۱۳۹۳ خرداد ۲۰, سه‌شنبه

چگونه پولس از دین یهود به مسیحیت گروید؟

دفاعیات مسیحی
پولس یک یهودی غیرتمند و از رهبران یهود بود. او در شهر طرسوس متولد شده بود و در آن شهر بهترین تعلیمات دین یهود و علوم آن روزگار را فرا گرفت. در طرسوس دانشگاه معروفی واقع بود که فلسفه و فرهنگ رواقیون(مکتب خوداری و پرهیزکاری) در آن نفوذ زیادی داشت.
پولس مانند پدرش شهروند روم بود که در آن دوره امتیاز بزرگی بود. پولس با فرهنگ و تفکر یونانی کاملا آشنایی داشت.
او به زبان یونانی تسلط داشت و بارها استادی خود را در مباحثه و مناظره نشان داده بود.
اگر کسی بخواهد تغییر زندگی پولس را بفهمد، لازم است درک کند چرا او به شدت با مسیحیت دشمنی داشت. دلیل آن دشمنی، اعتقاد کامل او به شریعت یهود بود که نارضایتی او را نسبت به مسیح و کلیسای قرن اول میلادی تحریک می کرد. پولس فردی بسیار مذهبی بود. در واقع او عضو فرقه فریسیان بود. عهد عتیق را می دانست و صادقانه اعتقاد داشت که جنبش مسیحی برای یهودیت خطرناک است. بنابراین از ایمان مسیحی نفرت داشت و با شقاوت، مسیحیان را شکنجه و آزار می داد. رنجش پولس از پیام مسیحیت درباره مسیح به عنوان نجات دهنده بود. پولس معتقد بود که شریعت عامل نجات است. به عبارت دیگر، مسیحیت به قلب اعتقادات یهودی پولس حمله می کرد. بنابراین، نابودی مسیحیان هدف اصلی زندگی پولس گردید. او تعقیب و دستگیری مسیحیان را در دستور کار داشت. او در حالی عازم دمشق بود که مدارک لازم را برای دستگیری پیروان عیسی در اختیار داشت. او تصمیم داشت آن ها را به اورشلیم برگرداند و محاکمه کند.
در مسیر دمشق، رویدادی رخ داد. نوری از آُسمان در اطراف او تابید. او به زمین افتاد و صدایی شنید:"چرا بر من جفا می کنی؟" پولس پرسید:"تو کیستی؟" پاسخ آمد:"من عیسی هستم. همان کسی که تو بر او جفا می کنی..."
اگر کتاب مقدس کلام خداست، بنابراین خدا برای آن غیرت دارد. او با قدرت مطلق خود از آن محافظت می کند. ادعای تحریف کتاب مقدس ناشی ازعدم شناخت خدا است. دیدگاه تحریف کتاب مقدس، غیرت و قدرت مطلق خدا را زیر سئوال می برد و خدا را در دفاع و حمایت از کلام خود، ناتوان نشان می دهد. از طرف دیگر، خداوند قادر مطلق است و می تواند معجزه نماید. او قادر است دشمن خود را به دوست وفادار تبدیل کند.
شخصیت پولس قبل از رویداد جاده دمشق، فردی غیرقابل تحمل، تندخو، شکنجه گر، متعصب مذهبی و مغرور بود. او بعد از دگرگونی توسط خداوند به شخصی بردبار، مهربان و فداکار تبدیل شد. چیزی که زندگی پولس را تبدیل کرد، یک تجربه روحانی عمیق بود. خدا او را از شکنجه گر مسیحیان به واعظ مسیح تبدیل کرد. پولس طی سه سفر بشارتی در سرتاسر امپراطوری روم، برای مسیح موعظه کرد. او نامه هایی به کلیساهای مختلف نوشت که قسمتی از عهد جدید را تشکیل می دهد.
مخالفان مسیحیت پولس را ضد شریعت معرفی می کنند، در حالی که خود پولس شریعت را نیکو می داند. او در رساله های غلاطیان و رومیان نوشت که شریعت خدا می گوید خدا کیست؟ گناه چیست؟ اما قادر به نجات انسان نمی باشد. این خدا است که انسان را از قلمرو قدرتمند گناه نجات می بخشد. این خدا است که انسان را مانند پولس تغییر می دهد و این خدا است که قدرت اجرای شریعت را به انسان می دهد. کار خدا، تبدیل است.

عکس: ‏چگونه پولس از دین یهود به مسیحیت گروید؟

پولس یک یهودی غیرتمند و از رهبران یهود بود. او در شهر طرسوس متولد شده بود و در آن شهر بهترین تعلیمات دین یهود و علوم آن روزگار را فرا گرفت. در طرسوس دانشگاه معروفی واقع بود که فلسفه و فرهنگ رواقیون(مکتب خوداری و پرهیزکاری) در آن نفوذ زیادی داشت. 
پولس مانند پدرش شهروند روم بود که در آن دوره امتیاز بزرگی بود. پولس با فرهنگ و تفکر یونانی کاملا آشنایی داشت.
او به زبان یونانی تسلط داشت و بارها استادی خود را در مباحثه و مناظره نشان داده بود.
 اگر کسی بخواهد تغییر زندگی پولس را بفهمد، لازم است درک کند چرا او به شدت با مسیحیت دشمنی داشت. دلیل آن دشمنی، اعتقاد کامل او به شریعت یهود بود که نارضایتی او را نسبت به مسیح و کلیسای قرن اول میلادی تحریک می کرد.  پولس فردی بسیار مذهبی بود. در واقع او عضو فرقه فریسیان بود. عهد عتیق را می دانست و صادقانه اعتقاد داشت که جنبش مسیحی برای یهودیت خطرناک است. بنابراین از ایمان مسیحی نفرت داشت و با شقاوت، مسیحیان را شکنجه و آزار می داد. رنجش پولس از پیام مسیحیت درباره مسیح به عنوان نجات دهنده بود. پولس معتقد بود که شریعت عامل نجات است. به عبارت دیگر، مسیحیت به قلب اعتقادات یهودی پولس حمله می کرد. بنابراین، نابودی مسیحیان هدف اصلی زندگی پولس گردید. او تعقیب و دستگیری مسیحیان را در دستور کار داشت. او در حالی عازم دمشق بود که مدارک لازم را برای دستگیری پیروان عیسی در اختیار داشت. او تصمیم داشت آن ها را به اورشلیم برگرداند و محاکمه کند.
در مسیر دمشق، رویدادی رخ داد. نوری از آُسمان در اطراف او تابید. او به زمین افتاد و صدایی شنید:"چرا بر من جفا می کنی؟" پولس پرسید:"تو کیستی؟" پاسخ آمد:"من عیسی هستم. همان کسی که تو بر او جفا می کنی..."
اگر کتاب مقدس کلام خداست، بنابراین خدا برای آن غیرت دارد. او با قدرت مطلق خود از آن محافظت می کند. ادعای تحریف کتاب مقدس ناشی ازعدم شناخت خدا است. دیدگاه تحریف کتاب مقدس، غیرت و قدرت مطلق خدا را زیر سئوال می برد و خدا را در دفاع و حمایت از کلام خود، ناتوان نشان می دهد. از طرف دیگر، خداوند قادر مطلق است و می تواند معجزه نماید. او قادر است دشمن خود را به دوست وفادار تبدیل کند.
شخصیت پولس قبل از رویداد جاده دمشق، فردی غیرقابل تحمل، تندخو، شکنجه گر، متعصب مذهبی و مغرور بود. او بعد از دگرگونی توسط خداوند به شخصی بردبار، مهربان و فداکار تبدیل شد. چیزی که زندگی پولس را تبدیل کرد، یک تجربه روحانی عمیق بود. خدا او را از شکنجه گر مسیحیان به واعظ مسیح تبدیل کرد. پولس طی سه سفر بشارتی در سرتاسر امپراطوری روم، برای مسیح موعظه کرد. او نامه هایی به کلیساهای مختلف نوشت که قسمتی از عهد جدید را تشکیل می دهد. 
مخالفان مسیحیت پولس را ضد شریعت معرفی می کنند، در حالی که خود پولس شریعت را نیکو می داند. او در رساله های غلاطیان و رومیان نوشت که شریعت خدا می گوید خدا کیست؟ گناه چیست؟ اما قادر به نجات انسان نمی باشد. این خدا است که انسان را از قلمرو قدرتمند گناه نجات می بخشد. این خدا است که انسان را مانند پولس تغییر می دهد و این خدا است که قدرت اجرای شریعت را به انسان می دهد. کار خدا، تبدیل است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

۱۳۹۳ خرداد ۱۹, دوشنبه

خداوند دستور داده بود تا یهودیان بت نسازند (خروج فصل بیستم آیه چهارم)، اما چرا در زمان دیگر خدا فرمان داد تا مار مفرغی برای شفا از مارگزیدگی ساخته شود؟ (اعداد فصل بیست و یکم آیات هشتم و نهم)

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

قوم اسرائیل به خدا و موسی اعتراض کرده و گفتند:"چرا ما را از مصر بیرون آوردید تا در این بیابان بمیریم؟ در این جا نه چیزی برای خوردن هست و نه چیزی برای نوشیدن! ما از خوردن نان بی مزه که خدا از آسمان می فرستد، خسته شده ایم!" پس خداوند مارهای سمی به میان آن ها فرستاد و مارها عده زیادی از آنان را گزیده، هلاک کردند. قوم اسرائیل پیش موسی آمده، فریاد برآورند:"ما گناه کرده ایم، چون به ضد خداوند و به ضد تو سخن گفته ایم. از خداوند درخواست کن تا این مارها را از ما دور کند". موسی برای قوم دعا کرد.
خداوند به موسی فرمود:"یک مار مفرغی شبیه یکی از این مارها بساز و آن را بر سر یک تیر بیاویز. هر که مار او را گزیده باشد، اگر به آن نگاه کند، زنده خواهد ماند!"
پس موسی یک مار مفرغی درست کرد و آن را بر سر تیری آویخت. به محض این که مار گزیده ای به آن نگاه می کرد، شفا می یافت (اعداد فصل بیست و یکم آیات چهارم تا نهم).
قوم اسرائیل معجزات خداوند را فراموش کردند و بیش از آنچه خدا به آنان داده بود، می خواستند. آن ها نسبت به کارهایی که خدا برای آنان انجام داده بود، ناسپاس بودند. در نتیجه، خدا برای آن که قوم را به خاطر بی ایمانی و غرغر و شکایت شان مجازات کند، از مارهای سمی استفاده کرد.
صحرای سینا پر است از انواع و اقسام مارها. بعضی از این مارها در ماسه ها پنهان می شوند و ناگاه انسان را نیش می زنند. بنابراین، هم اسرائیلی ها و هم مصری ها سخت از مار وحشت داشتند. نیش مار سمی اغلب به معنای مرگ تدریجی توام با درد و رنج فراوان بود.
در کتاب خروج، خداوند به موسی و قوم اسرائیل فرمان داد تا هیچ گونه بتی به شکل حیوان درست نکنند و در برابر آن زانو نزنند و آن ها را پرستش نکنند (فصل بیستم آیات چهارم و پنجم). اما چرا بعدها خداوند به موسی دستور داد تا مار مفرغی برای شفا از مار گزیدگی درست کند؟
نخست آن که خداوند فرمان نداد تا موسی بتی بسازد و قوم آن را پرستش کند. "مار مفرغی" نمادی بود از ایمان یهودیان به این که خدا می تواند آن ها را شفا دهد. قرن ها بعد، حزقیا پادشاه اسرائیل مار مفرغی را که موسی ساخته بود، خرد و نابود کرد، زیرا یهودیان تا آن موقع مار مفرغی را می پرستیدند و برایش بخور می سوزاندند (دوم پادشاهان فصل هجدهم آیه چهارم). در طی زمان، مار مفرغی به جای آن که برای یهودیان یادآور خدا باشد که آنان را با معجزات از مصر خارج کرد و به هنگام بیماری، شفای شان داد، شی ئی شده بود برای پرستش. از این رو حزقیا مجبور شد آن را از بین ببرد. علت شفا فقط ایمان بود.
دوم آن که مار مفرغی برای شفای اسرائیلی ها از بلایی مهلک ساخته شده بود. مار مفرغی حضور و قدرت خدا را نشان می داد و یادآور رحمت و بخشش او برای مردم بود. در دوران عهد جدید، عیسی چنین توضیح داد که درست همان طور که قوم اسرائیل توانستند با نگریستن به مار مفرغی افراشته شده از بیماری خود شفا یابند، امروز نیز همه ایمانداران مسیحی می توانند با نگریستن به مرگ عیسی بر صلیب، از بیماری گناه نجات یابند. آنچه قوم اسرائیل را شفا داد، نه مار، بلکه ایمان آنان بود به این که خدا می تواند آن ها را شفا دهد. نشانه ایمان نیز اطاعت آن ها بود از دستورات خدا.
نکته سوم این که هر تصویر و مجسمه ای بت قلمداد نمی شود. هنرهای مذهبی شامل تصاویر و مجسمه هایی می باشند که هدف از آن بت پرستی نیست. برای مثال خداوند به موسی دستور داد تا دو مجسمه شبیه فرشتگان بسازد و آن ها را بر روی صندوق عهد نصب کند. بایستی میان خدا که نمادی را انتخاب کرده و اشیایی که به نام خدا توسط انسان ها ساخته می شوند، تفاوت قائل شد. 
عکس: ‏خداوند دستور داده بود تا یهودیان بت نسازند (خروج فصل بیستم آیه چهارم)، اما چرا در زمان دیگر خدا فرمان داد تا مار مفرغی برای شفا از مارگزیدگی ساخته شود؟ (اعداد فصل بیست و یکم آیات هشتم و نهم)

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

قوم اسرائیل به خدا و موسی اعتراض کرده و گفتند:"چرا ما را از مصر بیرون آوردید تا در این بیابان بمیریم؟ در این جا نه چیزی برای خوردن هست و نه چیزی برای نوشیدن! ما از خوردن نان بی مزه که خدا از آسمان می فرستد، خسته شده ایم!" پس خداوند مارهای سمی به میان آن ها فرستاد و مارها عده زیادی از آنان را گزیده، هلاک کردند. قوم اسرائیل پیش موسی آمده، فریاد برآورند:"ما گناه کرده ایم، چون به ضد خداوند و به ضد تو سخن گفته ایم. از خداوند درخواست کن تا این مارها را از ما دور کند". موسی برای قوم دعا کرد. 
خداوند به موسی فرمود:"یک مار مفرغی شبیه یکی از این مارها بساز و آن را بر سر یک تیر بیاویز. هر که مار او را گزیده باشد، اگر به آن نگاه کند، زنده خواهد ماند!"
پس موسی یک مار مفرغی درست کرد و آن را بر سر تیری آویخت. به محض این که مار گزیده ای به آن نگاه می کرد، شفا می یافت (اعداد فصل بیست و یکم آیات چهارم تا نهم).
قوم اسرائیل معجزات خداوند را فراموش کردند و بیش از آنچه خدا به آنان داده بود، می خواستند. آن ها نسبت به کارهایی که خدا برای آنان انجام داده بود، ناسپاس بودند. در نتیجه، خدا برای آن که قوم را به خاطر بی ایمانی و غرغر و شکایت شان مجازات کند، از مارهای سمی استفاده کرد. 
صحرای سینا پر است از انواع و اقسام مارها. بعضی از این مارها در ماسه ها پنهان می شوند و ناگاه انسان را نیش می زنند. بنابراین، هم اسرائیلی ها و هم مصری ها سخت از مار وحشت داشتند. نیش مار سمی اغلب به معنای مرگ تدریجی توام با درد و رنج فراوان بود. 
در کتاب خروج، خداوند به موسی و قوم اسرائیل فرمان داد تا هیچ گونه بتی به شکل حیوان درست نکنند و در برابر آن زانو نزنند و آن ها را پرستش نکنند (فصل بیستم آیات چهارم و پنجم). اما چرا بعدها خداوند به موسی دستور داد تا مار مفرغی برای شفا از مار گزیدگی درست کند؟
نخست آن که خداوند فرمان نداد تا موسی بتی بسازد و قوم آن را پرستش کند. "مار مفرغی" نمادی بود از ایمان یهودیان به این که خدا می تواند آن ها را شفا دهد. قرن ها بعد، حزقیا پادشاه اسرائیل مار مفرغی را که موسی ساخته بود، خرد و نابود کرد، زیرا یهودیان تا آن موقع مار مفرغی را می پرستیدند و برایش بخور می سوزاندند (دوم پادشاهان فصل هجدهم آیه چهارم). در طی زمان، مار مفرغی به جای آن که برای یهودیان یادآور خدا باشد که آنان را با معجزات از مصر خارج کرد و به هنگام بیماری، شفای شان داد، شی ئی شده بود برای پرستش. از این رو حزقیا مجبور شد آن را از بین ببرد. علت شفا فقط ایمان بود. 
دوم آن که مار مفرغی برای شفای اسرائیلی ها از بلایی مهلک ساخته شده بود. مار مفرغی حضور و قدرت خدا را نشان می داد و یادآور رحمت و بخشش او برای مردم بود. در دوران عهد جدید، عیسی چنین توضیح داد که درست همان طور که قوم اسرائیل توانستند با نگریستن به مار مفرغی افراشته شده از بیماری خود شفا یابند، امروز نیز همه ایمانداران مسیحی می توانند با نگریستن به مرگ عیسی بر صلیب، از بیماری گناه نجات یابند. آنچه قوم اسرائیل را شفا داد، نه مار، بلکه ایمان آنان بود به این که خدا می تواند آن ها را شفا دهد. نشانه ایمان نیز اطاعت آن ها بود از دستورات خدا. 
نکته سوم این که هر تصویر و مجسمه ای بت قلمداد نمی شود. هنرهای مذهبی شامل تصاویر و مجسمه هایی می باشند که هدف از آن بت پرستی نیست. برای مثال خداوند به موسی دستور داد تا دو مجسمه شبیه فرشتگان بسازد و آن ها را بر روی صندوق عهد نصب کند. بایستی میان خدا که نمادی را انتخاب کرده و اشیایی که به نام خدا توسط انسان ها ساخته می شوند، تفاوت قائل شد. 
  
مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

مسیح و خریدن شمشیر

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در لوقا فصل بیست و دوم آیه سی و ششم می خوانیم که مسیح به شاگردانش می فرماید:"اگر کوله بار و پول دارید، بردارید و اگر شمشیر ندارید، بهتر است لباس خود را بفروشید و شمشیری بخرید."
مقصود مسیح از خریدن شمشیر چه بود؟ آیا منظور او ایجاد ارعاب و وحشت در غیر مسیحیان و استفاده از زور و تهدید و هم چنین جنگ مسلحانه به منظور گسترش مسیحیت بود؟
چنین برداشتی از خرید شمشیر با تعالیم مسیح همخوانی ندارد. مسیح و شاگردانش هرگز چنین تعلیم ندادند که از طریق تهدید و زور مردم، قلمرو مسیحیت را گسترش دهید. مسیح عقاید الهی اش را هرگز تحمیل نمی کرد. مخاطبین او در پذیرفتن یا عدم پذیرش مختار و آزاد بودند. مسیح به اراده آزاد انسان احترام می گذاشت. او نه فقط به خاطر شورش و جنگ مسلحانه دستگیر نشد، بلکه بر روی صلیب، دشمنانش را بخشید. شواهد تاریخی از جمله تلمود و اسناد و مدارک امپراطوری روم در قرن اول میلادی هیچگونه گزارشی مبنی بر شورش مسلحانه توسط پیروان مسیح و جنگ برای گسترش مسیحیت ارائه نداده اند.
با این توصیف، مقصود مسیح از خریدن شمشیر چه بود؟
اگر تاریخ را مطالعه کنید، در می یابید که مردم به هنگام سفر از شهری به شهر دیگر و یا کشوری به کشور دیگر، نیاز به داشتن شمشیر داشتند. علت آن هم واضح بود: وجود راهزانان و حیوانات وحشی. حکایت سامری نیکو را به خاطر بیاورید که مسیح به حمله راهزنان اشاره کرد (لوقا فصل دهم آیه سی ام). هم چنین به یاد آورید وقتی سامسون در جاده با شیری روبرو شد (داوران فصل چهاردهم آیات پنجم و ششم). در فصل چهاردهم داروان می خوانیم که شیری به سامسون حمله کرد و سامسون با این که "سلاحی" همراه نداشت، با قدرت خداوند، شیر را کشت. در دوران باستان، کاروان های تجاری، افراد مسلحی را استخدام می کردند تا کالاها به مقصد برسد. مردم نیز اغلب ترجیح می دادند تا به طور گروهی مسافرت کنند (لوقا فصل دوم آیه چهل و چهارم).
از دیدگاه مسیحیت، دفاع گناه نمی باشد. روز های یکشنبه در کشورهای غربی، پلیس در محوطه بسیاری از کلیساهای بزرگ حضور دارد تا از جان ایمانداران مسیحی محافظت کند. دفاع گناه نیست. آنچه گناه تلقی می شود، کاربرد اسلحه برای تحمیل اعتقادات است.

عکس: ‏مسیح و خریدن شمشیر

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

در لوقا فصل بیست و دوم آیه سی و ششم می خوانیم که مسیح به شاگردانش می فرماید:"اگر کوله بار و پول دارید، بردارید و اگر شمشیر ندارید، بهتر است لباس خود را بفروشید و شمشیری بخرید."
مقصود مسیح از خریدن شمشیر چه بود؟ آیا منظور او ایجاد ارعاب و وحشت در غیر مسیحیان و استفاده از زور و تهدید و هم چنین جنگ مسلحانه به منظور گسترش مسیحیت بود؟
چنین برداشتی از خرید شمشیر با تعالیم مسیح همخوانی ندارد. مسیح و شاگردانش هرگز چنین تعلیم ندادند که از طریق تهدید و زور مردم، قلمرو مسیحیت را گسترش دهید. مسیح عقاید الهی اش را هرگز تحمیل نمی کرد. مخاطبین او در پذیرفتن یا عدم پذیرش مختار و آزاد بودند. مسیح به اراده آزاد انسان احترام می گذاشت. او نه فقط به خاطر شورش و جنگ مسلحانه دستگیر نشد، بلکه بر روی صلیب، دشمنانش را بخشید. شواهد تاریخی از جمله تلمود و اسناد و مدارک امپراطوری روم در قرن اول میلادی هیچگونه گزارشی مبنی بر شورش مسلحانه توسط پیروان مسیح و جنگ برای گسترش مسیحیت ارائه نداده اند.
با این توصیف، مقصود مسیح از خریدن شمشیر چه بود؟
اگر تاریخ را مطالعه کنید، در می یابید که مردم به هنگام سفر از شهری به شهر دیگر و یا کشوری به کشور دیگر، نیاز به داشتن شمشیر داشتند. علت آن هم واضح بود: وجود راهزانان و حیوانات وحشی. حکایت سامری نیکو را به خاطر بیاورید که مسیح به حمله راهزنان اشاره کرد (لوقا فصل دهم آیه سی ام). هم چنین به یاد آورید وقتی سامسون در جاده با شیری روبرو شد (داوران فصل چهاردهم آیات پنجم و ششم). در فصل چهاردهم داروان می خوانیم که شیری به سامسون حمله کرد و سامسون با این که "سلاحی" همراه نداشت، با قدرت خداوند، شیر را کشت. در دوران باستان، کاروان های تجاری، افراد مسلحی را استخدام می کردند تا کالاها به مقصد برسد. مردم نیز اغلب ترجیح می دادند تا به طور گروهی مسافرت کنند (لوقا فصل دوم آیه چهل و چهارم). 
از دیدگاه مسیحیت، دفاع گناه نمی باشد. روز های یکشنبه در کشورهای غربی، پلیس در محوطه بسیاری از کلیساهای بزرگ حضور دارد تا از جان ایمانداران مسیحی محافظت کند. دفاع گناه نیست. آنچه گناه تلقی می شود، کاربرد اسلحه برای تحمیل اعتقادات است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏
عکس: ‏دوست عزیز اگر موافقی لطفا با دوستان خود به اشتراک بگذار.‏

زندانی عقیدتی "بهنام ایرانی" به نقطه نامعلومی انتقال یافت



 بهنام ایرانی از دگر اندیشان مذهبی  که در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان مرکزی کرج می باشد، بدون ابلاغ قبلی توسط ماموران زندان از بند عمومی خارج و به نقطه ای نامعلومی منتقل شد .

به گزارش « محبت نیوز» زندانی عقیدتی "بهنام ایرانی" توسط ماموران زندان، از زندان مرکزی کرج خارج و به نقطه نامعلومی منتقل شد.
بر اساس خبر دریافتی  بهنام ایرانی از دگر اندیشان مذهبی «غیر تثلیثی» روز یکشنبه ۱۸ خرداد ماه  حوالی ساعت ۰۹:۰۰ از بند عمومی خارج و به نقطه ای نامعلومی منتقل شد .
گزارشها حاکی از آن است که او توسط "بازجویان وزارت اطلاعات" به نقطه نامعلومی منتقل شده است.
فعالان حقوق بشردر ایران گزارش داده اند : “ساعت ۶ و نیم صبح روز یکشنبه ماموران زندان به اتاق بهنام ایرانی آمده و از وی خواستند برای مراجعه به بازپرسی شعبه ۶ دادگاه انقلاب، نزد آقای محمدیاری مسئول آنجا برود. این زندانی مسیحی بدلیل احضار ناگهانی خود و اینکه خروج و درخواست آنها باید با ابلاغ قبلی همراه می‌بوده از رفتن امتناع کرد و با تنظیم صورت جلسه ای اعتراض خود را به معاون زندان نوشت و آنها هم در ابتدا موافقت کردند.”
این گزارش می افزاید: “ماموران دوباره آمده و این بار خواستند بهنام ایرانی به اتاق معاون زندان آقای مقیسه برود.” اما بهنام بعد از رفتن به این ملاقات دیگر به بند خود بازنگشت و با پیگیری خانوده وی متوجه شدند او را به دادگاه نزد محمدیاری نیز نبرده اند و تاکنون هیچ خبری از مکان منتقل شده و سلامتی وی در اختیار نیست.”
در اسفند ماه سال گذشته نیز مسئولین حفاظت زندان ندامتگاه مرکزی کرج وسایل شخصی وی را بازرسی کرده و چند کتب مذهبی از جمله کتاب مقدس ( انجیل ) وی را ضبط کرده و با خود بردند.
گفتنی است در ۴ اسفند ماه ۱۳۸۶، شعبه ۳۰ دادگاه تجدید نظر تهران، وی را به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس تعلیقی محکوم نمود.
مأمورین امنیتی همچنین پس از آن در ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ به منزل ایشان در کرج هجوم برده و با بدرفتاری و ضرب و شتم وی را بازداشت نمودند. که این بار دادگاه، بهنام ایرانی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به ۱ سال حبس تعزیری محکوم نمودند و به همین دلیل ۵ سال حبس تعلیقی قبلی وی نیز به مورد اجرا در آمد.


بهنام ایرانی از فرقه موسوم به مسیحیان غیر تثلیثی (پیروان ویلیام برانهایم) است که بیش از ۳ سال و ۳ ماه است که در زندان بسر می برد.

۱۳۹۳ خرداد ۱۸, یکشنبه

از آدم تا نوح، میانگین عمر 800 سال بود. چرا انسان ها عمر طولانی داشتند؟

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

میانگین عمر در دنیای امروز 80 سال است. برخی از تحقیقات نشان داده که در دو قرن اخیر بیست تا سی سال به عمر انسان افزوده شد. علت افزایش عمر به دلیل پیشرفت علم در معالجه بیماری ها بوده است. اما زندگی کردن برای 800 تا 900 سال غیرممکن به نظر می رسد. پس چگونه انسان هایی که قبل از نوح زندگی می کردند، دارای عمر طولانی بوده اند؟
افزایش یا کاهش طول عمر به ترکیب عواملی نظیر زیست شیمیایی، فعالیت غدد داخلی، تغذیه، زیست محیطی و تاثیر اتمسفر زمین ارتباط دارد. انسان های اولیه از لحاظ جسمی، تغذیه و اتمسفر در شرایط عالی به سر می بردند. حتی بعد از جدایی از خدا و رخنه گناه، شرایط هم چنان برای آدم و حوا و نسل آنان، بسیار مطلوب و عالی بود.
به هنگام مطالعه کتاب مقدس، درمی یابیم که بعد از طوفان سهمگین دوران نوح، عمر انسان ها به طور ناگهانی کاهش یافت. قبل از طوفان، عمر انسان ها به 900 سال هم می رسید، در حالی که در بعد از طوفان عمر انسان به 200 و سپس 100 سال محدود شد.
علم نجوم ثابت کرده که چگونه خداوند اجازه داد انسان در قبل از طوفان بزرگ، از عمر طولانی برخوردار باشد. در آن زمان لایه اوزون بسیار ضخیم بود، به طوری که مانع تابش اشعه ماورای بنفش به زمین می گردید. بعد از طوفان، این لایه به تدریج نازک شد و اشعه ماورای بنفش به زمین راه یافت. حضور این اشعه، سبب پیری زودرس سلول های بدن انسان شد. این اشعه در اثر انفجار ستارگان در فضا آزاد و منتشر گردید.
انسان های آن روزگار مانند امروز اطلاعات پزشکی نداشتند، با این حال عوامل زیست محیطی، تغذیه و فعالیت غدد درون و شیمیایی بدن در وضعیت عالی بودند. بعد از طوفان، این عوامل دستخوش تغییر و تحول شدند و بدین سان عمر انسان ها کاهش یافت.
عامل دیگری که به کاهش عمر انسان منتهی گردید، کدهای ژنتیکی بود. با گذشت چند نسل، کدهای ژنتیک دچار نقص شد. آدم و حوا در مقابل بیماری ها بسیار مقاوم بودند، اما نسل های بعدی این امتیاز برتر ژنتیکی را به تدریج از دست دادند. در نتیجه، بدن انسان به بیماری و مرگ جسمانی آسیب پذیر شد.
در کتیبه های قبل از طوفان بزرگ (دوران نوح) به عمر طولانی پادشاهان اشاره شده است. هم چنین پارسیان، مصریان، هندوها، یونانی ها و دیگر اقوام روایاتی از عمر طولانی ساکنان اولیه زمین داشته اند. چنین روایاتی چگونه می توانستند به وجود آیند، مگر آن که این واقعیت را بپذیریم که انسان های اولیه عمر طولانی داشتند. 

عکس: ‏از آدم تا نوح، میانگین عمر 800 سال بود. چرا انسان ها عمر طولانی داشتند؟

03/14/2014
23 اسفند 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

میانگین عمر در دنیای امروز 80 سال است. برخی از تحقیقات نشان داده که در دو قرن اخیر بیست تا سی سال به عمر انسان افزوده شد. علت افزایش عمر به دلیل پیشرفت علم در معالجه بیماری ها بوده است. اما زندگی کردن برای 800 تا 900 سال غیرممکن به نظر می رسد. پس چگونه انسان هایی که قبل از نوح زندگی می کردند، دارای عمر طولانی بوده اند؟
افزایش یا کاهش طول عمر به ترکیب عواملی نظیر زیست شیمیایی، فعالیت غدد داخلی، تغذیه، زیست محیطی و تاثیر اتمسفر زمین ارتباط دارد. انسان های اولیه از لحاظ جسمی، تغذیه و اتمسفر در شرایط عالی به سر می بردند. حتی بعد از جدایی از خدا و رخنه گناه، شرایط هم چنان برای آدم و حوا و نسل آنان، بسیار مطلوب و عالی بود. 
به هنگام مطالعه کتاب مقدس، درمی یابیم که بعد از طوفان سهمگین دوران نوح، عمر انسان ها به طور ناگهانی کاهش یافت. قبل از طوفان، عمر انسان ها به 900 سال هم می رسید، در حالی که در بعد از طوفان عمر انسان به 200 و سپس 100 سال محدود شد. 
علم نجوم ثابت کرده که چگونه خداوند اجازه داد انسان در قبل از طوفان بزرگ، از عمر طولانی برخوردار باشد. در آن زمان لایه اوزون بسیار ضخیم بود، به طوری که مانع تابش اشعه ماورای بنفش به زمین می گردید. بعد از طوفان، این لایه به تدریج نازک شد و اشعه ماورای بنفش به زمین راه یافت. حضور این اشعه، سبب پیری زودرس سلول های بدن انسان شد. این اشعه در اثر انفجار ستارگان در فضا آزاد و منتشر گردید. 
انسان های آن روزگار مانند امروز اطلاعات پزشکی نداشتند، با این حال عوامل زیست محیطی، تغذیه و فعالیت غدد درون و شیمیایی بدن در وضعیت عالی بودند. بعد از طوفان، این عوامل دستخوش تغییر و تحول شدند و بدین سان عمر انسان ها کاهش یافت. 
عامل دیگری که به کاهش عمر انسان منتهی گردید، کدهای ژنتیکی بود. با گذشت چند نسل، کدهای ژنتیک دچار نقص شد. آدم و حوا در مقابل بیماری ها بسیار مقاوم بودند، اما نسل های بعدی این امتیاز برتر ژنتیکی را به تدریج از دست دادند. در نتیجه، بدن انسان به بیماری و مرگ جسمانی آسیب پذیر شد. 
در کتیبه های قبل از طوفان بزرگ (دوران نوح) به عمر طولانی پادشاهان اشاره شده است. هم چنین پارسیان، مصریان، هندوها، یونانی ها و دیگر اقوام روایاتی از عمر طولانی ساکنان اولیه زمین داشته اند. چنین روایاتی چگونه می توانستند به وجود آیند، مگر آن که این واقعیت را بپذیریم که انسان های اولیه عمر طولانی داشتند. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

آیا کنستانتین امپراطوری که به مسیحیت گرویده بود، دستور سوزاندن اناجیل را صادر کرد؟

دفاعیات مسیحی
مهران پورپشنگ

طبق گزارش مورخان، کنستانتین (274-337 میلادی)، هنگامی که مخالفانش در شرف پیروزی بودند، در رویا صلیبی دید و این عبارت را به زبان لاتین مشاهده کرد:"با این علامت پیروز شو". کنستانتین این رویا را به فال نیک گرفت و به جنگ مخالفان خود رفته، آنان را در کنار رود "تیبر" شکست داد. او علاوه بر اعطای آزادی به کلیسا، اموال ضبط شده کلیسا را مسترد کرد، کلیسا را از حمایت مالی دولت برخوردار کرد و غیبگویی را ممنوع اعلان کرد. پسران کنستانتین نیز سیاست حمایت از کلیسا را پیگیری کردند و با وضع مقررات جدید، بت پرستی و قربانی برای بت ها را ممنوع کردند.
دان براون نویسنده رمان "رمز داوینچی" مدعی شده که کنستانتین تمام نسخه های موجود اناجیل را جمع آوری کرده و سوزانده است. ادعای براون توسط مورخان و شواهد تاریخی تایید نشده است. وجود ده ها هزار نسخه از متن کتاب مقدس مربوط به قرون قبل و بعد از میلاد مسیح و هم چنین اشاره های پدران کلیسا به آیات عهد عتیق و عهد جدید که تا به امروز باقی مانده و در موزه ها نگه داری می شوند، ادعای مربوط به سوزاندن و تحریف شدن را کاملا بی اساس می کند. به عبارت دیگر، تایید سخنان مخالفان به معنای نفی و انکار تاریخ است. این نسخ به جا مانده، توسط کارشناسان و محققان به دقت بررسی شده و هیچ گونه تناقض در متن و محتوا مشاهده نگردیده است و بیانگر یکی بودن نسخه های کشف شده با کتاب مقدس کنونی است. بنابراین، خداوند از کلام خودش محافظت کرده است.