آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود :((تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر, پسر وروح القدس تعمید دهید.))
۱۳۹۵ فروردین ۲۴, سهشنبه
خدا ملچا و قوت ماست و کمک کننده ای که در تنگیها فورا یافت میشود. مزمور 46 : 1 بعضی حضور خدا را با غولی که از چراغ جادو بیرون میآید اشتباه میگیرند و میخواهند هر وقت نیازی داشتند وردی بخوانند و دستی به چراغ اعتقاداتشان بکشند وغولی ظاهرشود و تعظیم کرده بگوید : سـرورم در خدمتتان هستم امر بفرمایید تا همه خواسته و آرزوهایتان را تمام و کمال برآورده کنم . . درحالیکه خدا هرگز گم نشده است که بخواهد یافت شود او بر درب قلب ما ایستاده .این ما هستیم که در خودمان و افکار و شرایط مان گـم شده ایم و باید فورا یافت شویم .حضور خدا به این منظورنیست که هرچه میخواهیم بما ببخشد بلکه چیزیکه برایمان لازم است را بما خواهد داد جتی اگر توبیخ و تنبیه و نصیحت باشد. . خدا ملجاء و کمک کننده ای ست که فورا یافت میشود یعنی : رفتن بحضور خدا در تنگیها اولین و فوری ترین انتخاب ما باشد نه آخـــرین انتخاب . جلیل سپهر
۱۳۹۵ فروردین ۲۳, دوشنبه
آیا ایمانداران مسیحی می توانند کارهای بزرگ تر از مسیح انجام دهند؟
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسیح ساعاتی قبل از دستگیری، به شاگردانش چنین گفت:"هر که به من ایمان بیاورد، می تواند همان کارهایی را بکند که من کرده ام و حتی بزرگ تر از این ها بکند" (یوحنا فصل 14 آیه 12). عده ای می پرسند: آیا چنین چیزی ممکن است؟
هدف مسیح فقط محدود به آزادی بشر از قلمرو گناه نیست، بلکه می خواهد از طریق ایمانداران مسیحی کارهای برجسته ای انجام دهد. برخی بر این باورند که انجام کارهای بزرگ محدود است به مسیح، انبیا و احتمالا کشیش ها! ولی مسیح چنین تعلیم نداد و محدودیت قائل نشد.
آن ها معتقدند کارهای بزرگ تر به معنای انجام معجزات عظیم است، ولی مسیح چنین تعلیم نداد و محدودیت قائل نشد. پولس این سئوالات را پرسید:"آیا در کلیسا همه رسول هستند؟ آیا همه نبی هستند؟ آیا همه معلم هستند؟ آیا همه می توانند معجزه کنند؟ آیا همه عطای شفا دارند؟ (اول قرنتیان فصل 12 آیات 29- 30). پاسخ سئوالات منفی است.
آیا همه می توانند مانند مسیح به پنج هزار نفر غذا بدهند؟ آیا همه می توانند مانند مسیح، طوفان دریا را آرام سازند؟ آیا همه می توانند مانند مسیح از راه دور مردم را شفا دهند؟
در متن یوحنا از کلمه "ارگون" برای "کارها" کار رفته، که به معنای "عمل و خدمت" است و نه معجزات. این واژه برای فعالیت کارگران استفاده می گردید. به عبارت دیگر، مقصود مسیح معجزات بزرگ تر نبود، بلکه فعالیت و خدمات بزرگ تر بود که معجزات هم شامل آن می گردید.
مسیح می بایست نزد پدر برود. از این به بعد، روح القدس (روح خدا) باید اداره امور را در اختیار می گرفت. شاگردان با قدرت روح القدس موفق شدند در یک روز به هزاران نفر بشارت دهند (اعمال رسولان فصل 2).
این تعداد بیش از کسانی بودند که در دوران خدمت مسیح، ایمان آوردند. آن ها معجزاتی مانند مسیح انجام دادند. مثلا پطرس، زنی را زنده کرد (اعمال رسولان فصل 9 آیات 36- 42). در انجیل یوحنا فصل های 14- 16 مسیح روح القدس و مزایای آن را شرح می دهد.
رسولان با قدرت روح القدس خبر خوش ملکوت خدا را به خارج از مرزهای اسرائیل و به قاره های اروپا، آفریقا و آسیا رساندند. کلیساهای زیادی تاسیس شد و اناجیل و رسالات به رشته تحریر درآمد. گسترش مسیحیت، زنگ خطر را برای امپراطوری روم به صدا درآورد. دولت روم تصمیم راسخ گرفت تا مسیحیت را کاملا ریشه کن سازد (اعمال رسولان فصل 28 آیه 22). اما نقشه سران روم به شکست منجر شد و بیش از 18 قرن است که اروپا به عنوان "قاره مسیحی" شناخته می شود.
پایه های الهیات و دفاعیات مسیحی توسط رسولان شکل گرفت، رشد کرد و تا امروز به عنوان اصول خلل ناپذیر باقی مانده است.
بنابراین، مقصود مسیح از کارهای بزرگ تر، جهان شمول شدن انجیل، نجات جان های بسیار از قلمرو گناه و تاسیس کلیساهای بسیار در سراسر جهان است. امروزه نیز شاگردان عیسی به واسطۀ قدرت روحالقدس هم چنان کارهایی بزرگ تر از کارهای مسیح انجام میدهند.
این وعدۀ عیسی برای ما نیز هست: از طریق کتاب، تلویزیون و شبکه های اجتماعی و وب سایت ها و بنیادها و سازمان های مسیحی پیام انجیل موعظه می شود. در قرون گذشته، کتاب مقدس به هزاران زبان ترجمه شد.
۱۳۹۵ فروردین ۲۲, یکشنبه
آیا کلیسا بر پطرس بنا شده است؟ (متی فصل 16 آیه 18)
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
کلیسای کاتولیک معتقد است که کلیسا بر پطرس بنا شده است. فرقه کاتولیک به این آیه استناد می کند:
مسیح به پطرس گفت:"تو پطرس یعنی سنگ هستی و من بر روی این صخره، کلیسای خود را بنا می کنم و قدرت های جهنم هرگز قادر به نابودی آن نخواهند بود" (متی فصل 16 آیه 18). آیا این برداشت صحیح است؟
یک. پطرس متاهل بود و همسر داشت (متی فصل 8 آیه 14)، در حالی که پاپ ها مجرد هستند. طبق قوانین کلیسای کاتولیک، پاپ و کشیش ها اجازه ندارند ازدواج کنند.
دوم. پطرس خطاناپذیر نبود و در مواردی اشتباهاتی کرد (متی فصل 16 آیات 22- 23، فصل 26 آیات 69- 75، غلاطیان فصل 2 آیه 14).
سوم. عهد جدید صریح و روشن تعلیم می دهد که شالوده و بنیاد کلیسا "مسیح" است (اول قرنتیان فصل 3 آیه 11).
چهارم. کتاب مقدس تعلیم می دهد که زیربنای کلیسا به یک نفر محدود نشده است:"شما به ساختمانی تعلق دارید که زیر بنای آن را رسولان و انبیاء تشکیل می دهند و عیسی مسیح هم سنگ زاویه آن است" (افسسیان فصل 2 آیه 20).
بنیاد کلیسا میراث الهی است که از عهد عتیق و عهد جدید به ما رسیده است. کلیسا به تنهایی بر پطرس استوار نشده است. عهد جدید شرح می دهد کسانی که ایمان آورده بودند، در تعلیمی که رسولان می دادند و در آیین شام خداوند (عشاء ربانی) و دعا شرکت می کردند (اعمال رسولان فصل 2 آیه 42).
پنجم. مسیح به شاگردانش گفت:"هرچه در زمین ببندید، در آسمان بسته می شود و هر چه در زمین باز کنید، در آسمان هم باز می شود" (متی فصل 18 آیه 18). بنابراین عیسی اختیار را به شاگردانش داد و نه فقط به پطرس.
ششم. هیچ نشانه و دلیلی وجود ندارد که پطرس راس کلیسای اولیه بود. لوقا گزارش می دهد که کشیشان و رسولان به تصمیم گیری پرداختند (اعمال رسولان فصل 15 آیه 6)، و یا یعقوب در شورای اورشلیم اظهار نظر نمود (اعمال رسولان فصل 15 ایات 13- 21).
هفتم. مفسران پروتستان معتقدند که اشاره مسیح به صخره در انجیل متی (فصل 16 آیه 18)، نخست به خودش اشاره دارد که با مرگ خود بر روی صلیب، نجات را برای بشر مهیا کرد، و سپس به رسولان (شاگردان مسیح و پولس).
حتی پطرس، سال ها بعد به مسیحیان یادآوری کرد که کلیسا بر رسولان، انبیاء عهد عتیق و عیسی مسیح به عنوان سنگ اصلی، بنا شده است (اول پطرس فصل 2 آیات 4- 7). پطرس در این آیه بیان می کند همه ایمانداران با ایمان به عیسی مسیح به عنوان منجی، در این کلیسا به هم می پیوندند.
به یاد داشته باشید: وقتی خدا شما را دعوت به خدمت می کند، از دیگران نیز دعوت به عمل می آورد تا با شما همکاری کنند. تلاش های فردی شما با همکاری دیگران، مفیدتر و موثرتر خواهد بود.
۱۳۹۵ فروردین ۲۱, شنبه
خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند؛ ستایش وی همواره بر زبان من خواهد بود. جان من در خداوند فخر خواهد کرد؛ مسکینان بشنوند و شادی کنند. خداوند را با من تجلیل کنید، نام او را با یکدیگر برافرازیم. خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛ او مرا از همۀ ترسهایم رهانید. آنان که نگاهشان بر اوست، میدرخشند؛ روی ایشان هرگز شرمسار نمیشود. این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید و او را از همۀ تنگیهایش نجات بخشید. فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو میزند، و آنان را میرهاند. بچشید و ببینید که خداوند نیکوست؛ خوشا به حال آن که در او پناه گیرد. ای مقدسین خداوند، از او بترسید، زیرا ترسندگان او را هیچ کمی نیست. شیران ژیان، محتاج و گرسنه میشوند، اما جویندگان خداوند هیچ چیزِ نیکو کم نخواهند داشت. NMV 34:۱-10 مزمور
۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه
سوال مخالفان مسیحیت: اگر خدا هیچکس را وسوسه نمی کند، چرا مسیحیان باید دعا کنند که خدا آن ها را وسوسه نکند؟
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت می گویند که در کتاب مقدس تناقض وجود دارد. در این کتاب ادعا شده خدا مقدس است، اما مسیح تعلیم می دهد که مسیحیان به هنگام دعا از خدا در خواست کنند تا آن ها را وسوسه نکند!
نخست مخالفان باید بدانند که مسیح هرگز تعلیم نداد خدا وسوسه می کند. مسیح نمونه و الگویی برای دعا به شاگردانش ارائه داد و فرمود:"خداوندا، ما را از وسوسه ها دور نگه دار و از شیطان حفظ فرما" (متی فصل 6 آیه 13).
مقصود مسیح از ارائه الگوی دعا آن نبود که کلمه به کلمه آن را تکرار کنیم. در آیه 7 مسیح دعا با جملات تکراری و عبادت مکانیکی و طوطی وار را قدغن کرد.
واقعیت آن است که خدا وسوسه نمی کند، بلکه ایمانداران را آزمایش می کند و محک می زند. او انسان را مانند عروسک کوکی خلق نکرد. بشر اراده دارد و قادر به تصمیم گیری است. از سوی دیگر، خدا می خواهد ما در مشکلات، صبر و تحمل را فرا بگیریم. کودکی که معنی صبر را نمی داند، در زندگی درس های زیادی را یاد نمی گیرد.
وقتی ایماندار یاد بگیرد که منتظر خداوند باشد، خدا نیز به نوبه خود می تواند در زندگی او کارهای عظیمی انجام دهد. مثلا موسی به جای آن که انتقام را به خدا واگذارد، شخصی را کشت و ناگزیز شد چهل سال در بیابان با گوسفندان سپری کند تا درس صبر و شکیبایی را فرا بگیرد! (خروج فصل 2 به بعد). نمونه دیگر، ابراهیم عجله کرد و با کنیز خود هاجر ازدواج نمود و در نتیجه مشکلاتی وارد زندگی او شد (پیدایش فصل 16).
صبر و شکیبایی با خواندن این سطور یا شنیدن یک موعظه، به وجود نمی آید. در خلال عبور از سختی ها و مشکلات، صبر و شکیبایی را با کمک روح القدس (روح خدا) به دست می آوریم. به هنگام مواجه با مشکلات درمی یابیم خدا هدفی نهفته دارد. با صبر و تحمل می توانیم به تدریج تحقق طرح و نقشه خدا را در زندگی مان مشاهده کنیم.
هدف خدا آن است که در بحران ها و سختی ها رشد کنیم و شخصیت ما بالغ شود. اگر فرزندان همیشه مانند کودک فکر کنند، بنابراین اشکالی وجود دارد! توقع و انتظار ما این است که فرزندان مراحل مختلف رشد را بگذرانند و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را سپری کرده و به مادران و پدران با تجربه تبدیل شوند.
خدا می خواهد قبل از فرا خواندن ما به خدمت، شخصیت مان را بسازد. بنابراین اجازه می دهد تا مشکلات و بحران ها وارد زندگی مان شوند. مشکلات ما را از حالت خوش باوری و افکار بچگانه خارج می سازد و ما را در مرحله رشد و بلوغ و هوشیاری قرار می دهد.
خداوند قبل از آن که یوسف را نخست وزیر مصر نماید، اجازه داد در حدود 20 سال با مشکلات و سختی ها دست و پنجه نرم کند. 80 سال در زندگی موسی کار کرد تا او برای رهبری قوم اسرائیل آماده شود. مسیح سه سال به آموزش شاگردانش پرداخت تا بتوانند کلیسا را تاسیس کنند...
بنابراین هدف خدا از حضور مشکلات در زندگی ما "رشد روحانی و بلوغ شخصیت" است. اگر بخواهیم رشد روحانی کنیم بایستی با مشکلات و سختی ها مواجه شویم.
ممکن است از شکستی در یک رابطه یا ورشکستگی در کسب و کارتان، دل شکسته شده اید. از شما دعوت می کنم که در "دل شکستگی" درنگ نکنید. آن همه درد و لطمه را سال از پی سال با خود حمل نکنید. نگذارید دل شکستگی در درون شما پرورش یابد و آینده تان را مسموم کند. بگذارید برود.
خبر خوش این است که خدا چیز تازه ای برای شما آماده کرده است. به عبارت دیگر، وقتی خدا اجازه می دهد دری بسته شود، می خواهد در دیگری را برای شما باز کند. دری شگفت انگیز و سرشار از برکت و معجزه! او می خواهد چیز به مراتب بهتر از انتخاب شما و عالی تر از آنچه تصور می کنید، عطا فرماید.
خداوند می فرماید:"فکرهای من، فکرهای شما نیست و راه های من، راه های شما نیست. به همان اندازه که آسمان بلندتر از زمین است، راه های من از راه های شما و فکرهای من از فکرهای شما بلندتر و برتر است" (اشعیاء فصل 55 آیات 8- 9).
خداوند می داند چه می کند. او می داند صلاح ما چیست. خدا همیشه نقشه دیگر دارد. اگر از اندیشیدن به ناامیدی های تان دست بردارید، او به شما نشان می دهد که چه نقشه ای دارد.
اگر به خدا ایمان داشته باشید، به هنگام رویارویی با بحران ها و مشکلات، خداوند برای شما می جنگد. او شما را در طوفان های زندگی تقویت می کند و به شما آرامش خاطر می بخشد، تا مشکلات را با قدرت مافوق طبیعی الهی تحمل کنید.
وقتی دچار مشکلی می شوید، به یاد آورید: همان خدایی که دفعه آخر مرا از مشکل بیرون آورد، آیا این بار نیز مرا رهایی نخواهد داد؟
وقتی مشکلات بزرگ هستند، نشانه ای است از این که خدا می خواهد برکات عالی به شما عطا فرماید و معجزات شگفت انگیز در زندگی تان انجام دهد. بنابراین به هنگام رویارویی با مشکلات و سختی ها:
یک. به جای ترس، دعا کنید.
دوم. به جای تشویش و نگرانی، خدا را پرستش کنید.
سوم. به جای گله و شکایت، درجا زدن و طفره رفتن، رشد کنید
۱۳۹۵ فروردین ۱۹, پنجشنبه
ادعای مخالفان: مسیح فرمان داد دشمنان خود را محبت کنید، در حالی که عهد عتیق تعلیم می دهد از دشمنان بیزار و متنفر باشیم .
دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان کتاب مقدس ادعا می کنند چرا مسیح فرمان داد به دشمنان محبت کنید، در حالی که خدا در عهد عتیق دستور داد از دشمنان متنفر باشید و آنان را به قتل برسانید؟ آیا این دو حکم در کتاب مقدس متناقض نیست؟
در عهد عتیق خدا هرگز دستور نداد که از دشمنان متنفر باشید. یکی از علمای دین یهود از مسیح پرسید:" در میان دستورهای مذهبی، کدامیک از همه مهم تر است؟" مسیح پاسخ داد:" خداوند را که خدای توست، با تمام قلب و جان و عقل خود دوست داشته باش. این اولین و مهم ترین حکم خدا است. دومین دستور مهم نیز مانند اولین حکم است: همسایه خود را دوست بدار، به همان اندازه که خود را دوست می داری. تمام احکام خدا و گفتار انبیاء در این دو حکم خلاصه می شود" (متی فصل 22 آیات 35- 40).
رهبران مذهبی یهود 600 قانون مذهبی را طبقه بندی کرده بودند. بنابراین او آن فریسی از مسیح خواست مهم ترین حکم را تعیین کند.
مسیح خطاب به شاگردانش گفت:"شنیده اید که می گویند با دوست خود دوست باش و با دشمنانت دشمن؟" (متی فصل 5 آیه 43). در این آیه عیسی نمی گوید چنین قانونی در شریعت یهود موجود است، بلکه می گوید "شنیده اید". اشاره مسیح به برداشت نادرست یهودیان از شریعت است.
رهبران یهود می گفتند:"همسایه خود را محبت کن و با دشمنان عداوت کن." بر طبق این تعلیم فقط یهودیان همسایه یکدیگر تلقی می شدند و غیر یهودی ها همسایه به حساب نمی آمدند. بنابراین یک یهودی می بایست از غیر یهودیان متنفر باشد. در حالی که مسیح تعلیم داد که "هر نیازمندی" همسایه ماست (لوقا فصل 10 آیات 29- 37).
به عبارت دیگر، همه مردم جهان همسایه ما هستند، زیرا هر شخص به طریقی نیازمند است، چه از لحاظ مادی و چه از نظر روحانی و معنوی. بنابراین ما باید همه مردم را دوست بداریم. خدا به قوم اسرائیل فرمود:"با غریبانی که در سرزمین تو زندگی می کنند، بدرفتاری نکن. با آن ها مانند سایر اهالی سرزمینت رفتار کن. زیرا نباید از یاد ببری که تو خودت نیز در سرزمین مصر غریب و بیگانه بودی" (لاویان فصل 19 آیات 33- 34).
در حکم دیگر خداوند فرمود:"اگر به گاو یا الاغ گمشده دشمن خود برخوردی، آن را پیش صاحبش برگردان. اگر الاغ دشمنت را دیدی که در زیر بار افتاده، بی اعتنا از کنارش رد نشو، بلکه به او کمک کن تا الاغ خود را از زمین بلند کند" (خروج فصل 23 آیات 4- 5).
محبت خدا به دور از تبعیض است:"او آفتاب خود را بر همه می تاباند، چه بر خوبان و چه بر بدان. باران خود را نیز می باراند چه بر نیکوکاران و چه بر ظالمان" (متی فصل 5 آیه 45).
از سوی دیگر، محبت به دشمنان به معنای تایید روش های غلط، بی عدالتی و رفتار گناه آلود آنان نیست. دیدگاه عهد عتیق در مورد کسانی که قوم اسرائیل را مورد ظلم و ستم قرار می دادند، نبرد و مقابله بود. امروزه باستان شناسی تایید کرده است که در خاورمیانه قوم های بت پرست از لحاظ فرهنگی بسیار منحط و فاسد و بی رحم بودند.
اگر قرار بود ملت نوپای اسرائیل از راه و روش آنان پیروی کند، امروز مسیحیت وجود نداشت. بنابراین جنگ خدا با بت ها بود. بت پرستان دشمن خدای اسرائیل بودند

۱۳۹۵ فروردین ۱۸, چهارشنبه
برخی از مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که درک کتاب مقدس آسان است، بنابراین کلام خدا نیست! در پاسخ باید گفت اگر خدا با زبان پیچیده سخن می گفت، مردم به دام سفسطه گرفتار می شدند و می گفتند:"چون جمله ساده و قابل فهم است، پس خدا آن را نگفته است." در ثانی، وظیفه مسیحیان آن است که کلام خدا را درک کنند. کتابی که درک و خواندن آن دشوار است، چگونه می تواند سبب هدایت و رستگاری مردم جهان شود؟
اشتراک در:
پستها (Atom)
