۱۳۹۴ خرداد ۱۵, جمعه

* مارتین لوتر گفته : من آنکسی که خــدا میخواهد باشم هنوز نیستم من آنکسی که مردم میخواهند باشم هنوز نیستم من آنکسی که خودم میخواهم باشم هنوز نیستم ولی خدا را شکر میکنم که به فیض خدا امروز دیگر آنکسی که قبل از ایمان به عیسی مسیح بودم نیستم . این یعنی دارید زندگی می کنید و بطرف کمال خودتان پیش می روید اگر چه آهسته ولی در حال حرکت هستید و همین شما را امیدوار و دلگرم کرده و برای ادامه زندگی انگیزه جدیدی می بخشید . هرگز تحت هیچ شرایطی از خودتان مایوس نشوید. خودتان را با هیچکس مقایسه نکنید زیرا در مقایسه کردن با بعضی ها دلسرد می شوید و در مقایسه کردن با بعضی ها مغــرور . بلکه برای ارزیابی صحیح از وضعیت روحانی تان تنها خودتان را با گذشته خودتان مقایسه کنید تا یقین بدانید که در حال رشـد کردن هستید . دوم قرنتیان13: 5 " خودتانرا امتحان کنید که آیا در ایمان هستید؟ خودتان را بازیافت کنید که آیا مسیح در شما هست ؟" بعبارتی، شما باید شبیه نهایت خودتان در مسیح بشوید و نه شبیه هیچکس دیگر ./ آمین آمین و آمین جلیل سپهر


۱۳۹۴ خرداد ۱۴, پنجشنبه

چرا در قرآن به یک انجیل اشاره شده، در حالی که در عهد جدید چهار انجیل وجود دارد؟


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسلمانان می پرسند که چرا در قرآن از انجیل سخن گفته شده، در حالی که در عهد جدید چهار انجیل وجود دارد: متی، مرقس، لوقا و یوحنا؟
در دوران پیامبر اسلام، کلیساها در کشورهای نزدیک به عربستان مانند سوریه، فعالیت داشتند. تردیدی نیست که او با مسیحیان در ارتباط بود و نسخه ای از "انجیل" را دریافت کرده بود. این انجیل چه بود؟
یکی از پدران کلیسا، "تاتیان" نام داشت که در قرن دوم میلادی زندگی می کرد. او شاگرد ژوستین شهید بود. ژوستین به تثلیث (پدر، پسر و روح القدس) ایمان داشت و به دلیل داشتن این اعتقاد شهید شد. تاتیان کار ابتکاری انجام داد و چهار انجیل را به انجیلی واحد تهیه کرد. این انجیل حاوی جزئیات اناجیل بود. این اثر به زبان سریانی منتشر شد و مسیحیان بین النهرین (عراق و سوریه) به راحتی از آن استفاده می کردند. تاتیان این اثر را "دیاتسرون" نامید که به زبان یونانی یعنی "از هر چهار".
پایه و اساس دیاتسرون، انجیل یوحنا می باشد و سپس بخش هایی از روایات متی، مرقس و لوقا در آن یافت می شود.
"دیاتسرون" تا قرن ها مورد استفاده کلیساهای بین النهرین بود و نسخه ای از آن نیز در اختیار پیامبر اسلام قرار گرفت. طبق ادعای قرآن، به پیامبر اسلام پیشنهاد شد که برای رفع شبهاتش و درک حقانیت پیام خود، آن را با مطالب مکاشفات پیشین که خدا به یهودیان و مسیحیان بخشیده، بسنجد (یونس 94-95). این آیه اعتبار و حقانیت کتاب مقدس را تایید می کند. بنابراین قرآن مخالف نظریه تحریف است مبنی بر این که خدای مهربان اجازه داد کتاب مقدس تغییر یابد تا قرن ها مردم در جهالت، گناه و سرگردانی به سر ببرند.
برخی از مخالفان ادعا می کنند که انجیل شفاهی بوده و سینه به سینه نقل قول می گردید. این ادعا این پرسش ها را مطرح می سازد که چرا قرآن از "انجیل و تورات شفاهی" سخنی به میان نمی آورد (توبه آیه 29)؟ اگر طبق ادعای مخالفان، شاگردان مسیح، به عنوان شاهدان اصلی، عهد جدید را تحریف کرده اند، چگونه کسانی که بعدها به مسیح ایمان آوردند، با انجیل واقعی آشنا شده و آن را به ذهن سپرده اند؟ مسیحیان که در دنیای آن روز پراکنده بوده اند، چگونه می توانستند کسانی را که حامل انجیل شفاهی بوده اند، شناسایی کرده و به آن ها دسترسی داشته باشند؟
اگر شاهدان عینی اناجیل را ننوشته اند، پس آیا انجیل واقعی توسط کسانی نوشته شده که زندگی و تعالیم مسیح را از نزدیک ندیده اند؟ اگر شاهدان اصلی دروغگو بوده اند، چگونه می توان به گزارش افرادی اعتماد کرد که حتی در موقعیت شاهدان هم نبوده اند؟
با این توصیف، بعضی می گویند که وقتی خدا پیامبر جدیدی می فرستاده، کتاب های مقدس قبل از او منسوخ و باطل می شده اند و خدا دیگر توجهی به آن کتاب ها نداشته و اجازه داده که تحریف شوند. در پاسخ باید گفت که تاریخ نشان داده، هر پیامبر جدیدی که ظهور کرده، بدون استثنا رسالت خود را بر پایه کتاب های آسمانی قبلی استوار کرده است. یعنی نه فقط به آن ها استناد و اشاره کرده، بلکه آن ها را مورد تایید قرار داده و رسالت خود را دنباله رسالت آن انبیا دانسته است.
پس اگر پس از ظهور یک پیامبر جدید، قرار باشد کتاب های قبلی تحریف و باطل شوند، چه کسی می تواند ادعای این پیامبر جدید را به محک آزمایش بزند و آن را با کتاب های قبلی مقایسه کند؟ چرا اسناد و مدارک اثبات دین جدید، باید نابود شوند؟ چگونه متن نامعتبر می تواند سندی باشد برای دین جدید؟ شخصی را در نظر بگیرید که ادعا می کند وارث و صاحب خانه است، ولی سند و مدرک معتبر برای تایید ارث و مالکیت خانه، در اختیار ندارد!
مسیح بدون استثنا رسالت خود را بر پایه عهد عتیق (نوشته های انبیاء) استوار کرده است. یعنی نه فقط به آن ها استناد و اشاره کرد، بلکه آن ها را مورد تایید قرار داد و رسالت خود را دنباله رسالت عهد عتیق دانسته است. پس اگر پس از ظهور مسیح، قرار بود نوشته های انبیاء یهود تحریف و باطل شوند، چه کسی می توانست ادعای مسیح را به محک آزمایش بزند و آن را با عهد عتیق مقایسه کند؟
چطور می‌شود به کلام خدا اعتماد کرد، اگر او اجازه دهد تا کلامش را انسان ها تغییر دهند و یا وعده‌ای را که داده به جای نیاورد؟ مگر او قادر مطلق نیست که مانع دست‌کاری و تحریف سخنانش شود؟ اگر خدا می خواهد تغییر عمیق و مثبت در مردم ایجاد کند، هرگز اجازه نمی دهد اقدام او برای نجات بشر ضعیف، سطحی و سست باشد.

۱۳۹۴ خرداد ۱۳, چهارشنبه

* اگر خداوند با ما باشد ، دیگر چه کسی میتواند بر ضد ما عمل نماید ؟ پس فقط روی او را بطلبیم که همین برای ما کافیست ! آمین

آیا موسی درباره ظهور پیامبر اسلام پیشگویی کرد؟

 دفاعیات مسیحی‏

مسلمانان ادعا می کنند که تثنیه فصل 18 آیه 18 درباره پیامبر اسلام پیشگویی کرده است. آیا این ادعا صحیح است؟
یک. اشاره به پیامبر دیگر از آیه 15 شروع می شود و نه از آیه 18. در آیه 15 چنین می خوانیم:"او از میان قوم اسرائیل، پیامبری مانند من برای شما خواهد فرستاد" بنابراین آن پیامبر یهودی بود و نه عرب.
دو. موسی گفت:"پیامبری مانند من خواهد بود". خداوند از طریق موسی معجزات عجیبی ارائه داد:"موسی به فرمان خداوند، معجزات عظیمی در حضور فرعون مصر، درباریانش و تمام قوم او انجام داد. هیچکس تا به حال نتوانسته است قدرت و معجزات شگفت انگیز ی را که موسی در حضور قوم اسرائیل نشان داد، ظاهر سازد" (تثنیه فصل 34 آیات 11- 12).
مسیح معجزات زیادی کرد. بیماران را شفا داد و مردگان را نیز زنده کرد. اما در قرآن به معجزات پیامبر اسلام اشاره نشده است. کارشناسان مسلمان معتقدند که تنها معجزه پیامبر، آوردن سوره های قرآن بوده است (سوره اسراء آیات 90- 93). این در حالی است که تمام پیامبران حامل پیام خدا بوده اند.
سه. موسی و مسیح با خدا به طور مستقیم صحبت می کردند:"در اسرائیل پیامبری مانند موسی نبوده است که خداوند با او روبرو صحبت کرده باشد" (تثنیه فصل 34 آیه 10). مسیح با خدای پدر در گفتگو بود (یوحنا فصل 1 آیه 18، فصل 12 آیه 49). پیامبر اسلام هرگز ادعا نکرد که با خدا روبرو صحبت کرده است. او سوره های قرآن را از فرشته دریافت کرد (سوره بقره آیه 97).
چهار. پیامبر اسلام طبق روال طبیعت از یک پدر و یک مادر به وجود آمد، در حالی که در مورد عیسی چنین نبود. مادرش زمانی آبستن شد که هنوز باکره بود. قرآن نیز تولد عیسی از باکره (مریم آیات 16- 21، آل عمران آیات 37- 47) را تایید کرده است.
پنج. پیامبر اسلام وفات یافت، اما طبق روایت قرآن و اناجیل، مسیح به آسمان صعود کرد (نساء 158).
شش. مسیح مصلوب شد. پیامبر اسلام وفات یافت.
هفت. مسیح زنده شد و قبر او خالی است.
هشت. قرآن، مسیح را روح الله خطاب می کند و پیامبر اسلام را رسول الله.
نه. در آل عمران آیه 45 عیسی برتر از همه، چه در این عالم و چه در عالم آینده توصیف شده است. در عهد جدید، او فرزند خداست و بر تمام موجودات برتری دارد (کولسیان فصل 2 آیه 15).
ده. در سوره نساء آیه 159 می خوانیم که انسان ها قبل از مرگ باید به عیسی مسیح ایمان بیاورند. انجیل یوحنا فصل 3 آیه 16:" هر که به مسیح ایمان آورد، هلاک نگردد".
یازده. تقویم اصلی جهان، میلادی است. چرا خدا اجازه داد تاریخ میلادی، تقویم اصلی جهان باشد؟


۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

بطور یقین " ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا " پس چرا اینهمه مردم کلام خدا را هرروز میشنوند ولی همه ایمان نمیآورند و زندگی شان تبدیل نمیشود ؟ .


درچهار انجیل هشت مرتبه نوشته شده عیسی مسیح درپایان تعالیمش میگفت :


هرکه گوش شنوا دارد بـشنود


در کتاب مکاشفه هم هشت مرتبه نوشته شده عیسی مسیح به نویسنده میگوید : 

هر که گوش شنوا دارد بشنود
.
گــوش شــنوا چیست ؟

همه میدانیم گوش دادن سـه نوع است

اول گوش دادنی ست که شخص فقط صدا را میشنود

دوم گوش دادنی که شخص مفهوم مطلب را درک میکند

سوم گوش دادنی که شخص به آن مطلب عمل میکند

مسیح از نوع سوم گوش دادن صحبت میکند و آن گـوش دادن با " گــوش شنوا " است
.
گـوش شـنوا یعنی شنیدن مطلب - فهمیدن مطلب - پذیرفتن مطلب - و با تمام دل و جان به آن 


عمل کردن . او فرمود : کسیکه کلام مرا بشنود و به آن عمل نکند مانند شخصی ست که خانه خود 

را بر روی شن ها بنا کرده و به محضی که باران بیاید و بادها بوزد خراب میگردد و خرابی اش عظیم 

خواهد بود. متی 7 : 26و27 - جلیل سپهر