۱۳۹۵ تیر ۲۸, دوشنبه

عادلان نزد من خواهند آمد زيرا بمن احسان نمودى مزمور١٤٢: ٧

داود در تلخ ترین و تنهاترین روزهای زندگی اش که از ترس شائول و بی وفایی افراد و بی اعتمادی به اطرافیانش به غــاری پناه برده بود گفت : بخاطر نيكويي هایی كه خدا بمن کرده است حتما انسانهاي خوب و خير خواه نزد من خواهند آمد. واین اتفاق برایش افتاد.

امــروز هم نيكويي های خـدا در زندگی شما كليد اصلي جـلب و جـذب افراد مثبت بطرف شماست. بنابراین برکاتتان را بشمارید و نیکویی های خدا را در زندگی تان بیاد آورید . آنها را مهم و ارزشمند بدانید و خـدارا بخاطر تمام احسانهايی که در حـق شما کرده است صمیمانه با شكرگزاری قــدردانــی کنید و با اعتماد بنفس معجزه جــذب شدن افراد مثبت و خیر اندیـش را در اين هفته بيشتر از هر وقت دیگر تجربه كنيد. جلیل سپهر

۱۳۹۵ تیر ۲۷, یکشنبه

* مگر نمی‌دانید كه هرگاه شما خود را به عنوان برده در اختیار كسی بگذارید و مطیع او باشید، شما در واقع بردهٔ آن كسی هستید كه از او اطاعت می‌کنید، خواه بردگی از گناه باشد كه نتیجهٔ آن مرگ است و خواه اطاعت از خدا كه نتیجهٔ آن نیكی ‌مطلق می‌باشد. امّا خدا را شكر كه اگر چه یک زمانی بردگان گناه بودید، ‌اكنون با تمام دل از اصول تعالیمی كه به شما داده شده، اطاعت می‌کنید. و از بندگی گناه آزاد شده، بردگان نیكی ‌مطلق گشته‌اید. به‌خاطر ضعف طبیعی انسانی شما به طور ساده سخن می‌گویم: همان‌طور كه زمانی تمام اعضای بدن خود را برای انجام گناه به بردگی ناپاكی و شرارت سپرده بودید، اكنون تمام اعضای خود را برای مقاصد مقدّس به بردگی نیكی بسپارید. وقتی شما بردگان گناه بودید، مجبور نبودید از نیكی مطلق اطاعت كنید. از انجام آن کارهایی كه اكنون از آنها شرم دارید چه سودی بردید؟ زیرا عاقبت آن کارها مرگ است و اكنون از گناه آزاد گشته بردگان خدا هستید و در نتیجهٔ آن زندگی شما در این دنیا پر از پاكی و عاقبتش حیات جاودان است. زیرا مزدی كه گناه می‌دهد موت است، امّا خدا به کسانی‌که با خداوند ما، مسیح عیسی متّحد هستند، به رايگان حیات جاودان می‌بخشد. رومیان 6: 16_23 (برادر عشقعلی)

۱۳۹۵ تیر ۲۶, شنبه

مقصود یوحنا از "در روح شدم" چیست؟ (مکاشفه فصل 1 آیه 10)

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
هنگامی که یوحنا "مکاشفه" را دریافت کرد، "در روح" بود (مکاشفه فصل 1 آیه 10). مقصود او چه بود؟
یوحنا برای مشاهده رویا، تحت تسلط روح القدس (روح خدا) قرار گرفت. پولس نوشت:"اگر روح خدا در وجود کسی ساکن نباشد، او اصلا مسیحی نیست" (رومیان فصل 8 آیه 9).
به عبارت دیگر، مسیحی واقعی کسی است که روح خدا در او ساکن باشد. روح القدس کمک می کند تا در مشکلات روزانه شما را یاری کند و می توانید دستورات الهی را با قوت روح القدس انجام دهید و هم چنین خدا را خدمت کنید. در واقع با روح القدس قسمتی از نقشه خدا برای بنای کلیسا خواهید شد.
وقتی از قلمرو گناه نجات می یابید، روح القدس در شما ساکن می شود و همان طور که ذکر شد روح خدا در امور مختلف به شما یاری و کمک خواهد کرد. بنابراین یک ایماندر مسیحی می داند که مقصود و منظور یوحنا از "در روح شدم" چیست. وقتی روح القدس در ایماندار مسیحی ساکن است، آن شخص هرگز تحت تسلط شریر و روح های فرشتگان که پیرو شیطان هستند (دیوها) قرار نمی گیرد.
هنگامی که روح القدس، یوحنا را فرا گرفت، او از هوشیاری عمیق روحانی برخوردار گردید. در این وضعیت او قادر بود تا مکاشفات الهی را دریافت کند. خدا زمانی خود را بر ایمانداران ظاهر می سازد که در روح باشند.
با این توصیف، برخی از مفسران معتقدند که خداوند، یوحنا را از نظر روحانی در بر گرفت و او را به عالم ابدیت برد تا وقایع آینده را مشاهده کند.
پولس نیز چنین تجربه ای داشت:"چهارده سال پیش به آسمان برده شدم. از من نپرسید که جسمم به آن جا رفت یا روحم. خود نیز نمی دانم. فقط خدا می داند. به هر حال خود را در بهشت دیدم. در آن جا چیزهای حیرت انگیز و غیر قابل وصف شنیدم" (دوم قرنتیان فصل 12 آیات 1- 4). لوقا شرح می دهد که پطرس به هنگام دعا، رویا دید (اعمال رسولان فصل 10 آیات 9- 16).
با بررسی کتاب مکاشفه درمی یابیم که یوحنا چهار بار می گوید که "روح خدا مرا فرو گرفت":
یک. ابتدا در جزیره پطمس (محل تبعید) بود (فصل 1 آیه 10)
دوم. سپس در آسمان بود:" ناگهان روح خدا مرا فرو گرفت و من خود را در آسمان دیدم. وه که چه با شکوه بود" (فصل 4 آیه 2)
سوم. روح خدا، یوحنا را به بیابان برد (فصل 17 آیه 3)
چهارم. روح خدا، یوحنا را بر روی قله بلندی برد (فصل 21 آیه 10)
در روح بودن یعنی روح القدس رویایی به او می دهد و در آن رویا اوضاع و وقایعی را نشان داد که یوحنا با چشمان انسانی قادر به مشاهده آن ها نبود.
پطرس نوشت که تمام پیشگویی های درست، از روح القدس نشأت می گیرد:"هیچیک از پیشگویی های کتاب مقدس از فکر خود انبیاء تراوش نکرده، بلکه روح القدس در وجود آنان قرار گرفت و حقیقت را به آن ها عطا می کرد تا بازگو نمایند" ( دوم پطرس فصل 1 آیات 20- 21).

۱۳۹۵ تیر ۲۵, جمعه

سوال یکی از خوانندگان غیرمسیحی: آدم نیز مانند مسیح پدر نداشت. آیا او فرزند خدا بود؟

دفاعیات مسیحی

آدم مرتکب گناه شد و از طریق او گناه وارد جهان گردید. پیامبران هم به خاطر گناهان شان توبه کردند. اما مسیح هرگز گناه نکرد. او برای گناهان انسان فدیه شد. او خود را خدا نامید.
چرا وقتی ایمانداران مسیحی، با ایمان و اعتقاد راسخ درخواست ها و دعاهای شان را به نام عیسی خداوند مطرح می کنند، شاهد معجزات و دگرگونی عمیق روحانی در زندگی خود می شوند؟ اگر مسیح خداوند نیست، چرا خدا به دعاهای ایمانداران پاسخ مثبت می دهد؟ چرا یک شخص منفی و غیر قابل تحمل در نام عیسی مسیح خداوند، به فرد مثبت و مفید تبدیل می شود؟ اگر این معجزات و رویدادهای شگفت انگیز به نام عیسی خداوند رخ نمی داد، بدون تردید هیچکس پیرو مسیح نمی شد. فرض کنید به شما دارویی معرفی کنند که هیچگونه تاثیر موثری در رفع بیماری نداشته باشد، آیا مبادرت به خرید مجدد آن دارو خواهید کرد؟
عیسی از رهبران مذهبی یهود پرسید:"چرا داود پادشاه با الهام از خدا، مسیح را خداوند می خواند؟" (متی فصل 22 آیه 43).
عیسی زمانی که کودک بود، ستاره شناسان امپراطوری پارس در برابر او سجده کردند و او را پرستیدند (متی فصل دوم آیه یازدهم). او بارها مورد پرستش قرار گرفت (متی فصل چهاردهم آیه سی و سوم و فصل بیست و هشتم آیه نهم، انجیل یوحنا فصل نهم آیه38).
فرشتگان، پیامبران و رسولان هرگز اجازه نمی دادند که مورد پرستش قرار بگیرند.
مسیح در تعالیم خویش هرگز نمی گفت:"خداوند می فرماید". او با اقتدار تعلیم می داد:"اما من می گویم" (متی فصل های 5 تا 7). مسیح، خدا را پدر می نامید. اما پیامبران می گفتند:"خدایا".
عیسی وقتی متولد شد، به پسر خدا تبدیل نشد. مسیح قبل از ظهور خود بر زمین، رابطه ازلی با خدا داشت. مسیح در تثلیث حضور دارد، همان طور که روح القدس حضور دارد. او همواره با پدر و روح القدس در ارتباط است. بنابراین، گفتگوی مسیح و پدر غیر طبیعی نیست.
گفتگوی او با پدر نشان می داد که تثلیث واقعی است. زمانی که مسیح در جهان بود، دعای او به خدای پدر، نه فقط خدا بودن مسیح را زیر سئوال نمی برد، بلکه نشانه رابطه اش در تثلیث بود. مسیح به شاگردانش یاد داد که چنین دعا کنند:"ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد..." (متی فصل 6 آیه 9). بنابراین مسیحیان بنده نیستد. فرزندان خدا هستند.

۱۳۹۵ تیر ۲۴, پنجشنبه

در بهشت چه نوع بدنی خواهیم داشت؟

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
همه ما دارای بدن هستیم. بدنی که از بدن سایرین متفاوت است. بدن هر یک از ما در توانایی ها و ضعف ها از دیگر بدن ها متفاوت است. کتاب مقدس به همه ایمانداران مسیحی زندگی پس از مرگ و داشتن بدنی شبیه بدن قیام کرده مسیح، وعده داده شده است (اول قرنتیان فصل 15 آیه 49).
اگر مرگ پایان همه چیز است، تنها کاری که باید کرد، لذت بردن از هر لحظه زندگی است. اما ایمانداران مسیحی می دانند که ورای مرگ، حیاتی وجود دارد و زندگی ما در این دنیا فقط مقدمه آن است. سی اس لوئیس، مفهوم ابدیت را در آخرین جملات کتاب داستان "نارنیا" این گونه شرح می دهد:"تمام زندگی شخصیت های داستان در این دنیا، فقط به معنای عنوان کتاب و صفحه پشت جلد کتاب بود (مقصود کتاب "نارنیا" است). اما اکنون آن ها در شروع فصل اول یک داستان بزرگ هستند. داستانی که هیچکس در روی زمین آن را نخوانده است. داستانی که تا به ابد ادامه دارد و هر فصلش از فصل پیشین آن بهتر است".
کتاب مقدس درباره ابدیت می فرماید:"آنچه را که هرگز چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به خاطر انسان خطور نکرده است، خدا برای دوستداران خود آماده نموده است" (اول قرنتیان فصل 2 آیه 9). ما نمی توانیم تمام آنچه را که خدا برای ما در ابدیت اندوخته است، درک کنیم. اگر زیستن با خدا را انتخاب کنیم، تا ابد با او زندگی خواهیم کرد. تا آن زمان، روح القدس (روح خدا) ما را تسلی می دهد و هدایت می کند. آگاهی از آینده ای که در انتظار ما است، به ما امید می دهد و ما را تشویق می کند تا با عزمی راسخ زندگی کنونی را پشت سر بگذاریم، سختی ها را تحمل کنیم و تسلیم وسوسه ها نشویم. همه چیز در این دنیا خلاصه نمی شود.
کتاب مقدس تعلیم می دهد که بدن های ما در بهشت، بهتر از آن چیزی خواهد بود که قابل تصور است، چون برای حیات ابدی ساخته شده اند. بدن جدید کامل و به دور از درد و مرض خواهد بود. کتاب مقدس می فرماید که بدن جدید "فوق طبیعی" است (اول قرنتیان فصل 15 آیه 44).
فوق طبیعی یعنی "چیزی فراتر و بالاتر از امور طبیعی". بنابراین، بدن های روحانی ما ورای قوانین طبیعت قرار خواهند داشت. این بدن ها با قابلیت های بیشتر از بدنی خواهد بود که در این دنیا داریم. برای مثال، بدن مسیح بعد از زنده شدن، خیال یا روح نبود. شاگردان او را لمس کردند (لوقا فصل 24 آیه 39، یوحنا فصل 20 آیه 27) و با او غذا خوردند (لوقا فصل 24 آیات 41- 43، یوحنا فصل 21 آیات 12- 13). او می توانست ناپدید شده و دوباره ظاهر شود. بدن قیام کرده مسیح، واقعی تر از قبل بود. بدن او جاودانی شده بود. این بدن از همان نوع بدنی است که ما بعد از رستاخیز مردگان خواهیم داشت (اول قرنتیان فصل 15 آیات 42- 50).
با این توصیف، ما شخصیت و فردیت خود را حفظ خواهیم کرد. وقتی شائول (اولین پادشاه اسرائیل)، روح سموئیل را احضار کرد، با شخصیت متفاوت و متضاد سموئیل مواجه نشد (اول سموئیل فصل 28 آیات 14- 19). مسیح نیز بعد از زنده شدن، شخصیتی متفاوت از قبل از مرگ نداشت (یوحنا فصل 21).
بدون تردید بدن ها در بهشت، جوان، زیبا، سالم و سرزنده و متناسب می باشند و مانند بدن های زمینی چاق و فربه یا لاغر و ضعیف نیستند. همان طور که ذکر شد، این نوع بدن ها دارای قابلیت های جدید است. اگر آدم و حوا را در باغ عدن می دیدیم، آرزو می کردیم که ای کاش بدن سالم، زیبا و جوان آن ها را داشتیم. تصور کنید اگر آدم و حوا بدن های انسان های امروزی را می دیدند، از مشاهده بدن های بیمار و ضعیف یا چاق و فربه شگفت زده می شدند و احساس رحم و شفقت به آن دو دست می داد!
شاید برخی از خوانندگان بپرسند:" آیا قد انسان ها هم متناسب خواهد شد؟ مثلا کسی که قد کوتاه است، بلند قد می شود؟ رنگ پوست چطور؟ آیا سیاه پوست به سفید پوست مبدل می شود؟" در پاسخ باید بگویم که خدا انسان ها را با قدهای متفاوت و رنگ پوست های مختلف آفرید. خدا تنوع را دوست دارد. بنابراین تصور نمی کنم تغییری در قدها یا رنگ پوست رخ دهد. حتی طرح کلی ساختمان صورت نیز چندان تغییر نخواهد کرد، اما ظاهرش بهتر از چهره زمینی خواهد بود. مریم مجدلیه (یوحنا فصل 20 ایه 14) و دو تن از پیروان عیسی (لوقا فصل 24 آیات 13- 31)، مسیح را بعد از مرگ فورا نشناختند.
آیا بدن های جدید، دارای حواس پنجگانه خواهد بود؟
خداوند، انسان را با حواس پنجگانه آفرید. حواس پنجگانه بخشی از اجزای بدن را تشکیل می دهند. بدون شک بدن های تازه نیز دارای حواس پنجگانه است. مسیح بعد از زنده شدن، از حواس پنجگانه برخوردار بود. او می دید، گوش می کرد، غذا می پخت و بوی غذا را استشمام می کرد و مزه آن را می چشید، به اشیا دست می زد. اغراق و خیال پردازی نیست اگر بگویم که حواس پنجگانه با حساسیت و دقتی بیش از بدن های زمینی عمل خواهد کرد.
کسانی که به طور موقت به بهشت رفته اند، رنگ های جدیدی را در آن جا دیده اند و متوجه شده اند که کیفیت حواس شنوایی و بینایی میلیون ها بار بیشتر از عملکرد گوش ها و چشمان زمینی است! حدس می زنم که شاید چشمان ما در بهشت قابلیت هایی مانند تلسکوپ و میکروسکوپ داشته باشد و بتواند از میان تابش شدید نور، همه جا را ببیند. هم اکنون داشمندان در حال تحقیق و ساخت لنزهای چشم هستند که بتواند اشیاء را از فواصل دور و بسیار نزدیک با قابلیت میکروسکوپ و تلسکوپ ببیند و حتی از آن ها با کیفیت عالی عکس برداری و فیلم برداری کند و سپس آن را در فیس بوک یا سایت یوتیوب به اشتراک بگذارد. این لنزها دارای فیلتر مخصوصی است که از تاثیر منفی تابش شدید نور مستقیم مانند خورشید بر چشم جلوگیری می کند. عینک های هوشمندی که شرکت گوگول ارائه داده، اولین گام به سوی ساخت و تولید لنزهای هوشمند است. شاید هم بتوانیم با چشمان مان عکس بگیریم و فیلمبرداری کنیم!
آیا بدن های جدید به قابلیت های جدید مجهز خواهد بود؟
وقتی خدا می خواهد کاری را انجام دهد و ما نیز به انجام اراده خدا راغب و علاقمند هستیم، گاهی بدن زمینی کم می آورد! مثلا در باغ جتسیمانی شاگردان مسیح به جای دعا، خوابیدند. آن شب، شب سختی برای عیسی بود، چون می دانست چه در پیش دارد. مسیح وقتی دید که شاگردانش در خوابند، گفت:"روح انسان می خواهد آنچه درست است انجام دهد، اما طبع بشری او ضعیف است" (متی فصل 26 آیه 41).
اما بعد از رستاخیز، بدن های جدید هرگز کم نمی آورند، زیرا با روح مان هماهنگی کامل دارد. اما در وضعیت فعلی، با کمک روح القدس (روح خدا) باید بکوشیم تا بدن زمینی را با علایق روحانی مان هماهنگ سازیم.
به هنگام فشارهای شدید، در معرض آزمایش و وسوسه قرار می گیریم، حتی اگر روحی راغب به خدا داشته باشیم. بنابراین باید دعا کنیم، از ایمانداران مسیحی کمک بگیریم و به هدفی که خدا برای ما تعیین کرده، بیندیشیم. از آن جا که وسوسه زمانی پدیدار می شود که ما بیش از هر وقت دیگر آسیب پذیریم، نمی توانیم با توانایی محدود انسانی مبارزه کنیم. دعا و یاری روح القدس در این مواقع ضروری است، چون به ما قوت می دهد تا بر وسوسه ها غلبه آییم.
بدن جدید قادر است همچون مسیح از موانع فیزیکی مانند دیوار عبور کند (یوحنا فصل 20 آیه 19) و ناپدید شود (لوقا فصل 24 آیه 31). وقتی مسیح در حال صعود به آسمان بود، بر نیروی جاذبه زمین غلبه کرد (اعمال رسولان فصل 1 آیه 9).
با این توصیف، هنوز نمی دانیم که خدا چه قابلیت های دیگری به بدن های جدید خواهد بخشید. شاید آن بدن ها توانایی پرواز یا پرش از ارتفاعات را هم داشته باشند! شاید هم بتواند مانند بز کوهی بر روی جاهای صعب العبور راه برود یا بدود! ممکن است مانند مسیح قادر باشد روی آب راه برود (متی فصل 15 آیه 25) و یا مانند ایلیای نبی با سرعت مافوق طبیعی بدود (اول پادشاهان فصل 18 آیه 46). شاید هم مانند سامسون، از قدرت بدنی فوق العاده ای برخوردار باشند (داوران فصل های 14- 16).

۱۳۹۵ تیر ۲۳, چهارشنبه

وقتی با مشکلات روبرو می شوید، واکنش شما چگونه است؟ ترس، نگرانی، عصبانیت، زیر سئوال بردن خدا و دیگران، فحاشی... هیچکدام از این نکات به شما کمک نخواهند کرد. به هنگام رویارویی با مشکلات، دو واکنش نشان می دهید: یا خود را در موقعیت ضعف و شکست قرار می دهید و یا با نگرش خدا به مبارزه با مشکلات ادامه می دهید. کلام خدا می فرماید:"همه چیز زیر پای های مسیح خداوند قرار دارد" (اول قرنتیان فصل 15 آیه 27). این آیه را به هنگام مواجهه با مشکلات و بحران ها با خود تکرار کنید:"همه چیز زیر پای های مسیح خداوند قرار دارد". وقتی مشکل بزرگ و غیر قابل حل، لرزه بر شما می اندازد بگویید"همه چیز زیر پای های مسیح خداوند قرار دارد". اگر ما فرزندان خداوند هستیم، بنابراین این مشکلات و بحران ها زیر پاهای ما نیز می باشد. مشکل مالی، ناکامی در ازدواج، بیماری، شکست در امور زندگی، مرگ عزیزان... قادر نیستند مانع از اجرای نقشه عالی خداوند در زندگی شما شوند

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

۱۳۹۵ تیر ۲۲, سه‌شنبه

سوال یکی از غیرمسیحیان: آیا کتاب مقدس با ذکر خوردن شراب توسط مسیح، به شخصیت مقدس او توهین نکرده است؟

دفاعیات مسیحیدر ابتدا باید گفت خشخاش، زهر مار و عقرب و بسیاری از پدیده ها در طبیعت هم خطرناک هستند و هم مصارف پزشکی دارند. غریزه جنسی نیکوست، ولی کاربرد غلط و نادرست از این غریزه عواقب نامطلوبی بر شخص و جامعه باقی می گذارد. اندیشه بشر می تواند برای مقاصد نیکو به کار برود و یا بمب هسته ای بسازد.
در روزگار باستان شراب هم تخمیر می شد، اما نه تا آن درجه ای که امروزه تخمیر می شود. امروزه یهودیان شراب کاشر را مصرف می کنند که طبق سنت یهود (مانند دوران مسیح) تهیه شده است. شراب به عنوان شربت در جشن ها و عروسی ها مصرف می گردید.
شراب در دوران باستان هم به عنوان دارو مصرف می گردید و هم به علت داشتن الکل جنبه ضدعفونی داشت. بنابراین استفاده در حد ضرورت گناه محسوب نمی گردید. ابو علی سینا در کتابش "قانون" به مصارف طبی شراب اشاره کرده است. در ایران نیز آبجو بدون الکل تولید می شود.
برخی از مخالفان ادعا می کنند که مسیح، شراب الکلی را عرضه نمود و مهمانان پس از خوردن آن مست شدند. در پاسخ باید گفت:
یک. در گزارش یوحنا، به مستی مهمانان اشاره ای نشده است.
دو. در قرن اول میلادی غیر مسیحیان، مسیح را به عنوان یک معلم اخلاق گرا می شناختند.
سه. در آن دوران، در اسرائیل افراط در شرابخواری و مستی جرم و گناه محسوب می گردید.
اگر مسیح شراب الکلی عرضه می کرد و مهمانان مست می شدند، قطعا خدمتکاران این موضوع را با رهبران مذهبی دهکده "قانا" درمیان می گذاشتند.
چهار. اگرچه رهبران مذهبی یهود مخالف مسیح بودند، اما هرگز مسیح را به اتهام مست کردن مردم متهم نکردند. مسیح از رهبران مذهبی یهود سئوال کرد:"کدامیک از شما می تواند حتی یک گناه به من نسبت دهد؟" (یوحنا فصل 8 آیه 46).
پنج. در عهد جدید تعلیم داده شده که "از مستی بپرهیزید، زیرا مستی انسان را به راه های زشت می کشاند. در عوض از روح خدا پر شوید" (افسسیان فصل 5 آیه 18)