۱۳۹۵ آبان ۱۳, پنجشنبه

اگرخدا مهربان است، چرا نخست زادگان مصر را کشت؟ (خروج فصل 12 آیه 29)

Christian Apologetics دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
فرعون قصد نداشت دست از لجاجت بردارد و قوم اسرائیل را آزاد کند. او دستور داد تا هر نوزاد پسر اسرائیلی را در رود نیل بیندازند (خروج فصل اول آیه 22). قوم اسرائیل به مدت چهارصد سال در مصر برده بودند و مورد ظلم و ستم قرار گرفتند (پیدایش فصل 15 آیه 13). خداوند به ابرهیم وعده داده بود "آنانی که به تو بدی نمایند، لعنت می کنم" (پیدایش فصل 12 آیه 3). 
اگر خدا به وعده اش مبنی بر حمایت از قوم اسرائیل عمل نمی کرد، در واقع به عهدشکنی متهم می گردید. در نظر داشته باشید که فرعون هر پسر نوزاد اسرائیلی را محکوم به مرگ کرد تا رود نیل انداخته شوند، در حالی که داوری خدا فقط محدود به نخست زاده فرعون و همفکرانش بود. 
موسی دید که بوته ای شعله ور است، ولی نمی سوزد. در آن جا بود که برای اولین بار خداوند با موسی سخن گفت (خروج فصل 3 آیات 2- 3). بوته، سمبل قوم اسرائیل بود که آتش امپراطورهای فرعون تا هیتلر و دشمنان قسم خورده یهودیان قادر نیستند اسرائیل را نابود سازند. امپراطورهای مصر، بابل، آشور، روم و هیتلر سرنگون شدند و موفق نشدند نسل قوم اسرائیل را ریشه کن نمایند. آتش به شدت از درون بوته زبانه می کشید، ولی نمی توانست آن را تباه سازد! قوم اسرائیل فرزندان ابراهیم هستند و از طریق این قوم خدای حقیقی معرفی گردید و نجات بشر توسط عیسی مسیح تضمین شد. 
موسی درباره مرگ نخست زاده به فرعون هشدار داد و از قبل او را از این واقعه آگاه کرد. اما فرعون به هشدار موسی بی توجهی کرد (خروج فصل 11 آیات 4- 10).
در خروج فصل 12 آیه 38 می خوانیم که غیر یهودیان هم همراه قوم اسرائیل از مصر خارج شدند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که عده ای از مصری ها و اقوام دیگر نه فقط به خدای حقیقی ایمان آوردند، بلکه از دستور خداوند مبنی بر پاشیدن خون به روی درهای خانه ها اطاعت کردند تا نخست زادگان شان توسط فرشته کشته نشوند (خروج فصل 12 آیه 13).
به یاد داشته باشیم که مرگ نخست زادگان، آخرین بلای خداوند در مصر بود. خداوند نمی خواست بیشتر از این مردم مصر را به علت سختدلی فرعون تحت فشار بگذارد.
گاهی خدا اجازه می دهد که کودک در محیط فاسد و آلوده به گناه بزرگ نشود تا به روح او آسیبی نرسد. به عنوان مثال، این موضوع را می توان از شرح حال یربعام پادشاه و فرزندنش "ابیا" که مریض شد، فهمید (اول پادشاهان فصل 14).
یربعام به همسرش گفت که تغییر قیافه دهد و نزد اخیای نبی که پادشاه شدن او را پیشگویی کرده بود، برود و از او سئوال کند که فرزندش زنده خواهد ماند یا نه. ولی قبل از آن که همسر پادشاه نزد نبی برسد، خدا با نبی صحبت کرد و به او فرمود که خانواده شریر یربعام دچار غضب الهی شده است و هم چنین "ابیا" فرزند پادشاه خواهد مرد تا بلایایی را که بر آن خانواده عارض خواهد شد، نبیند. 
خداوند به همسر یربعام گفت:"تنها فرد خوبی که خداوند، خدای اسرائیل در تمام خانواده یربعام می بیند، همین بچه است" (اول پادشاهان فصل 14 آیه 13). 
در کتاب مقدس دلایل الهیاتی قانع کننده وجود دارند که اشاره می کنند کودکان در جهنم حضور ندارند. نخست، وقتی که کودکان می میرند و به حضور خدا می روند، سنت کتاب مقدسی معتقد است به "سن و سالی که بتواند مسئول و پاسخگوی اعمال و گفتار" باشد. در اشعیاء فصل 7 آیه 16 به دورانی اشاره می کند که یک کودک نمی تواند از نظر اخلاقی به خداوند پاسخگو باشد:"قبل از این که کودک خوب از بد را تشخیص دهد". 
داود پادشاه، بعد از مرگ نوزادش گفت:"من پیش او خواهم رفت، ولی او نزد من باز نخواهد گشت" (دوم سموئیل فصل 12 آیه 23). داود رابطه بسیار صمیمانه ای با خدا داشت. او بدون آن که شک و تردیدی به خود راه دهد، می دانست پس از مرگ نزد خدا خواهد رفت. آنچه درباره فرزندش گفت، ناشی از ناآگاهی نبود. او اذعان کرد که پسرش را در بهشت می بیند. اشاره داود به این نکته است که نوزادان و کودکان پس از مرگ، به بهشت می روند. 
خدا نیز عواقب دردناک اعمال فرعون را گریبانگیر او و همفکرانش کرد. فرعون نمی توانست باور کند که کسی بزرگ تر از او وجود دارد. این بی ایمانی لجوجانه سبب شد دلش سخت گردد. چنان سخت که حتی آن همه بلایای عظیم هم نتواند او را تغییر دهد. تا این که عاقبت وقوع بزرگ ترین بلا، یعنی مرگ پسرش، او را واداشت قدرت و اقتدار خدا را باور کند. قبل از آن، خدا به فرعون بارها فرصت داد تا نظرش را تغییر دهد.
این اتفاق دردناک سبب شد تا فرعون بدون هیچ شرطی اجازه دهد تا قوم اسرائیل از مصر خارج شوند. اگر این اتفاق رخ نمی داد، فرعون و شاید پسرش که جانشین او می گردید، به سختدلی خویش ادامه می دادند و مردم مصر رنج و درد بیشتری را متحمل می گردیدند. 
خداوند باید ضربه نهایی را می زد تا خروج قوم اسرائیل صدها سال به تاخیر نیانجامد. سی اس لوئیس در کتاب "مشکل رنج" چنین نوشت:"خدا در لذت های ما نجوا می کند، در وجدان ما صحبت می کند و در رنج های ما فریاد می کشد. این رنج ها در واقع بلندگوهای او برای بیدار کردن دنیای ناشنوا می باشند".
نکته دیگر این که اشتباه است که فرض کنیم از آن جا که مردم هیچگونه کنترلی بر تصمیمات فرعون نداشتند، صرفا قربانی تصمیمات فرعون بودند. قطعا هر مصری این فرصت را داشت تا از داوری هولناک خدا بگریزد و به موسی و قوم اسرائیل پناه آورد. تردیدی نیست که در نتیجه داوری خدا، عده زیادی از اهالی مصر به عبرانیان ملحق شده بودند. خروج فصل 12 آیه 38 می گوید که از قوم های دیگر نیز در میان عبرانیان بودند که همراه ایشان از مصر بیرون آمدند. 
از سوی دیگر، این تصور هم غلط است که چون فرعون بر تصمیم خود پافشاری می کرد و تغییرناپذیر بود، پس مردم مصر نیز نمی توانستند تغییر کنند! اگرچه مصریان زیر سلطه فرعون بودند، اما می توان تصور کرد که آن ها می توانستند علیه سیاست غلط فرعون، به مخالفت و اعتراض بپردازند و یا حکومت او را سرنگون کنند. 


در خروج فصل 12 آیه 33 می خوانیم که اهالی مصر به قوم اسرائیل اصرار کردند تا هر چه زودتر از مصر بیرون بروند. مصریان از هیچ کاری فروگذار نبودند تا اسرائیلی ها کشورشان را ترک کنند. خروج فصل دوازدهم نشان می دهد که مردم مصر آشکارا مایل بودند از مشکلی که فرعون به وجود آورده بود، رهایی یابند.
 

۱۳۹۵ آبان ۹, یکشنبه

ادعای مسلمانان: اگر در قرن اول میلادی، مسیح و پیروانش با مخالفت مسلحانه دشمنان روبرو شده بودند، به جای محبت ورزیدن، به جنگیدن روی می آوردند!

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
این ادعا کاملا غیر منطقی و باورنکردنی است. حتی قرآن هم اشاره کرده که یهودیان تصمیم گرفتند عیسی را مصلوب کنند (سوره نساء آیات 157).
یک. اناجیل گزارش دادند که جان مسیح هم در سرزمین اسرائیل در خطر بود. عاقبت او را مصلوب کردند.
دوم. مسیح درباره سرنوشت پیروانش پیشگویی کرد که زمانی خواهد رسید که شما را خواهند کشت (یوحنا فصل 16 آیه 2). آیا حکم محبت به دشمنان فقط به مکان های امن و آرام محدود بود؟ چرا مسیح و رسولان تبصره ای به تعالیم خود اضافه نکردند که اگر دشمنان مقاومت نشان دادند، آنان را به قتل برسانید؟
مسیح فرمود:"خدا آفتاب خود را بر همه می تاباند، چه بر خوبان و چه بر بدان. باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می باراند. اگر فقط با دوستان خود، دوستی کنید، با کافران چه فرقی دارید؟ زیرا کافران نیز چنین می کنند" (متی فصل 5 آیات 45- 47).
سوم. بر اثر قتل استیفان (اعمال رسولان فصل 7 آیات 59- 60) و تدابیر سختی که توسط رهبران یهود برای ریشه کردن نهضت مسیحیت اتخاذ گردید، مسیحیان به کشورهای دیگر مهاجرت کردند.
چهارم. پولس تعقیب و دستگیری مسیحیان را در دستور کار داشت. او در حالی عازم دمشق بود که مدارک لازم را برای دستگیری پیروان عیسی در اختیار داشت. او تصمیم داشت آن ها را به اورشلیم برگرداند و محاکمه کند. چرا شاگردان مسیح بر علیه پولس و همراهانش، جنگ مسلحانه را آغاز نکردند؟ برعکس، پولس در مسیر دمشق با عیسی روبرو شد و زندگی اش تغییر یافت. او در طول فعالیت هایش بارها کتک خورد، دستگیر و زندان شد. عاقبت در دهه شصت میلادی پولس به خاطر ایمانش به مسیح در روم به قتل رسید.
پنجم. هیرودیس پادشاه به آزار و شکنجه عده ای از پیروان مسیح پرداخت. به دستور او، یعقوب برادر یوحنا با شمشیر کشته شد. سپس پطرس را دستگیر کرد. هیرودیش قصد داشت پطرس را در ملاءعام اعدام کند. اما فرشته خداوند او را از زندان آزاد کرد (اعمال رسولان فصل 12 آیات 1- 11).
ششم. آزار و اذیت مسیحیان از زمان کلودیس امپراطور روم (41- 54 میلادی) آغاز گردید. جانشین او نرون بود. او مسیحیان زیادی را محاکمه کرد و به قتل رسانید. پطرس و پولس در دوران امپراطوری نرون شهید شدند. هم زمان بسیاری از مسیحیان مصلوب شدند یا به منظور تفریح مردم در میدان نبرد گلادیاتورها رها می شدند تا در معرض سگ های وحشی و شیرهای درنده قرار گیرند.
بعضی از مسیحیان را به چوب هایی در باغ نرون بستند و بدن های آنان را سوزاندند تا به عنوان شعله هایی جهت روشن کردن باغ در شب به کار بروند. این در حالی بود که نرون برهنه سوار بر ارابه خویش از نگاه کردن بر قربانیانی که از شدت سوختن در حال مرگ بودند، لذت می برد.
هفتم. فرض کنید مسلمانان در قرن اول میلادی زندگی می کردند و با همین جفاها و بی رحمی ها روبرو می شدند، واکنش آنان چه بود؟
هشتم. مسیح و رسولان برای گسترش مسیحیت از محبت مافوق طبیعی الهی بهره جستند. در قرن اول میلادی، علی رغم تعقیب و دستگیری گسترده و شکنجه و مصلوب کردن مسیحیان، انداختن آن ها در مقابل شیرهای گرسنه... محبت خدا آنقدر قوی بود که به توسل به زور و اسلحه نیازی احساس نمی گردید.
تاثیر محبت الهی در طول تاریخ نه فقط فروکش نکرده، بلکه امروزه نیز همانند قرن اول میلادی توسط کلیساها و میسیونرها قابل مشاهده است. نمونه بارز آن "مادر ترزا" بود که خدمات زیادی به بینوایان هندوستان عرضه نمود، بدون آن که به بمب، اسلحه، شورش، گروگانگیری و تخریب اموال روی آورد. در نتیجه مردم هندوستان و حتی بسیاری در جهان از او به نیکی یاد می کنند.
از سوی دیگر، بسیاری از سازمان های مسیحی در کشورهای غربی از طریق قانونی با قوانین غلط و فسادبرانگیز مبارزه می کنند، بدون آن که امنیت و آرامش جوامع را مختل نمایند و سبب کشتار و آوارگی میلیون ها نفر شوند.
سوال این است که الهیات اسلام چگونه می تواند مبحث "تاثیر قدرت مافوق طبیعی محبت الهی بر بشر" را ارتقاء بخشد؟ چرا کسانی که قبلا مسیحی بوده اند، بعد از گرویدن به دین اسلام، اسلحه به دست گرفته تا با دشمنان اسلام یا سایر فرقه های اسلامی بجنگند؟ یا چرا وقتی مشاهده می کنند که یک مسیحی انجیل را بشارت می دهد، به پلیس گزارش می دهند؟
نهم. محبت نه تنها باعث شکست مسیحیت نشد، بلکه امروزه پیروان مسیح بیش از ادیان دیگر می باشند. میلاد مسیح، تقویم اصلی جهان است و در سطح بین المللی قرار ملاقات ها و قرادادهای سیاسی، اقتصادی و نظامی با تقویم میلادی انجام می شود. کشورهای اسلامی از نظر اقتصادی و نظامی به کشورهای مسیحی (روسیه، آمریکا و اروپا) وابسته هستند. حتی مسلمانان به هنگام ضعف و ناتوانی در مقابل دشمن، از کشورهای مسیحی درخواست کمک می کنند. اتحاد نظامی روسیه با دو کشور مسلمان ایران و سوریه مثال بارزی است.
دهم. امروزه اکثر پناهندگان مسلمان به کشورهای مسیحی مهاجرت می کنند. جالب است که این اتفاق در صدر اسلام هم رخ داد. هشتاد تن از اصحاب پیامبر اسلام برای گریز از آزار و اذیت بت پرستان قبیله قریش، به حبشه گریختند. حبشه کشور امن و آرامی بود و پادشاه مسیحی آن "نجاشی" نام داشت. او مردی مهربان و رئوف بود.
دشمنان اسلام برای نجاشی هدایا فرستادند و درخواست کردند پناهندگان مسلمان را به آن ها تحویل دهد. اما نجاشی با درخواست آنان موافقت نکرد. نجاشی به دشمنان اسلام پاسخ داد:"مسلمانان از میان تمام سرزمین ها، کشور مرا برگزیدند و من آن ها را تحویل نخواهم داد."
اگر کتاب مقدس تحریف شده بود، رفتار نجاشی با پناهندگان مسلمانان چگونه بود؟ چرا نجاشی، پناهندگان مسلمان را با زور و تهدید به مرگ، وادار نکرد تا آنان، دین خود را تغییر دهند؟ اگر مسیح و رسولان این حکم را صادر می کردند که آن کسی که مسیحیت را نپذیرفت، باید کشته شود، گزارش مسلمانان از رفتار و واکنش نجاشی چه بود؟
یازدهم. محبت مسیح امروزه نیز مشاهده می شود: مسلمانان در کشورهای غربی می توانند اقدام به تاسیس مسجد کنند و به نشر و ترجمه آثار اسلامی بپردازند. قرآن و ادبیات اسلامی در کتاب فروشی ها و وب سایت های کشورهای مسیحی آزادانه و بدون ممانعت به فروش می رسند. در نتیجه ادیان و آیین های مختلف به قرآن دسترسی دارند. اما چرا کشورهای اسلامی از تاسیس کلیسا و چاپ و نشر کتاب مقدس جلوگیری به عمل می آورند؟
دوازدهم. اگر مسیحیت در جهان امروز نبود، آیا نهضت کمونیزم و ایدئولوژی هیتلر می توانستند به مسلمانان جهان یاری رسانند؟
سیزدهم. هر کسی می تواند بدی را با بدی پاسخ دهد. اما محبت کردن دشمن، نیاز به قدرت مافوق طبیعی الهی دارد. خدا می خواهد که شما به شفای قلب های جریحه دار کمک کنید. آیا تعجب می کنید که چرا یوسف نخست وزیر مصر، ابرقدرت زمانه خود شد؟ یوسف رحمت و محبت خدا را به مردم عرضه می کرد و خدای قدرتمند هم آن گونه شرایط او را از بردگی به نخست وزیری تغییر داد و برکات الهی به زندگی او سرازیر شد.

۱۳۹۵ آبان ۸, شنبه

امروزه اکثر پناهندگان مسلمان به کشورهای مسیحی مهاجرت می کنند. جالب است که این اتفاق در صدر اسلام هم رخ داد. هشتاد تن از اصحاب پیامبر اسلام برای گریز از آزار و اذیت بت پرستان قبیله قریش، به حبشه گریختند. حبشه کشور امن و آرامی بود و پادشاه مسیحی آن "نجاشی" نام داشت. او مردی مهربان و رئوف بود. دشمنان اسلام برای نجاشی هدایا فرستادند و درخواست کردند پناهندگان مسلمان را به آن ها تحویل دهد. اما نجاشی با درخواست آنان موافقت نکرد. نجاشی به دشمنان اسلام پاسخ داد:"مسلمانان از میان تمام سرزمین ها، کشور مرا برگزیدند و من آن ها را تحویل نخواهم داد." اگر کتاب مقدس تحریف شده بود، رفتار نجاشی با پناهندگان مسلمانان چگونه بود؟ چرا نجاشی، پناهندگان مسلمان را با زور و تهدید به مرگ، وادار نکرد تا آنان، دین خود را تغییر دهند؟ اگر مسیح و رسولان این حکم را صادر می کردند که آن کسی که مسیحیت را نپذیرفت، باید کشته شود، گزارش مسلمانان از رفتار و واکنش نجاشی چه بود؟

۱۳۹۵ آبان ۷, جمعه

چرا جشن هالوین مطابق نگرش کتاب مقدس نیست؟

"دفاعیات مسیحی"

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
بیش از 2000 سال قبل جشن هالووین توسط قوم "سلت" که در شمال فرانسه و ایرلند سکنی داشتند، ابداع شد. این قوم طبیعت را پرستش می کردند و خدایان زیادی داشتند. سال نو این قوم، اول نوامبر بود. آن ها معتقد بودند که ماه نوامبر پایان فصل خورشید و آغاز فصل تاریکی و سرما است. قوم "سلت" با برگزاری جشن و قربانی بر این باور بودند که در این روز، روح درگذشتگان نیز در این مراسم حضور دارند و میان دنیای زندگان و عالم ارواح ارتباط برقرار می شود.
در چنین روزی، قوم سلت پوست حیوانات را بر تن می کردند. به تدریج این آیین در اروپا گسترش یافت و پس کشف آمریکا، مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی این جشن را در آمریکا اجرا کردند. البته بدان معنا نبود که مهاجران به اعتقادات قوم سلت باور داشتند، بلکه فقط برای تفریح و سرگرمی مراسم هالووین را برگزار می کردند.
با گذشت زمان، این مراسم دگرگون شد و مردم در روز هالووین لباس های شخصیت های داستان های ترسناک را بر تن کردند. اما در طول تاریخ، ایمانداران مسیحی همواره مخالف این آیین بودند. با این توصیف، رهبران فرقه کاتولیک (پاپ بانی فیس چهارم و پاپ گریگوری سوم)، روز اول نوامبر را به عنوان روز شیطان انتخاب کردند که بعدها به "هالووین" تغییر نام داد.
واژه "هالووین" به معنای "روز شیطان" است. ژان کلوین و مارتین لوتر (بنیانگذار نهضت پروتستان) و سایر رهبران مسیحی خواستار حذف روز هالووین شدند.
دلایلی که ایمانداران مسیحی برای عدم برگزاری جشن هالووین دارند، عبارتند از:
یک. این جشن متعلق به بت پرستان بود. کتاب مقدس تعلیم می دهد:"اگر تشخیص دادید از جانب خدا هستند، آن ها را بپذیرید. خود را از هر نوع بدی دور نگاه دارید" (اول تسالونیکیان فصل 5 آیات 21- 22).
خداوند به قوم اسرائیل فرمود:"وقتی وارد سرزمین موعود شدید، مواظب باشید که از آداب و رسوم نفرت انگیز قوم هایی که در آن جا زندگی می کنند، پیروی نکنید. مانند آن ها بچه های خود را روی آتش قربانگاه، قربانی نکنید. هیچ یک از شما نباید به جادوگری بپردازد یا غیبگویی، رمالی و فالگیری کند و یا ارواح مردگان را احضار نماید. خداوند از تمام کسانی که دست به چنین کارهایی می زنند، متنفر است. به خاطر همین کارهاست که این قوم ها را ریشه کن می کنم. شما باید در حضور خداوند، پاک و بی عیب باشید" (تثنیه فصل 18 آیات 9- 13).
دو. هالووین باعث جلال شیطان می شود. کتاب مقدس می فرماید:"زمین و هرچه در آن است، از آن خداوند می باشد" (مزمور 24 آیه 1). همه چیز متعلق به خداوند است، بنابراین دلیلی وجود ندارد که روزی به نام "شیطان" نامگذاری شود.
مسیح فرمود:"شیطان از حقیقت نفرت دارد. او دروغگو و پدر دروغگویان است" (یوحنا فصل 8 آیه 44). ذات شیطان اخلاق گرا نیست، و در نتیجه نمی تواند شخص منفی را به فرد مثبت و مفید تبدیل کند. در شیطان هیچ گونه نیکویی ساکن نیست. همه می دانند که دروغ و فریب قادر به تغییر و تحول عمیق روحانی نمی باشد. چگونه ایماندار مسیحی می تواند با قدرت شیطان، دشمن خود را ببخشد و آرامش و صبر الهی را در زندگی خود مشاهده کند؟
کسی که از شیطان پیروی می کند، وضع او بد و بدتر خواهد شد. درخت را از میوه هایش می شناسند. تعالیم الهی و اخلاقی مسیح با ذات شیطان کاملا متضاد است. خداوند باید مقام اول را در زندگی ما داشته باشد.
سه. ترسیدن و ترساندن از اهداف جشن هالووین است. علاقمندان با پوشیدن لباس های شخصیت های تخیلی و ترسناک و هم چنین با حرکات صورت و رفتار شان می کوشند مردم را بترسانند. کتاب مقدس مقدس می فرماید:"زیرا آن روحی که خدا به ما داده است، در ما ترس به وجود نمی آورد، بلکه ما را سرشار از محبت می سازد" (دوم تیموتاوس فصل 1 آیه 7). چرا باید روزی را به نام شیطان و برای ترساندن و ترسیدن انتخاب کنیم؟
چهار. "هالووین" یادآور مراسم بت پرستی است. خداوند به قوم اسرائیل فرمود:"بتخانه ها را نابود کنید. قربانگاه های بت پرستان را بشکنید، ستون هایی را که می پرستند، خرد کنید.
مجسمه های شرم آورشان را بسوزانید و بت های آنان را قطعه قطعه کنید. چیزی باقی نگذارید که شما را به یاد آن ها بیندازد" (تثنیه فصل 12 آیات 1- 4).
هر چیزی که ما را به یاد گناه می اندازد و ما را به گناه وسوسه می کند، می تواند بت پرستی تلقی شود.
پنج. با علاقمندان "هالووین" غذا نخورید. متاسفانه رسم بر این است که در چنین روزی مردم به رستوران ها می روند. رفتن به رستوران ایرادی ندارد، ولی اگر علاقمندان به روز شیطان شما را دعوت به مهمانی می کنند، از پذیرش آن امتناع کنید. کتاب مقدس می فرماید:"شما نمی توانید هم از پیاله سفره خداوند بنوشید و هم از پیاله سفره شیطان. هم از نان سفره خداوند بخورید و هم از نان سفره شیطان" (اول قرنتیان فصل 10 آیه 21).
خوردن از سفره شیطان به این معنا است که فرد با شرکت در مراسم هالووین، در پرستش بت ها یا سهیم شدن در اعمالی که شیطان را جلال می دهد، با شیطان یکی می شود. آیا سعی دارید زندگی خود را در دو جهت، یعنی هم طبق خواسته های مسیح و هم فرهنگ غلط به پیش ببرید؟ کتاب مقدس تعلیم می دهد که نمی توانید هم زمان هر دو را به مرحله اجرا درآورید.
کتاب مقدس می پرسد:"آیا می تواند بین پاکی و گناه پیوندی باشد؟ آیا بین مسیح و شیطان توافقی وجود دارد؟ زیرا شما خانه خدا هستید و خدا در شما ساکن است!" (دوم قرنتیان فصل 6 آیات 14- 16).
مسیح فرمود:"اکنون مقابل در ایستاده می کوبم. هر که صدای مرا بشنود و در را بگشاید، داخل شده با او دوستی دائم برقرار خواهم کرد و او نیز با من" (مکاشفه فصل 3 آیه 20). مسیح می خواهد با شما دوست و صمیمی شود. آیا دعوت او را می پذیرید؟
شش. با حضور در روز شیطان، سبب لغزش کودکان و نوایمانان می شویم. مسیح فرمود که اگر کسی باعث شود تا کسانی که به من ایمان دارند، ایمان خود را از دست بدهند، توسط خدا به سختی مجازات خواهد شد (متی فصل 18 آیه 6).
اگر کودکان و نوایمانان شاهد حضور ایمانداران قدیمی در جشن هالووین شوند، آن ها نیز تشویق خواهند شد تا خود را همرنگ فرهنگ غلط کنند، و بدین ترتیب به تدریج ایمان خود را از دست بدهند. آنان باید در خداوند رشد کنند و حضور الهی، وجد و شادی حقیقی را در آنان پدید آورد.
هفت. خدا می خواهد به ما برکت، شادی و آرامش بخشد. بنابراین باید چهار نکته را رعایت کنیم:
1.کلام خدا
می فرماید:"از راه و رسم قوم ها پیروی نکنید" (ارمیاء فصل 10 آیه 2).
2. "از میان گناهکاران خارج شوید. خود را از آنان جدا سازید. به چیزهای گناه آلود دست نزنید تا شما را بپذیرم" (دوم قرنتیان فصل 6 آیه 17).
3. "ممکن است گناهکاران بکوشند برای این گونه گناهان بهانه هایی بتراشند. اما شما گول این افراد را نخورید، زیرا کسانی که مرتکب چنین گناهانی می شوند، زیر خشم و غضب خدا هستند. زمانی قلب شما نیز سیاه و پر از ظلمت بود، اما حالا پر از نور خداوند است. پس رفتارتان باید این تغییر را نشان دهد. بکوشید دریابید که چه چیزهایی خدا را خشنود می سازد" (افسسیان فصل 5 آیات 6- 10).
4. مسیح فرمود:"اگر در کارهای کوچک درستکار باشید، در کارهای بزرگ نیز درستکار خواهید بود" (لوقا فصل 16 آیه 10).
5. "اگر قبل از هر چیز به ملکوت و عدالت خدا دل ببندید، او همه نیازهای شما را برآورده خواهد کرد" (متی فصل 6 آیه 33).