۱۳۹۵ فروردین ۱, یکشنبه

امروز یکشنبه نخل است روزیکه عیسی مسیح رسما وارد اورشلیم شد ومردم شاخه های درخت خرما را به علامت پیروزی بدست گرفتند و با خوشحالی او را استقبال کردند امارفتن عیسی به اورشلیم و استقبال مردم از او برخورد دو نوع طرز تفکر کاملا متضاد الهی و انسانی در مورد بدست آوردن صلح بود. و درین روز این دو طرز تفکربا هم روبرو شدند . مردم معتقد بودند ابتدا باید جنگ کنیم - در جنگ پیروزشویم - بعد امنیت بدست آوریم وبعد آرامش خواهیم گرفت و این طرز تفکر تا به امروز هم در همه ملت ها باقی ست . عیسی گفت دقیقا برعکس انسان باید ابتدا آرامش درونی پیدا کند بعد احساس امنیت خواهد کرد بعد در خودش انسان پیروزی خواهد بود و بعد پیروزمندانه جنگ روحانی خواهد کرد .. یکشنبه نخل یعنی رویارویی شمشیر جنگ های انسانی بــا صلیب صلح الهی . انتخاب با ماست که با کدام نوع طرز تفکر وارد سال نــو بشویم با شمشیر انتقام جویی هایمان یا با صلیب صلح و فروتنی؟ اما نتیجه آن در انتخاب ما نیست بلکه در ماهیت شمشیر و صلیب است . تاریخ گواه است با وجودیکه خون هیچ شمشیری خشک نشده ولی صلح بوسیله شمشیر هنوزهم که هنوز است یک آرزوی محال و یک ایدال دست نیافتنی ست زیــــرا : پدر کشـتی و تخـم کیـن کاشـتی - پـدر کشـته را کی بود آشــتی . جلیل سپهر

۱۳۹۴ اسفند ۲۹, شنبه

هموطن عزیز پناهنده ام: برای یک غواص مهم نیست که درعمق یک سانتیمتری آب وان شـیک حمامش باشد یا درعمق صد و پنجاه متری اقیانوس. برای او مهم ست که به کپسول اکسیژن حتما وصل باشد .غیرازین در نیم سانتیمتری وان حمامش همانقدرغرق میشود که دراعماق صد و پنجاه متری اقیانوس غرق خواهد شد. . برای خدا خیلی مهم است که شما بعنوان پناهنده درچه وضعیتی هستید ولی مهمتراینست که در چه رابطه ای با او بعنوان عامل حرکت و حیات و رهـایی میباشید؟ غواص با قطع کردن کپسول اکسیژن در کف دریا هیچ امیدی به شانس و استعداد و پول وتوانایی و وعده های دیگران نمیتواند داشته باشد. . به یقین در اعتماد و ارتباط با خدای زنده درعیسی مسیح مانند یوسف از چاه کنعان و مانند دانیال از چاه شیران و مانند قوم از میان دریای سرخ و مانند شدرک و میشک و عبد نغو ازمیان کوره آتش نبوکدنصر های این روزگار، زنده و سربلند بیرون خواهید آمد. این فقط یک حرف مثبت نیست بلکه تجربه شخصی همه آنانیست که با کپسول اکسیژن ایمان به اعماق دریای مشکلات رفتند و با مرواریدهای کف اقیانوس برگشتنتد. در توکل بخدا هیچکس هیچوقت شکست خورده صحنه را ترک نکرده است... جلیل سپهر

* دانه تا دفن نشوید و نمیرد، روئیده نیز نخواهد شد! ما نیز تا در انسانیت کهنه خود نمیریم، شخصیت تازه در روح را تجربه نخواهیم کرد. مسیح خداوند نیز ابتدا مرد و دفن شد، سپس در روز سوم قیام نمود... آمین

۱۳۹۴ اسفند ۲۶, چهارشنبه

چرا خدا اجازه داد تا شیطان در باغ عدن ظاهر شود، در حالی که می دانست چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
پرسش بسیاری از مردم آن است که اگر خدا از همه چیز آگاه است و قادر است آینده را پیشگویی کند و حتی ببیند، چرا اجازه داد تا شیطان وارد باغ عدن شود و آدم و حوا را به گناه ورزیدن متقاعد کند؟
یک. آدم و حوا کودک خردسال نبودند، بلکه هر دو بالغ بودند. آن ها به علت دوستی و صمیمیت با خدا، شناخت کافی و صحیح از او داشتند. قبل از ورود شیطان به باغ عدن، خداوند برای آدم شرح داد که از میوه درخت معرفت نیک و بد نخورد، زیرا با مرگ روحانی و سپس جسمانی مواجه می گردید. او هم این نکته را برای حوا نقل قول کرد. پولس فرمود:"از ترفندهای شیطان بی خبر نیستیم" (دوم قرنتیان فصل 11 آیه 2).
با این توصیف، هر دو اراده آزاد داشتند که از خدا اطاعت کنند یا روش دیگری را برای ادامه زندگی انتخاب کنند.
دو. آدم و زن که افراد بالغی بودند، اما به جای اعتماد به خدا و درخواست کمک، ادعای دروغ شیطان را پذیرفتند! فرض کنید کودکی که رشد فکری نداشت، با شیطان روبرو می شد و به آسانی فریب می خورد. بدین ترتیب گناه به جهان رخنه می کرد. آیا مردم اعتراض نمی کردند که چرا خدا اجازه داد یک موجود وحشتناک، کودکی را فریب دهد؟ چرا خدا اجازه نداد که شیطان، افراد بالغ را وسوسه کند، در آن صورت گناه هرگز وارد جهان نمی گردید!
سه. خدا در جستجوی افراد وفادار است. انسان در هر وقام و موقعیتی باشد، بایستی وفاداری خود را ثابت کند:"خداوند به تمام جهان چشم دوخته است تا کسانی را که از دل و جان به او وفادارند، بیابد و به آنان قوت بخشد" (دوم تواریخ فصل 16 آیه 9). ریک وارن در کتاب "زندگی هدفمند" درباره وفاداری به خدا چنین نوشته است:
"اگر وسوسه نشده اید که آدم بدی باشید، نمی توانید ادعا کنید که آدم خوبی هستید. هنگامی می توانید ادعای وفاداری کنید که قبل از آن فرصت بی وفا بودن را داشته اید، ولی خودتان برگزیده اید که وفادار بمانید. صداقت شما زمانی شکل می گیرد که بی صداقتی را شکست داده باشید. فروتنی نتیجه پیروزی بر غرور است. پایداری زمانی در شما قوت می یابد که وسوسه تسلیم شدن را نپذیرید. هر بار وسوسه ای را شکست دهید، بیشتر شبیه مسیح می شوید."
آدم و حوا با آگاهی و شناخت مرتکب گناه شدند. آنان هشدار خدا را نادیده گرفتند و در مسیر اشتباه گام برداشتند. آن دو عروسک کوکی و بی اراده نبودند. انتخاب آنان، گناه را وارد جهان کرد.
ما چطور می توانیم به خاطر کاری که آدم و حوا هزاران سال پیش انجام داده اند، گناهکار محسوب شویم؟
بسیاری تصور می کنند که خدا عادل نیست که ما را به خاطر گناه آدم و حوا محکوم می کند. بنابراین، ادعا می کنند که خدا زائیده ذهن بشر است. این ادعا سبب سئوالاتی می شود: آیا شما در زندگی تان هرگز دروغ نگفته اید؟ آیا در طول زندگی تان، تمام موارد اخلاقی را یکی پس از دیگری انجام داده اید؟ اگر پاسخ مخالفان به سئوال اول منفی است و جواب سئوال دوم مثبت است، پس کاملا حق با منتقدان است: این خدا زائیده ذهن مسیحیان است.
اما این اشخاص فراموش می کنند که گناهانی که با اراده آزاد خود مرتکب می شوند، ثابت می کند که چه تنگاتنگ با آدم و حوا و طبیعت آن دو همسان هستند. سرشت همه انسان ها یکی است و مستعد نافرمانی هستند. در نتیجه، خدا انسان ها را برای گناهانی که مرتکب می شوند، زیر حکم می برد. از آن جایی که گناهکاریم، به بخشش نیاز داریم و نه به جستجوی حکم عادلانه در خصوص وضعیت خودمان.
خدا قدوس است و نمی تواند گناه را تحمل کند. همه گناهکارند و هر گناهی مستحق مجازات است. اگرچه ما مستحق مجازات مرگ بودیم، اما مسیح گناهان ما را بر خود گرفت و با مرگ خود بر صلیب، تاوان گناهان ما را پرداخت. حال، راه دوستی با خدا باز شده است. با ایمان به عملکرد او، به جای دشمنی و سرگردانی، ما دوستان خدا می شویم.

۱۳۹۴ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

پدر یوسف در نسب نامه های مسیح چه کسی بود؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
قبل از تاسیس کلیسا، مردم عیسی را پسر یوسف می دانستند. چرا نام پدر یوسف در نسب نامه های مسیح متفاوت است؟
"پدر یوسف، هالی بود" (لوقا فصل 3 آیه 33).
"یعقوب، پدر یوسف بود" (متی فصل 1 آیه 16).
یک. مخاطبان متی و لوقا متفاوت بودند. متی انجیلش را برای یهودیان نوشت، در حالی که مخاطبان لوقا، یونانیان بودند. هدف لوقا از ارائه نسب نامه عیسی آن بود که مسیح و مسیحیت متعلق به همه انسان ها اعم از یهودی و غیر یهودی است. به عبارت دیگر، مسیح، نجات دهنده جهان است.
اما متی، عیسی را "مسیح موعود" و از "نسل داود" معرفی می کند. همان کسی که یهودیان قرن ها در انتظار او بودند تا از نسل داود ظهور کند.
انجیل متی، عهد عتیق را به عهد جدید پیوند می زند و نشان می دهد که پیشگویی های عهد عتیق تحقق یافت.
دوم. مطابق شریعت موسی اگر زن و شوهر از یک نسل بودند، پدر زن، پدر شوهر نیز محسوب می گردید (اعداد فصل 27 آیات 1- 11، فصل 36 آیات 1- 12). هم مریم و هم یوسف مستقیما از نسل داود پادشاه بودند. هنگامی که یوسف با مریم ازدواج کرد، طبق شریعت موسی، او پسر هالی ( پدر مریم) شد.
نسب نامه عیسی در انجیل لوقا، در واقع نسب نامه مریم می باشد که لوقا احتمالا شخصا از مریم گرفته است. به خاطر اهمیتی که لوقا در انجیلش به زنان می دهد، به جاست که او نسب نامه مریم را ارائه دهد.
اما متی نسب نامه یوسف را ارائه داد و تاکید او بر والدین عیسی است. با این توصیف، از آن جا که مریم به هنگام باردار شدن باکره بود، متی یوسف را پدر عیسی نمی نامد، بلکه او را فقط به عنوان شوهر مریم معرفی می کند. به عبارت دیگر، عیسی پسر مریم بود و نه یوسف.