۱۳۹۳ بهمن ۲۲, چهارشنبه

چگونه پولس از دین یهود به مسیحیت گروید؟



نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
پولس یک یهودی غیرتمند و از رهبران یهود بود. او در شهر طرسوس متولد شده بود و در آن شهر بهترین تعلیمات دین یهود و علوم آن روزگار را فرا گرفت. در طرسوس دانشگاه معروفی واقع بود که فلسفه و فرهنگ رواقیون(مکتب خوداری و پرهیزکاری) در آن نفوذ زیادی داشت.
پولس مانند پدرش شهروند روم بود که در آن دوره امتیاز بزرگی بود. پولس با فرهنگ و تفکر یونانی کاملا آشنایی داشت.
او به زبان یونانی تسلط داشت و بارها استادی خود را در مباحثه و مناظره نشان داده بود.
اگر کسی بخواهد تغییر زندگی پولس را بفهمد، لازم است درک کند چرا او به شدت با مسیحیت دشمنی داشت. دلیل آن دشمنی، اعتقاد کامل او به شریعت یهود بود که نارضایتی او را نسبت به مسیح و کلیسای قرن اول میلادی تحریک می کرد. پولس فردی بسیار مذهبی بود. در واقع او عضو فرقه فریسیان بود. عهد عتیق را می دانست و صادقانه اعتقاد داشت که جنبش مسیحی برای یهودیت خطرناک است. بنابراین از ایمان مسیحی نفرت داشت و با شقاوت، مسیحیان را شکنجه و آزار می داد.
رنجش پولس از پیام مسیحیت درباره مسیح به عنوان نجات دهنده بود. پولس معتقد بود که شریعت عامل نجات است. به عبارت دیگر، مسیحیت به قلب اعتقادات یهودی پولس حمله می کرد. بنابراین، نابودی مسیحیان هدف اصلی زندگی پولس گردید. او مانند رهبران مذهبی یهود فکر می کرد که مسیح و شاگردانش پیروان شیطان هستند. این نکته در تلمود (روایات یهود) قرن اول میلادی ذکر شده که مسیح جادوگر بوده! در نتیجه، پیغام شاگردان عیسی که کم سواد بودند و از تحصیلات الهیات دین یهود نیز برخوردار نبودند، نمی توانست او را قانع سازد.
نکته دیگر آن که ملاقات شاگردان با پولس که دشمن سرسخت مسیحیت بود، تقریبا غیرممکن بود، زیرا به محض مشاهده شاگردان، آن ها را دستگیر و روانه زندان می کرد! هم چنین پولس از مقامات شورای رهبری اسرائیل (سهندرین) بود، و یافتن و قرارملاقات با او چندان آسان به نظر نمی رسید.
او تعقیب و دستگیری مسیحیان را در دستور کار داشت. او در حالی عازم دمشق بود که مدارک لازم را برای دستگیری پیروان عیسی در اختیار داشت. او تصمیم داشت آن ها را به اورشلیم برگرداند و محاکمه کند.
در مسیر دمشق، رویدادی رخ داد. نوری از آُسمان در اطراف او تابید. او به زمین افتاد و صدایی شنید:"چرا بر من جفا می کنی؟" پولس پرسید:"تو کیستی؟" پاسخ آمد:"من عیسی هستم. همان کسی که تو بر او جفا می کنی..." خوشبختانه عده ای از دشمنان مسیحیت نیز همراه او شاهد این واقعه عجیب بودند. خداوند قادر مطلق است و می تواند معجزه نماید. او قادر است دشمن خود را به دوست وفادار تبدیل کند.
شخصیت پولس قبل از رویداد جاده دمشق، فردی غیرقابل تحمل، تندخو، شکنجه گر، متعصب مذهبی و مغرور بود. او بعد از دگرگونی توسط خداوند به شخصی بردبار، مهربان و فداکار تبدیل شد. چیزی که زندگی پولس را تبدیل کرد، یک تجربه روحانی عمیق بود. خدا او را از شکنجه گر مسیحیان به واعظ مسیح تبدیل کرد.
همان طور که اشاره شد، پولس شخص تحصیل کرده در الهیات یهود بود. او برای درک دوران شریعت و تعالیم مسیح، به مدت سه سال در بیابان های یهودیه به سر برد و در طی این مدت، خداوند نکات زیادی را درباره الهیات مسیحی بر او مکشوف کرد که جزئیات آن رادر نامه هایش به کلیساها نوشت. شاگردان مسیح و پدران کلیسا هرگز با تعالیم و فعالیت های بشارتی پولس مخالفت نکردند.
پولس طی سه سفر بشارتی در سرتاسر امپراطوری روم، برای مسیح موعظه کرد. او نامه هایی به کلیساهای مختلف نوشت که قسمتی از عهد جدید را تشکیل می دهد.
مخالفان مسیحیت پولس را ضد شریعت معرفی می کنند، در حالی که خود پولس شریعت را نیکو می داند. او در رساله های غلاطیان و رومیان نوشت که شریعت خدا می گوید خدا کیست؟ گناه چیست؟ (جنبه اطلاع رسانی دارد)، اما قادر به نجات انسان نمی باشد. این خدا است که انسان را از قلمرو قدرتمند گناه نجات می بخشد. این خدا است که انسان را مانند پولس تغییر می دهد و این خدا است که قدرت اجرای شریعت را به انسان می دهد. کار خدا، تبدیل است.
درقرن اول میلادی، عده ای از یهودیان که به مسیحیت گرویده بودند، چنین استدلال کردند که اگر غیریهودیان مسیحی ختنه نکنند، توسط خدا نجات نخواهند یافت. پولس در نامه های خود تحت عناوین رومیان و غلاطیان، با این طرز تفکر غلط مخالفت کرد و چنین توضیح داد که نجات انسان از قلمرو گناه به فیض خدا (یعنی بخشش بلاعوض خدا به افرادی که لیاقت آن را ندارند) بستگی دارد و نه اعمال نیکوی انسان.
در دوران عهد عتیق، وقتی ابراهیم به خدا ایمان آورد، هنوز عمل ختنه را انجام نداده بود. سال ها بعد، خدا به ابراهیم دستور داد تا مراسم ختنه را انجام دهد. چهار صد سال بعد، خداوند شریعت را عطا فرمود. زمانی که ابراهیم به خدا ایمان آورد، ختنه روحانی در او انجام شد. بعدها، ختنه جسمانی، که جراحی بهداشتی بود، صرفا نشانه ای شد جهت تایید ختنه روحانی. پولس تاکید کرد که ختنه روحانی باعث نجات انسان می شود، اما هرگز با ختنه جسمانی مخالفت نکرد. طبق دیدگاه مسیحیت، ختنه جسمانی و اعمال نیکو باعث نجات انسان از قلمرو گناه نخواهند شد.
در عهد جدید، تعلیمی مبنی بر مخالفت با ختنه وجود ندارد. ختنه یک جراحی بهداشتی است.

* اگر خواندگی خود را بدانیم ؛ دیگر از هیچ چیزی نخواهیم ترسید ، و نگران هیچ چیزی نخواهیم بود ، و محبت خود را دریغ نخواهیم کرد ! و از دعا نمودن دست نخواهیم کشید ... آمین

۱۳۹۳ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

افزایش تعداد ایرانیان و افغان‌هایی که به مسیحیت گرویده‌اند در اروپا چشمگیر است. در برخی محله‌های برلین جمعیت نوکیشان این دو کشور چنان زیاد شده که مراسم کلیسا به زبان‌های آلمانی و فارسی برگزار می‌شود.

به گزارش «محبت نیوز» از شمار مسلمان‌زادگان ایرانی و افغان که به مسیحیت گرویده‌اند اطلاع دقیقی در دست نیست. مطابق گزارش‌ها تعداد نوکیشانی که از این کشورها به اروپا، و از جمله به آلمان مهاجرت کرده‌اند، مدام رو به افزایش است.
به گزارش خبرگزاری آلمان، نوکیشان چهره کلیسای محله "اشتگلیتس" برلین را کاملن دگرگون کرده‌اند و اکثریت کسانی که در مراسم عبادی روزهای یک‌شنبه شرکت می‌کنند ایرانی‌تبار و عده‌ای شهروند افغانستان هستند.
اغلب این افراد پناه‌جو هستند و تقاضای پناهندگی عده‌ای از آن‌ها پذیرفته شده است. افزایش مراجعه‌کنندگان، به این کلیسای محله اشتگلیتس امکان داده که از مدتی پیش به جایگاه یکی از مجموعه‌های مستقل "کلیسای لوتریانی – پروتستانی" ارتقاء پیدا کند.
اکثریت با نوکیشان ایرانی
گوتفرید مارتنز، کشیش کلیسای محله "اشتگلیتس" می‌گوید سابقه تبدیل شدن این مکان به "کلیسای پناه‌جویان" به سال ۲۰۰۸ باز می‌گردد.
به گفته‌ی مارتنز در این سال دو پناهنده نوکیش ایرانی از شهر لایپزیک به برلین آمدند و پس از مدتی آوازه این کلیسا "دهان به دهان" به دیگر پناه‌جویان رسید و به شمار مراجعه‌کنندگان افزوده شد.
او می‌افزاید در حال حاضر شمار پناه‌جویان نوکیش این کلیسا به ۵۰۰ نفر می‌رسد که سه‌چهارم آن‌ها ایرانی و یک چهارم افغان هستند. مارتنز گفته که ۳۵۰ نفر از این افراد را خودش غسل تعمید داده است. این مجموعه ۲۰۰ آلمانی روس‌تبار را نیز دربر می‌گیرد.
چند سال پیش نیز گزارش‌هایی از مسیحی شدن ده‌ها ایرانی در کلیسای "یاری خدا"در محله "نوی‌کلن" برلین منتشر شد. در این‌ گزارش آمده بود که شرکت‌کنندگان در مراسم روز یک‌شنبه این کلیسا دو برابر شده‌اند.‌
ایران، پنجمین کشور ناامن نوکیشان
خروج از دین اسلام ارتداد محسوب می‌شود و می‌تواند به عنوان "محاربه با خدا و فساد فی‌الارض" مجازات اعدام را در پی داشته باشد. نهاد مددرسانی مسیحی "درهای باز" ایران و افغانستان را جزو ده کشوری اعلام کرده که پیگرد مسیحیان در آن‌ها با شدت انجام می‌شود.
این نهاد ایران و افغانستان را در جایگاه پنجم و هفتم کشورهای جهان با بالاترین میزان پیگرد مسیحیان قرار داده و خاطر نشان می‌کند از سال ۲۰۰۱ جنبش "کلیساهای خانگی" در ایران به شدت رو به گسترش است.
بسیاری از نوکیشان ایرانی محله "اشتگلیتس" می‌گویند با این کلیساها در ارتباط بوده‌اند، اما غسل تعمید آن‌ها در برلین انجام شده است.
خبرگزاری آلمان به نقل از ساموئل، نوکیش ۴۴ ساله ایرانی، گزارش داد که مقام‌های امنیتی ایران او را به دلیل ارتباط با محافل مسیحی برای جاسوسی و خبرچینی تحت فشار قرار داده‌اند.
بنابر این گزارش اغلب نوکیشان در توضیح علت تغییر دین خود، اسلام را حامی خشونت و اجبار و مسیحیت را دین شادی، بخشش و رستگاری توصیف کرده‌اند.
خشونت اسلام‌گرایان علیه نوکیشان
برخلاف قوانین جاری در کشورهایی چون ایران و افغانستان، شورای مرکزی مسلمانان در آلمان با استناد به محترم شمردن آزادی عقیده در قانون اساسی این کشور، تغییر دین و حتا انتخاب بی‌دینی را به عنوان حق شهروندان به رسمیت می‌شناسد.
چنانکه کشیش کلیسای محله "اشتگلیتس" حکایت می‌کند، در اقامت‌گاه‌های پناهندگان از این رواداری خبری نیست و نوکیشان مسیحی با تهدید و خشونت اسلام‌گرایان افراطی روبرو هستند.
گرچه بسیاری از نوکیشان ایرانی و افغان پیش از ورود به کشورهای اروپایی تغییر دین داده‌اند و با محفل‌های خانگی مسیحی در ارتباط بوده‌اند، تردید درباره دریافت پناهندگی به عنوان انگیزه گرویدن آن‌ها به مسیحیت همواره مطرح است.
گوتفرید مارتنز این تردید را ناموجه می‌داند و می‌گوید بیش از ۹۰ درصد پناه‌جویان پس از دریافت اجازه اقامت در آلمان همچنان به کلیسایی که او اداره می‌کند وفادار مانده‌اند و در مراسم مذهبی و کارهای مددرسانی فعال هستند.
کلیسای پروتستان آلمان از سال‌ها پیش بدون توجه به سیاست‌های دولت از پناه‌جویانی که با خطر اخراج روبرو هستند حمایت می‌کند و به آن‌ها پناه می‌دهد. ادامه این سیاست با ناخشنودی شدید وزارت کشور روبروست.
.

پاسخ به مخالفان مسیحیت خدا ما را آفرید تا به ما محبت کند. خدا ما را آفرید تا با محبت او آشنا شویم و محبت او را به مردم را نشان دهیم، نه آن که انسان ها را با قتل، تهدید و شکنجه با "خدا" آشنا کنیم. مسیح فرمود:"یکدیگر را محبت کنید تا مردم بدانند شاگرد من هستید". خداوند ما را آفرید تا شبیه مسیح بشویم. مسیح خون هیچکس را بر زمین نریخت. وقتی محبت خدا بر همه چیز چیره می شود، چه نیازی به خشونت و جنگ هست؟ آیا خشونت و قتل عام، مردم را به سوی خدا جذب می کند یا نشان دادن محبت و آرامش الهی؟ خشونت، آسان ترین کار است. همه می توانند بدی را با بدی جواب دهند، اما محبت کردن تصویر فرد نیرومندی را ترسیم می کند که چنان بر نفس خود مسلط است و چنان محبتی نسبت به دیگران دارد که از هرگونه مقابله به مثل چشم پوشی می کند.

مهران پورپشنگ

* حقیقتا در مرگ است که قیام معنی پیدا می کند ؛ اگر بذر را در مشتمان نگه بداریم همان بذر است ، اما وقتی در دل خاک دفنش میکنیم ، و می میرد ، جوانه میزند و ثمر می آورد !!! آمین