. یک ستاره، ظهور هروس را اعلام نمود و سه پادشاه او را به عنوان منجی پرستیدند.
سه. هروس در دوازده سالگی، معلم نابغه ای بود.
چهار. در سی سالگی تعمید گرفت و خدمات خود را شروع کرد.
پنج. هروس دوازده شاگرد داشت.
شش. او مصلوب شد و دفن گردید و بعد از سه روز از مردگان زنده شد.

اما کارشناسان متن داستان هروس را به دقت بررسی کردند و نتیجه تحقیقات بدین شرح است:
یک. هروس از ایسیس متولد شد. در روایت هروس، ایسیس مریم وجود ندارد.
دو. در داستان هروس، ایسیس باکره نبود، بلکه بیوه بود.
سه. طبق روایت اصلی، هروس در یکی از ماه های اکتبر یا نوامبر متولد شد. تولد او در ماه دسامبر نبود. علاوه براین، در اناجیل ماه تولد مسیح مشخص نشده است.
چهار. در روایت هروس، از"سه پادشاه" ذکری به میان نیامده است. هم چنین کتاب مقدس تعداد ستاره شناسان را که از مسیح دیدار کردند، ذکر نکرده است.
پنج. روایت هروس از دوران دوازده سالگی او سخن نمی گوید.
شش. هروس هرگز تعمید نگرفت. تنها شرحی که درباره آب شده آن است که آب هروس را فرا گرفت و مادر او (ایسیس) از خدای تمساح خواست تا هروس را به ماهی تبدیل کند.
هفت. هروس به مردم جهان هیچ گونه خدمتی نکرد.
هشت. هروس، دوازده شاگرد نداشت. مطابق داستان، او فقط چهار نیمه خدا داشت. علاوه برآن، عده ای هم (که تعداد شان مشخص نیست) پیرو هروس بودند و با دشمنان او می جنگیدند.
نه. هروس مرد، اما او هرگز مصلوب نشد. هروس منجی بشر نبود و برای هیچکس جان خود را فدا نکرد.
ده. در روایت اصلی، هیچ اشاره ای مبنی بر این که هروس سه روز در قبر بود، وجود ندارد.
یازده. هروس توسط مادرش زنده شد تا در روح به خدای ناشناخته جهان تبدیل شود. او بعد از مرگ مانند مسیح دارای بدن نبود.

وقتی داستان هروس را با زندگی مسیح مقایسه می کنیم، هیچ وجه تشابهی میان آن دو مشاهده نمی شود.