۱۳۹۵ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

آیا برای اجابت درخواست دعا ایمان کافی است یا اصرار و پافشاری؟

به دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
عیسی به شاگردانش تعلیم داد که تا جواب دعای خود را نگرفته اند، از دعا کردن باز نایستند (لوقا فصل 18 آیه 1). اگر شرط اصلی برای اجابت درخواست دعا، ایمان است، چرا مسیح اصرار و پافشاری در دعا را تعلیم داد؟
ایمان و اعتماد به خدا لازمه دریافت جواب دعا است، اما معمولا خدا می خواهد که برای رسیدن به هدف، پشتکار داشته باشیم. در این مسیر، ایمان، امید و صبر ما رشد می کند و شخصیت مان بالغ می شود. وقتی ایمان داشته باشیم آنچه را با خدا درمیان گذاشتیم او می شنود و در زمان مناسب پاسخ می دهد، امید و صبر ما بیشتر می شود.
به عبارت دیگر، وقتی خدا جواب دعای ما را به تاخیر می اندازد، مسیح تشویق کرد که مایوس نشویم، بلکه شروع به اصرار و پافشاری نماییم.
خدا می خواهد تا از ما انسان های صبوری بسازد، زیرا صبر "کلید برکت و معجزه" است. در کتاب مقدس واژه "صبر" به معنای پشتکار و استقامت است. بی صبری و بی ایمانی دست در دست یکدیگر دارند، در حالی که ایمان و صبر با یکدیگر گام برمی دارند. کتاب مقدس می فرماید:"با صبر زیاد و ایمان قوی به تمام وعده های خدا دست یافتند" (عبرانیان فصل 6 آیه 12).
امید، فرد مسیحی را از سستی و تنبلی حفظ می کند. کلام خدا می فرماید:"اگر می خواهید که خدا به وعده های خود عمل کند، لازم است که شما نیز با کمال صبر و بردباری، خواست خدا را انجام دهید" (عبرانیان فصل 10 آیه 36).
یعقوب چنین نوشت:"بگذارید صبرتان فزونی یابد و نکوشید از زیر بار مشکلات شانه خالی کنید، زیرا وقتی صبرتان به حد کمال رسید، افرادی کامل و بالغ خواهید شد" (یعقوب فصل 1 آیه 4). بدون همکاری ما، خدا نمی تواند شخصیت ما را بنا کند. اگر با او همکاری کنیم، هدف و نقشه عالی خود را در زندگی ما به انجام می رساند.
هدف خدا رشد روحانی ماست. اگر کودکان رشد نکنند و به افراد بالغ تبدیل نشوند، بدون شک اشکالی وجود دارد. کودکان باید مراحل مختلف بلوغ را طی کنند تا آن ها را به عنوان انسان بالغ مشاهده کنیم. این فرایند طبیعی رشد انسان است. به همان نسبت باید از لحاظ روحانی نیز رشد کنیم. خدا نمی تواند بدون اجازه ما کاری را انجام دهد، زیرا اراده آزاد داریم. پس لازم است خود را تسلیم خدا کنیم. شخص بالغ با خدا جر و بحث نمی کند، بلکه آن را پذیرفته و با شادمانی اطاعت می کند.
کلام خدا می فرماید:"اراده خدا را از دل به عمل آورید" (افسسیان فصل 6 آیه 6). اگر تسلیم اراده خدا نشویم، مشکلات و سختی ها ما را به کودک نابالغ تبدیل خواهد کرد.
پاداش و جواب دعا را چگونه دریافت می کنیم؟ ابتدا با رشد کردن در شخصیت و سیرت مسیحی. این نکته درباره مسیح نیز صدق کرد: اول صلیب بعد تاج افتخار. اول رنج، بعد جلال. شیطان می خواهد توسط مشکلات، ما را از بین ببرد، در حالی که خدا سختی ها را برای بلوغ و پیشرفت ما به کار می برد.
به جای گله و شکایت، رشد کنید.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

آیا مسیح از زمان بازگشت دوباره خود به زمین اطلاعی نداشت؟ (متی فصل 24 آیه 36)


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت می پرسند که چرا مسیح از زمان بازگشت دوباره خود به زمین، اظهار بی اطلاعی کرد؟ کتاب مقدس تعلیم می دهد که مسیح خداوند است (یوحنا فصل 1 آیه 1) و او همه چیز را می داند (یوحنا فصل 2 آیه 24، کولسیان فصل 2 آیه 3).
با این توصیف او به شاگردانش گفت:"هیچکس نمی داند چه روزی و چه ساعتی دنیا به آخر خواهد رسید. حتی فرشتگان هم نمی دانند. فرزند خدا نیز از آن بی خبر است. فقط پدرم خدا آن را می داند" (متی فصل 24 آیه 36).
عده ای معتقدند که باید تفاوت قائل شد میان مسیح خداوند و عیسی به عنوان انسان. او به عنوان خدا دانای مطلق بود و از همه چیز آگاهی داشت. بنابراین می دانست چه زمانی باز خواهد گشت. اما به عنوان انسان، دارای محدویت هایی بود و از قابلیت کامل الهی برخوردار نبود. پس آگاهی و دانش او کامل نبود.
وقتی متن متی فصل 24 را با دقت بررسی کنیم، درمی یابیم که عیسی ابتدا شاگردانش را به کوه زیتون برد. این کوه، مکانی است که طبق پیشگویی زکریا نبی، مسیح به هنگام بازگشت دوباره خود، بر آن ظاهر خواهد شد (زکریا فصل 14 آیه 4).
متی گزارش می دهد که مسیح بر دامنه کوه زیتون نشست و درباره رویدادهای آینده سخن گفت. سخنان عیسی نشان می دهد که او از وقایع آینده کاملا اطلاع داشت. او حتی به نشانه های بازگشت خود در آینده اشاره کرد (آیات 23- 44). آیا مسیح واقعا زمان بازگشت خود را نمی دانست؟
در آیه 36، برای کلمه "دانستن" که برای مسیح و خدا به کار رفته، از واژه یونانی "ایدو" استفاده شده که معنای آن چنین است: "شخص از چیزی آگاهی دارد، اما از گفتن آن خودداری می کند!" جالب است بدانید همین واژه در مرقس فصل 13 آیه 32 به کار رفته است.
پولس نیز واژه "ایدو" را در اول قرنتیان فصل 2 آیه 2 استفاده کرده است:"زیرا تصمیم گرفته بودم تا زمانی که در میان شما هستم، همه چیز جز عیسی مسیح مصلوب را فراموش کنم" (ترجمه مژده برای عصر جدید)
"زیرا عزیمت نکردم که چیزی در میان شما دانسته باشم، جز عیسی مسیح و او را مصلوب" (ترجمه قدیمی سال 1895)
بنابراین شاگردان متوجه شدند که مسیح زمان دقیق بازگشت خود را می داند، اما اجازه ندارد آن را فاش سازد.
مسیح در تعالیمش، نحوه بازگشت خود را به شیوه مراسم عروسی یهودیان ارائه داد. پولس نیز رابطه کلیسا و مسیح را به زندگی زناشویی تشبیه می کند (افسسیان فصل 5 آیات 21- 33).
در فرهنگ باستانی یهودیان، اجرای مراسم عروسی بر عهده پدر داماد بود:"پادشاهی برای پسرش، جشن عروسی مفصلی ترتیب داد" (متی فصل 22 آیه 2).
در طی دوران نامزدی، داماد مجلس عروسی را در خانه پدرش تدارک می دید. در این مدت، عروس در خانه خود در انتظار به سر می برد. وقتی پدر اطمینان حاصل می کرد که همه چیز برای اجرای مراسم عروسی آماده است، اجازه می داد تا پسرش به خانه عروس رفته و عروس را با خود به مجلس عروسی بیاورد. اگر عروسی در شب انجام می شد، چند نفر با چراغ های روغنی به استقبال داماد و عروس می رفتند.
تعالیم عیسی از پیوستن عروس (کلیسا) به داماد آسمانی (مسیح) به شیوه عروسی یهودیان، در آیات ذیل مشاهده می شود:
"آیا انتظار دارید دوستان داماد در حالی که داماد با ایشان است، عزاداری کنند؟" (متی فصل 9 آیه 15)
"در خانه پدر من منزل های زیادی است. من می روم تا مکانی برای شما آماده سازم. پس از این که رفتم و مکانی برای شما آماده ساختم، دوباره می آیم و شما را پیش خود می برم تا جایی که من هستم، شما نیز باشید" (یوحنا فصل 14 آیات 2- 3)
"در آن روز پادشاهی آسمان مثل ده دختر جوان خواهد بودکه چراغ های خود را برداشته، به استقبال داماد رفتند" (متی فصل 25 آیه 1)
اگر تاریخ دقیق بازگشت مسیح را می دانستیم، ممکن بود وسوسه شده که برای خدمت به خدا تنبلی کنیم. یا بدتر از آن، در گناه به سر می بردیم و درست در دقایق آخر، توبه می کردیم! برای خداوند آمادگی مهم است و نه دانستن زمان دقیق بازگشت مسیح.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۵, یکشنبه

آیا اگر با ایمان هر چیز را از خدا درخواست کنیم به ما داده خواهد شد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسیح فرمود:"اگر ایمان داشته باشید، هرچه در دعا بخواهید به شما داده خواهد شد" (مرقس فصل 11 آیه 24). چرا وقتی پولس سه مرتبه از خدا درخواست کرد که مشکلش را رفع کند، خدا به او پاسخ منفی داد (دوم قرنتیان فصل 12 آیات 8-9)؟
یک. خدا به هر دعا پاسخ مثبت نمی دهد. مثلا اگر یک انسان بگوید می خواهم خدا و مرکز عالم باشم، خداوند به این دعا پاسخ نمی دهد. یا اگر کسی دعا کند که خدا به او اجازه دهد به بمب های هسته ای دسترسی داشته باشد تا خودش و مردم جهان را از بین ببرد، پاسخ چنین دعایی منفی است.
دوم. پاسخ دعا به اطاعت از کلام خدا ارتباط دارد. مثلا باید دشمن مان را ببخشیم یا با شخصی که اختلاف داریم، آشتی کنیم یا از گناه دوری جوئیم تا خدا درخواست ما را اجابت کند. بنابراین حالت شرطی وجود دارد: اگر کلام خدا را اطاعت کنیم، خداوند به دعا پاسخ مثبت می دهد.
سوم. درخواست ها باید با کلام خدا هماهنگ باشد. مثلا اگر کسی دعا کند که می خواهد با غیرمسیحی ازدواج کند، چنین درخواستی با تعلیم کتاب مقدس هماهنگی ندارد. اختلاف نگرش ادیان، زمینه ساز بحث و جدل و کشمکش میان زن و شوهر خواهد بود و بر سایر امور زندگی نیز تاثیر منفی می گذارد.
چهارم. خدا چراغ الله الدین نیست که به هر دعایی پاسخ دهد. او آینده را می بیند و می داند اجابت این درخواست ممکن است به فاجعه و مشکلات عدیده منجر شود. بنابراین باید از خدا تشکر کرد که به هر دعا پاسخ نمی دهد.
پولس هم مثل همه ما می خواست که مشکلش حل شود. به همین دلیل دعا کرد:"خداوندا، این مشکل را حل کن." ولی اراده خدا این بود که پولس با این مشکل یا نقص زندگی کند. خدا می خواست پولس ضعیف بماند تا توکل او به جای قدرت و حکمت و ذکاوت خودش، بر قدرت و حکمت خداوند متمرکز باشد. پولس اعتراف کرد:"چون ناتوانم، با قوت مسیح توانا هستم" (دوم قرنتیان فصل 12 آیات 9- 10).
پولس آدم ضعیفی نبود. کلیساهای زیادی در اروپا تاسیس کرد و نیمی از عهد جدید را نوشت. اگر وارد تجارت می شد، بدون شک به موفقیت ها و ثروت زیادی می رسید، زیرا او می دانست چگونه هدف ها را تعیین کرده و آن ها را به اتمام رساند. اما خدا می دانست که پولس برای تکبر و غرور آمادگی دارد، پس اجازه داد مشکلاتی از جمله جفا و مصیبت و ضعف بینایی بر او مستولی شود تا به جای اعتماد به خودش، فروتن شده و به خدا توکل کند.
پنجم. برخی دعا می کنند تا خدا به طور هم زمان همه بیماران دنیا را شفا دهد. فرض کنید خدا این دعا را اجابت کند. بعد از شفای دستجمعی بیماران، این سئوال مطرح می شود: "چه کسی شفا داد؟" آیا عامل شفا طبیعت، علم، پیامبران ادیان دیگر، بت ها، مسیح، موجودات سیارات دیگر... بوده است؟ همه بیماران اعتقادات یکسان درباره خدا ندارند. بسیاری هم خدا را انکار می کنند.
خدا برای هر بیمار نقشه متفاوت دارد: شخصی به علت گناه خودش بیمار شده. شخصی برای یادگیری درس جدید روحانی (معنوی) مریض است، از سوی دیگر، خدا می داند حتی اگر شخصی شفا یابد، دوباره به گناهان و کارهای غلط گذشته روی می آورد. یا مطابق صلاحدید خداوند، زندگی یک نفر باید خاتمه یابد. تجربه نشان داده بیماران باعث تحول در علم پزشکی و ابداع داروی های جدید شده اند.
ششم. گاهی خدا دقیقا مطابق انتظار ما دعا را پاسخ نمی دهد، بلکه در زمان و موقعیت دیگر یا توسط شخص دیگر درخواست مان اجابت می شود.
هفتم. باید بدانیم زمان بندی خدا با زمان بندی انسان متفاوت است. معمولا خدا می خواهد قبل از دسترسی به درخواست مورد نظر، از لحاظ روحانی رشد کنیم و شخصیت بالغی داشته باشیم. هدف اصلی خداوند رشد، بلوغ و هوشیاری ما است.
هشتم. تاخیر در اجابت دعا باعث می شود تغییرات اساسی کنیم. مشکلات و سختی ها، پوسته ها و لایه های قدیمی را که در ما وجود دارد، کنار می زنند تا متوجه شویم که واقعا چه هستیم. ما احتیاج به درون نگری دقیق داریم تا ضعف ها و ناخالصی های خود را بشناسیم و با کمک روح القدس در صدد رفع آن ها برآییم. با زدودن نقاط ضعف، نیروی بیشتری از خدا دریافت می کنیم تا محبت خدا را به جهان نشان دهیم.
نهم. تاخیر در اجابت دعا ما را برای خدمت به دیگران آماده می سازد. هیچکس نمی تواند شخص دیگر را تسلی داده و کمک کند، مگر این که خودش همان نوع از مصیبت را در زندگی تجربه کرده باشد. مددکار واقعی کسی است که می داند درد چیست. او هم چنین می داند که با قدرت خدا می تواند امید و دلگرمی را در دیگران ایجاد نماید.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۴, شنبه

آیا خدا همه بیماران دنیا را هم زمان شفا می دهد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
گاهی بعضی از عزیزان در فیس بوک می نویسند که دعا می کنیم تا خدا امشب همه بیماران جهان را شفا دهد! این در خواست دعا سئوالاتی را مطرح می سازد:
یک. آیا تاریخ نشان داده که خدا تمام بیماران جهان را هم زمان شفا داده است؟
شاید برخی به معجزات شفا در میان قوم اسرائیل اشاره کنند. باید بدانیم که این فقط شامل قوم اسرائیل می گردید، زیرا آنان خدای حقیقی را می شناختند. بنابراین در موارد معدودی در عهد عتیق، خدا عده زیادی از بیماران یهودی را هم زمان شفا داد (اعداد فصل 21 آیات 4- 9). اما این معجزه شامل بیماران بت پرست نشده است.
دوم. اگر خدا به طور هم زمان همه بیماران دنیا را شفا دهد، بعد از شفا این سئوال مطرح می شود: "چه کسی شفا داد؟" آیا عامل شفا طبیعت، علم، پیامبران ادیان دیگر، بت ها، مسیح... بوده است؟ همه بیماران اعتقادات یکسان درباره خدا ندارند. بسیاری هم خدا را انکار می کنند.
سوم. مسیح قبل از شفا دو کار می کرد: ابتدا از شخص بیمار می پرسید:"آیا ایمان داری که شفا می یابی؟" (متی فصل 9 آیه 28)، سپس گناه او را می آمرزید (متی فصل 9 آیه 2) و بعد او را شفا می داد.
به عبارت دیگر مسیح مشخص می کرد که چه کسی دارد بیمار را شفا می دهد و هم چنین این نکته را خاطرنشان می کرد که لازمه شفا آزادی از گناه هم هست. در نتیجه شفا هدفمند بود: هم جنبه بشارتی داشت و هم شخص از گناه آزاد می شد و به مسیح به عنوان خدا ایمان می آورد.
چهار. خدا برای هر بیمار نقشه متفاوت دارد: شخصی به علت گناه خودش بیمار شده. شخصی برای یادگیری درس جدید روحانی مریض است، شخصی حتی اگر شفا یابد، دوباره به فریب و کارهای غلط گذشته روی می آورد. یا مطابق صلاحدید خداوند، زندگی یک نفر باید خاتمه یابد. بیمار دیگر باعث تحول در علم پزشکی و ابداع داروی جدید می شود...


۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه

جمله تقصیرنامه که بر بالای صلیب عیسی نصب کردند، چرا در گزارش اناجیل متفاوت است؟

به دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان کتاب مقدس می پرسند چرا جمله تقصیرنامه که بر بالای صلیب مسیح نصب شد، در چهار انجیل متفاوت است:
"این است عیسی، پادشاه یهود" (متی فصل 27 آیه 37)
"پادشاه یهود" (مرقس فصل 15 آیه 26)
"این است پادشاه یهود" (لوقا فصل 23 آیه 38)
"عیسای ناصری، پادشاه یهود" (یوحنا فصل 19 آیه 19)
اگر مخالفان با دقت اناجیل لوقا و یوحنا را بخوانند، درمی یابند که تقصیرنامه مسیح به زبان های عبری، یونانی و رومی نوشته شد (یوحنا فصل 19 آیه 20، لوقا فصل 23 آیه 38). جمله اصلی احتمالا چنین بوده است: "این است عیسی ناصری، پادشاه یهود" که توسط مترجم های یهودی، رومی و یونانی دقیقا بر روی تقصیرنامه ترجمه نشده است.
یهودیان ناصره از نقطه نظر فرهنگی و لهجه در پایین ترین سطوح جامعه یهودی آن روزگار محسوب می شدند. استان جلیل دورترین فاصله را با اورشلیم داشت و عقب مانده ترین استان بود. جلیلی ها کلمات را بد تلفظ می کردند، در نتیجه جز در کنیسه شهر خودشان، در کنیسه شهرهای دیگر برای قرائت تورات دعوت نمی شدند.
همین لهجه بود که هویت پطرس را بعد از دستگیری مسیح فاش کرد. مردم در ابتدا به مسیح بدگمان بودند و با تعجب می پرسیدند:"مگر مسیح از جلیل ظهور می کند؟ مگر می شود از ناصره هم چیزی خوب بیرون بیاید؟ تحقیق کن و ببین که هیچ پیامبری از جلیل برنخاسته است" (یوحنا فصل 1 آیه 46، فصل 7 آیات 41 و 52). از دیدگاه یهودیان و به خصوص ساکنان اورشلیم (کانون قدرت مذهبی یهود)، محال بود که مسیح از جلیل ظهور کند!
بنابراین تقصیر نامه را به این دلیل بر بالای سر مسیح قرار دادند تا مفهوم طنز آمیزی از آن برداشت شود. به عبارت دیگر، پادشاهی که در انظار عموم برهنه اعدام شده، سلطنتش را برای همیشه از دست داده است. اما عیسی حکومت دنیا را وارونه کرد و تاریخ به دو بخش تقسیم شد: قبل از میلاد، بعد از میلاد!
امروزه سال میلادی، تقویم اصلی جهان است و بسیاری از مردم به کشورهای مسیحی مهاجرت می کنند. عیسی پادشاه یهود و غیر یهود و تمام مردم جهان است. او با زنده شدن از مردگان، حاکمیت ابدی خود را بر دنیا به اثبات رساند.