۱۳۹۳ خرداد ۱۸, یکشنبه

از آدم تا نوح، میانگین عمر 800 سال بود. چرا انسان ها عمر طولانی داشتند؟

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

میانگین عمر در دنیای امروز 80 سال است. برخی از تحقیقات نشان داده که در دو قرن اخیر بیست تا سی سال به عمر انسان افزوده شد. علت افزایش عمر به دلیل پیشرفت علم در معالجه بیماری ها بوده است. اما زندگی کردن برای 800 تا 900 سال غیرممکن به نظر می رسد. پس چگونه انسان هایی که قبل از نوح زندگی می کردند، دارای عمر طولانی بوده اند؟
افزایش یا کاهش طول عمر به ترکیب عواملی نظیر زیست شیمیایی، فعالیت غدد داخلی، تغذیه، زیست محیطی و تاثیر اتمسفر زمین ارتباط دارد. انسان های اولیه از لحاظ جسمی، تغذیه و اتمسفر در شرایط عالی به سر می بردند. حتی بعد از جدایی از خدا و رخنه گناه، شرایط هم چنان برای آدم و حوا و نسل آنان، بسیار مطلوب و عالی بود.
به هنگام مطالعه کتاب مقدس، درمی یابیم که بعد از طوفان سهمگین دوران نوح، عمر انسان ها به طور ناگهانی کاهش یافت. قبل از طوفان، عمر انسان ها به 900 سال هم می رسید، در حالی که در بعد از طوفان عمر انسان به 200 و سپس 100 سال محدود شد.
علم نجوم ثابت کرده که چگونه خداوند اجازه داد انسان در قبل از طوفان بزرگ، از عمر طولانی برخوردار باشد. در آن زمان لایه اوزون بسیار ضخیم بود، به طوری که مانع تابش اشعه ماورای بنفش به زمین می گردید. بعد از طوفان، این لایه به تدریج نازک شد و اشعه ماورای بنفش به زمین راه یافت. حضور این اشعه، سبب پیری زودرس سلول های بدن انسان شد. این اشعه در اثر انفجار ستارگان در فضا آزاد و منتشر گردید.
انسان های آن روزگار مانند امروز اطلاعات پزشکی نداشتند، با این حال عوامل زیست محیطی، تغذیه و فعالیت غدد درون و شیمیایی بدن در وضعیت عالی بودند. بعد از طوفان، این عوامل دستخوش تغییر و تحول شدند و بدین سان عمر انسان ها کاهش یافت.
عامل دیگری که به کاهش عمر انسان منتهی گردید، کدهای ژنتیکی بود. با گذشت چند نسل، کدهای ژنتیک دچار نقص شد. آدم و حوا در مقابل بیماری ها بسیار مقاوم بودند، اما نسل های بعدی این امتیاز برتر ژنتیکی را به تدریج از دست دادند. در نتیجه، بدن انسان به بیماری و مرگ جسمانی آسیب پذیر شد.
در کتیبه های قبل از طوفان بزرگ (دوران نوح) به عمر طولانی پادشاهان اشاره شده است. هم چنین پارسیان، مصریان، هندوها، یونانی ها و دیگر اقوام روایاتی از عمر طولانی ساکنان اولیه زمین داشته اند. چنین روایاتی چگونه می توانستند به وجود آیند، مگر آن که این واقعیت را بپذیریم که انسان های اولیه عمر طولانی داشتند. 

عکس: ‏از آدم تا نوح، میانگین عمر 800 سال بود. چرا انسان ها عمر طولانی داشتند؟

03/14/2014
23 اسفند 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

میانگین عمر در دنیای امروز 80 سال است. برخی از تحقیقات نشان داده که در دو قرن اخیر بیست تا سی سال به عمر انسان افزوده شد. علت افزایش عمر به دلیل پیشرفت علم در معالجه بیماری ها بوده است. اما زندگی کردن برای 800 تا 900 سال غیرممکن به نظر می رسد. پس چگونه انسان هایی که قبل از نوح زندگی می کردند، دارای عمر طولانی بوده اند؟
افزایش یا کاهش طول عمر به ترکیب عواملی نظیر زیست شیمیایی، فعالیت غدد داخلی، تغذیه، زیست محیطی و تاثیر اتمسفر زمین ارتباط دارد. انسان های اولیه از لحاظ جسمی، تغذیه و اتمسفر در شرایط عالی به سر می بردند. حتی بعد از جدایی از خدا و رخنه گناه، شرایط هم چنان برای آدم و حوا و نسل آنان، بسیار مطلوب و عالی بود. 
به هنگام مطالعه کتاب مقدس، درمی یابیم که بعد از طوفان سهمگین دوران نوح، عمر انسان ها به طور ناگهانی کاهش یافت. قبل از طوفان، عمر انسان ها به 900 سال هم می رسید، در حالی که در بعد از طوفان عمر انسان به 200 و سپس 100 سال محدود شد. 
علم نجوم ثابت کرده که چگونه خداوند اجازه داد انسان در قبل از طوفان بزرگ، از عمر طولانی برخوردار باشد. در آن زمان لایه اوزون بسیار ضخیم بود، به طوری که مانع تابش اشعه ماورای بنفش به زمین می گردید. بعد از طوفان، این لایه به تدریج نازک شد و اشعه ماورای بنفش به زمین راه یافت. حضور این اشعه، سبب پیری زودرس سلول های بدن انسان شد. این اشعه در اثر انفجار ستارگان در فضا آزاد و منتشر گردید. 
انسان های آن روزگار مانند امروز اطلاعات پزشکی نداشتند، با این حال عوامل زیست محیطی، تغذیه و فعالیت غدد درون و شیمیایی بدن در وضعیت عالی بودند. بعد از طوفان، این عوامل دستخوش تغییر و تحول شدند و بدین سان عمر انسان ها کاهش یافت. 
عامل دیگری که به کاهش عمر انسان منتهی گردید، کدهای ژنتیکی بود. با گذشت چند نسل، کدهای ژنتیک دچار نقص شد. آدم و حوا در مقابل بیماری ها بسیار مقاوم بودند، اما نسل های بعدی این امتیاز برتر ژنتیکی را به تدریج از دست دادند. در نتیجه، بدن انسان به بیماری و مرگ جسمانی آسیب پذیر شد. 
در کتیبه های قبل از طوفان بزرگ (دوران نوح) به عمر طولانی پادشاهان اشاره شده است. هم چنین پارسیان، مصریان، هندوها، یونانی ها و دیگر اقوام روایاتی از عمر طولانی ساکنان اولیه زمین داشته اند. چنین روایاتی چگونه می توانستند به وجود آیند، مگر آن که این واقعیت را بپذیریم که انسان های اولیه عمر طولانی داشتند. 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.‏

آیا کنستانتین امپراطوری که به مسیحیت گرویده بود، دستور سوزاندن اناجیل را صادر کرد؟

دفاعیات مسیحی
مهران پورپشنگ

طبق گزارش مورخان، کنستانتین (274-337 میلادی)، هنگامی که مخالفانش در شرف پیروزی بودند، در رویا صلیبی دید و این عبارت را به زبان لاتین مشاهده کرد:"با این علامت پیروز شو". کنستانتین این رویا را به فال نیک گرفت و به جنگ مخالفان خود رفته، آنان را در کنار رود "تیبر" شکست داد. او علاوه بر اعطای آزادی به کلیسا، اموال ضبط شده کلیسا را مسترد کرد، کلیسا را از حمایت مالی دولت برخوردار کرد و غیبگویی را ممنوع اعلان کرد. پسران کنستانتین نیز سیاست حمایت از کلیسا را پیگیری کردند و با وضع مقررات جدید، بت پرستی و قربانی برای بت ها را ممنوع کردند.
دان براون نویسنده رمان "رمز داوینچی" مدعی شده که کنستانتین تمام نسخه های موجود اناجیل را جمع آوری کرده و سوزانده است. ادعای براون توسط مورخان و شواهد تاریخی تایید نشده است. وجود ده ها هزار نسخه از متن کتاب مقدس مربوط به قرون قبل و بعد از میلاد مسیح و هم چنین اشاره های پدران کلیسا به آیات عهد عتیق و عهد جدید که تا به امروز باقی مانده و در موزه ها نگه داری می شوند، ادعای مربوط به سوزاندن و تحریف شدن را کاملا بی اساس می کند. به عبارت دیگر، تایید سخنان مخالفان به معنای نفی و انکار تاریخ است. این نسخ به جا مانده، توسط کارشناسان و محققان به دقت بررسی شده و هیچ گونه تناقض در متن و محتوا مشاهده نگردیده است و بیانگر یکی بودن نسخه های کشف شده با کتاب مقدس کنونی است. بنابراین، خداوند از کلام خودش محافظت کرده است.

۱۳۹۳ خرداد ۱۷, شنبه

نزول‌ روح‌القدس‌ بر رسولان‌ و پیروان‌ عیسی

نویسنده آرمان رشدی  
 چهل‌ روز پس‌ از زنده‌ شدن‌ عیسی مسیح‌، روز صعود او به‌ آسمان‌ فرا رسید. در این‌ روز، او به‌ همراه‌ شاگردانش‌ برفراز تپه‌ای در نزدیکی اورشلیم‌ رفت‌ و در آنجا، آخرین‌ سخنان‌ خود را به‌ ایشان‌ بیان‌ فرمود. در این‌ لحظه‌ بود که‌ باز وعده‌ خود را مورد تأکید قرار داد و به‌ ایشان‌ گفت‌: «اینک‌ من‌ موعود پدر خود را بر شما میفرستم‌. پس‌ شما در شهر اورشلیم‌ بمانید تا وقتی که‌ به‌ قوت‌ از اعلی' آراسته‌ شوید» (لوقا ۲۴:۴۹). شاگردان‌ نیز بنا به‌ دستور مسیح‌، به‌ اورشلیم‌ بازگشتند. ایشان‌ هر روز در خانه‌ای گرد میآمدند و اوقات‌ خود را در عبادت‌ و دعا میگذراندند و منتظر وعده‌ عیسی بودند.
             ده‌ روز پس‌ از صعود مسیح‌ به‌ آسمان‌، یکی از اعیاد یهودیان‌، به‌ نام‌ عید «پنطیکاست‌» فرا رسید.   شاگردان‌ همچون‌ روزهای گذشته‌، مشغول‌ دعا و عبادت‌ بودند. ساعت‌ 9 صبح‌ بود ناگهان‌ صدایی بلند، شبیه‌ وزش‌ باد شدید از آسمان‌ به‌ گوش‌ رسید. سپس‌ شعله‌ و زبانه‌های آتش‌ ظاهر شد و بر هر یک‌ از ایشان‌ زبانه‌ای قرار گرفت‌. در همین‌ حال‌، همه‌ آنان‌ از روح‌القدس‌ پر شدند و با قدرت‌ او، به‌ زبانهای مختلف‌ به‌ حمد و ستایش‌ خدا پرداختند، زبانهایی که‌ تا آن‌ لحظه‌ اطلاعی از آن‌ نداشتند. چیزی نگذشت‌ که‌ بسیاری جمع‌ شدند تا علت‌ سر   و   صدا را جویا شوند. در میان‌ این‌ عده‌، زائرینی نیز بودند که‌ از سرزمینهای مختلف‌ به‌ اورشلیم‌ آمده‌ بودند. ایشان‌ با کمال‌ تعجب‌ شنیدند که‌ عده‌ای از افراد عادی به‌ زبانهای مادری آنان‌ خدا را پرستش‌ میکند. همه‌ دچار شگفتی شده‌ بودند و پی بردند که‌ در اینجا رویدادی فوق‌ طبیعی رخ‌ داده‌ است‌. همین‌ واقعه‌، به‌ پطرس‌ و سایر رسولان‌ فرصت‌ داد تا برای نخستین‌ بار، پیام‌ نجات‌بخش‌ مسیح‌ را به‌ گوش‌ یهودیان‌ برسانند، یهودیانی که‌ از نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ آن‌ روزگار در اورشلیم‌ بسر میبردند. در همان‌ روز، نزدیک‌ به‌ سه‌ هزار نفر به‌ مسیح‌ ایمان‌ آوردند و غسل‌ تعمید گرفتند.
             به‌ این‌ ترتیب‌، با آمدن‌ روح‌القدس‌، عده‌ بسیاری به‌ مسیح‌ ایمان‌ آوردند و پیرو او شدند و کلیسای عیسی مسیح‌، یعنی مجمع‌ افرادی که‌ ایمانداران‌ مسیح‌ میباشند تشکیل‌ شد. این‌ وقایع‌ و رویدادهای مربوط‌ به‌ رسولان‌ مسیح‌ پس‌ از روز پنطیکاست‌، در کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ نوشته‌ شده‌ است‌. در این‌ کتاب‌ که‌ سرگذشت‌ مسیحیت‌ در دوران‌ اولیه‌ میباشد، به‌ وضوح‌ میبینیم‌ که‌ روح‌القدس‌ پیشوا و هدایت‌کننده‌ کلیسا یعنی جمع‌ ایمانداران‌ میباشد. این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ تعیین‌ میکند کدامیک‌ از رسولان‌ به‌ کدام‌ نقطه‌ از جهان‌ برود و پیام‌ انجیل‌ را موعظه‌ کند. اوست‌ که‌ هدایت‌ میکند مبشرین‌ انجیل‌ چگونه‌ سخن‌ بگویند. اوست‌ که‌ هدایت‌ زندگی مؤمنین‌ را در دست‌ دارد.
             نکته‌ مهم‌ این‌ است‌ که‌ برکات‌ روح‌القدس‌ و کار او در زندگی مسیحیان‌، مختص‌ به‌ قرن‌ اول‌ و مسیحیان‌ اولیه‌ نمیباشد. او امروزه‌ نیز در قلب‌ انسان‌ کار میکند تا او را به‌ شباهت‌ مسیح‌ در آورد و اراده‌ نیکوی خدا را در زندگی ایشان‌ تحقق‌ بخشد.



قایق طوفان زده

مرقس ۴: ۳۵-۴۱چگونه درون نا آرام ما آرام گیرد؟طوفان ۳ واقعه را به همراه داشت:۱) آرامش خود را به طورکامل ازدست دادند و نا آرامی تمام وجودشان را دربر گرفته بود.عیسی هم در همان قایق، درخواب عمیق بود.یوحنا۱۶: ۳۳زحمات این جهان بر شما مسلط نخواهد شد اگر در آرامی خدا بمانید۲) اعتماد وایمانشان را ازدست دادند وشک آنها را فرا گرفت.عیسی از شاگردان پرسید ، ایمان شما کجاست؟مسیح باد را که عامل اصلی بود نهیب داد، و امروز هم او میخواهد بی ایمانی ما را نهیب دهد.۳) آنها جرات و اقتدارشان را از دست دادند و اسیر ترس شدند.ترس اسارت و بندگی به بار میاوردو مانع بسیاری از برکات میشودعیسی صاحب قدرت زمین و آسمان و مسلط بر امواج بود. اودست خود را دراز کرد و به باد وطوفان ها امر فرمود که خاموش شوند. امروز هم او میخواهد همان اقتدار را به ما دهد.آیا ایمان دارید که برای قایق طوفان زده شما هم امیدی هست؟

 كشیش ادوارد هوسپیان مهر

۱۳۹۳ خرداد ۱۶, جمعه

راز شادمانی و موفقیت

مطالعه کتاب مقدس

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

دریای مرده معروف به بحرالمیت یکی از عجیب ترین آب های روی کره زمین است. آب آن به خاطر درصد بالای املاحش، چنان غلیظ است که حتی کسی شنا بلد نباشد، می تواند روی آن شناور باشد. شما می توانید بدون غرق شدن با تلفن دستی تان فیس بوک را ببینید و مطالب آن را بخوانید! اما مشکل این جاست که وقتی از آب بیرون می آیید، هیچکس نمی خواهد بغل دست شما بنشیند. از آن آب، بوی گند غیرقابل تحملی به مشام می رسد!
دریای مرده توسط رودخانه لبنان که از اسرائیل می آید، تغذیه می شود. اما خروجی ندارد. همه آب تازه ای که به درون آن می ریزد، راکد می ماند. این آب که در عین حال که برای دیدن فیس بوک و خواندن مطالب آن جالب است، غیرقابل نوشیدن، آلوده و فاسد هم است!
آب دریای مرده (بحرالمیت) تصویر یا مثال خوبی است از آدم خودخواه. آدمی که می گیرد و نمی دهد. خدا ما را نیافریده تا آب انباری باشیم که فقط برای خودش جمع می کند! او ما را آفریده که رودخانه ای همیشه جاری باشیم. وقتی ما خودخواهانه زندگی می کنیم و همیشه دریافت کننده باشیم، همیشه بگیریم و هرگز ندهیم، راکد و آلوده می شویم. رک و راست بگویم: زندگی مان شروع به گندیدن می کند. به عبارت دیگر، همنشین خوبی نخواهیم بود. همیشه شاکی و کج خلق خواهیم بود، زیرا نگرش تلخ داریم. کنار آمدن با ما سخت است. بدقلق هستیم، زیرا هیچ چیز از ما به بیرون جریان پیدا نمی کند.
خدا می خواهد چیزهای خوب به زندگی شما سرازیر کند، اما اگر همین الان بخواهید که بهترین زندگی را داشته باشید، باید یاد بگیرید که بگذارید چیزهای خوب از شما به دیگران جریان یابد. وقتی این کار را بکنید، ذخیره دارایی تان از نو پر و لبریز می شود و در نتیجه زندگی تان، طراوت و شادابی را حفظ خواهد کرد.
اگر وقت، انرژی، محبت و دارایی خود را با دیگران تقسیم کنید، معجزات و برکات الهی مانند رود آب زلال وارد زندگی شما می شوند. نگذارید راکد بمانید. باید رودخانه تان را جاری نگه دارید. این روش موفقیت و شادمانی است.
شاید بگویید:"همین الان من یک دنیا مسئله و مشکل دارم. وقتی از این مشکلات خلاص شدم، می روم به یکی کمک می کنم". برعکس گرفتید! اول بروید به کسی کمک کنید تا خدا شروع به تغییر وضع شما کند. این یک اصل الهی است. به خاطر داشته باشید: اول باید دانه بکارید، بعد محصول را درو خواهید کرد.
در کتاب مقدس می خوانیم که خداوند به ایلیای نبی فرمود که به شهر "صرفه" برود (اول پادشاهان فصل هفدهم آیات 8 تا16 ). ایلیا به شهر "صرفه" رفت. در آن جا بیوه زنی را دید که مشغول جمع کردن هیزم است. ایلیا از او کمی آب خواست. وقتی آن زن به راه افتاد تا آب بیاورد، ایلیا او را صدا زد و گفت:"یک لقمه نان هم بیاور".
اما بیوه زن گفت:"در خانه ام حتی یک تکه نان هم پیدا نمی شود. فقط یک مشت آرد در ظرف و مقداری روغن در ته کوزه مانده است. الان هم کمی هیزم جمع کردم تا ببرم نان بپزم و با پسرم بخورم. این آخرین غذای ما خواهد بود. و بعد از آن از گرسنگی خواهیم مرد". ایلیا به او گفت:"نگران نباش! برو و نان را بپز". بیوه زن بدون گله و شکایت رفت و مطابق گفته ایلیا عمل کرد. از آن روز به بعد، آن ها هر چقدر از آن آرد و روغن مصرف می کردند تمام نمی شد.
عمل ساده ایمان بیوه زن، معجزه ای پدید آورد. او ابتدا گام اول برداشت تا زمینه برای معجزه مهیا شود. از دید ایمان ضعیف ما، معجزات بسیار دور از دسترس به نظر می رسند. سرآغاز هر معجزه ای، بزرگ یا کوچک، عملی است از روی اطاعت. تا وقتی اولین قدم ایمان را برنداریم، معجزه رخ نمی دهد.
وقتی می بخشید، نیکویی و لطف خداوند را ذخیره و پس انداز می کنید. شما محصول عظیمی خواهید داشت که خدا می تواند از آن چیزی برای تامین نیازهای شما درو کند. شاید امروز نیاز ضروری نداشته باشید. اما وقتی نیازمند می شوید، خدا برای کمک شما حاضر و آماده است. اگر امروز در نومیدی و نگرانی به سر می برید، کسی را پیدا کنید که همان مشکل شما را دارد. سپس با دعا، مطالعه کتاب مقدس و مشاوره (تجربیات تان) او را یاری دهید. ناگهان درمی یابید شادی، آرامش و امید جایگزین افسردگی تان شده است.
با رفتار از خودگذشتگی، قدرت مافوق طبیعی خدا به کار می افتد. وقتی مشکلی دارید، روی نیازتان متمرکز نشوید. فکر کنید چه جور دانه ای باید بکارید تا از آن مشکل رهایی یابید. مثلا اگر شادی بکارید، شادی درو خواهید کرد. ممکن است فکر کنید که آن کار شما توجه ای را جلب نکرده است، ولی خدا آن را می بیند و در زمان نیاز کاری می کند که کسی برای کمک به شما حاضر شود.
دوست عزیز، اگر می خواهید هم اکنون بهترین زندگی را داشته باشید، آنچه را که خدا به شما داده، انبار نکنید. یاد بگیرید که آن را در زمین ایمان بکارید. به یاد داشته باشید هر زمان عطا کنید، راه را برای خدا باز کرده اید تا اکنون و در آینده نیاز شما را برآورده کند. وقتی نسبت به دیگران سخاوتمند باشید، خدا همیشه با شما سخاوتمند خواهد بود.