۱۳۹۲ دی ۲۶, پنجشنبه

آیا نسب نامه های کتاب مقدس، زمان آفرینش انسان را نشان می دهند؟ چه تفاوتی میان نسب نامه های متی و لوقا وجود دارد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

پاسخ این است که در تمام کتاب مقدس هیچ تاریخی در مورد ابتدای خلقت پیدا نمی شود. نویسندگان عبری کتاب مقدس، با اصطلاحات روزگار باستان نسب نامه ها را نوشته اند. مثلا اصطلاح "پدر" را به معنی "پدر" و یا "جد" به کار برده اند. علاوه بر این در دوران باستان، افرادی که رتبه مهمی نداشته اند و کم اهمیت بوده اند، از شجره نامه حذف گردیده اند. طبق تحقیقات باستان شناسان، بر طبق عادت مردم خاورمیانه در زمان باستان در مورد نسب نامه ها، می توان با اطمینان گفت که فقط افراد مهم ذکر شده اند. این مثال را در انجیل متی فصل اول آیات اول تا هفدهم پیدا می کنیم. در این نسب نامه، سه تن از پادشاهان حذف شده اند (اخزیا، یوآش، امصیا) و یورام به عنوان پدر عزیا ذکر شده، در حالی که پدربزرگش بوده است. باستان شناسان معتقدند که شجره نامه های مندرج در کتاب پیدایش کامل نیست. در نتیجه، پیدایش بشریت به دوران دورتری بر می گردد.
متی کتابش را برای خوانندگان یهودی نوشت. او تاریخ اسرائیل را به سه مجموعه چهارده نسلی تقسیم می کند، اما احتمال دارد تعداد افراد هر گروه بیش از آن باشد که متی در شجره نامه آورده است. شجره نامه های باستانی اغلب تاریخ را خلاصه می کنند، به این معنی که همه نسل ها به طور دقیق در آن ها آورده نمی شود. از این رو عبارت "پدر" را می توان "جد" یا "از نسل" ترجمه کرد.
از آن جا که مریم به هنگام باردار شدن باکره بود، متی یوسف را پدر عیسی نمی نامد، بلکه او را فقط به عنوان شوهر مریم معرفی می کند. هم مریم و هم یوسف مستقیما از نسل داود پادشاه بودند.
در انجیل لوقا، نسب نامه عیسی از طریق خاندان مریم دنبال شده است. نسب نامه متی به ابراهیم می رسد و نشان می دهد که عیسی با همه یهودیان خویشاوندی دارد. نسب نامه لوقا به آدم می رسد و بیانگر این است که عیسی با تمام بشریت خویشاوند است. این نسب نامه با تصویری که لوقا از عیسی به عنوان منجی تمامی جهان به دست می دهد، منطبق است.
در نسب نامه لوقا با نام هالی روبرو می شویم. هالی در واقع پدر زن یوسف بود. بنابراین، نسب نامه ای که لوقا ارائه داده است در واقع نسب نامه مریم می باشد که لوقا احتمالا شخصا از مریم گرفته است. به خاطر اهمیتی که لوقا در انجیلش به زنان می دهد، به جاست که او نسب نامه مریم را ارائه دهد.


مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

اعمال محدودیت های "بسیار شدید" برای مذاهب از سوی حکومت ایران

گزارش جدید موسسه مطالعاتی پیو با موضوع «خصومت‌های مذهبی» نشان می‌دهد که ایران در شمار کشورهایی قرار دارد که حکومت آن محدودیت‌های «بسیار شدیدی» در رابطه با مذاهب اعمال می‌کند.

به گزارش «محبت نیوز» به نقل زا رادیو فردا، این گزارش در عین حال حکایت از آن دارد که جامعه ایران کمتر از حکومت جمهوری اسلامی درگیر خصومت‌های دینی است و از این نظر یک پله پایین‌تر از حکومت ایستاده و در شمار کشورهایی قرار گرفته است که خصومت اجتماعی در آن «بالا» است، نه «بسیار بالا».
موسسه پیو که نهادی مستقل در آمریکاست گزارش خود را روز سه‌شنبه، ۲۴ دی، منتشر کرده و در آن گفته می‌شود که سال ۲۰۱۲ خصومت‌های مذهبی به نقطه اوج خود در ظرف شش سال گذشته آن رسیده است.
در این گزارش آمده است که ۳۳ درصد از ۱۹۸ کشور جهان در سال ۲۰۱۲ خصومت‌های شدید مذهبی را تجربه کرده‌اند، در حالی که این آمار در سال پیش از آن ۲۹ درصد و در سال ۲۰۰۷ تنها ۲۰ درصد بوده است.
پاکستان، افغانستان، هند، سومالی، اسرائیل، عراق، سرزمین‌های فلسطین، سوریه، روسیه، اندونزی، نیجریه، یمن، کنیا، مصر، سودان، لبنان، سری‌لانکا، بنگلادش، تایلند و برمه کشورهایی هستند که نام آنها در جدول تخاصم‌ اجتماعی نسبت به مذهب آمده است.
اما جدولی که به رابطه سخت‌گیرانه حکومت‌ها و مذاهب می‌پردازد تا حدی با این جدول متفاوت است، و از جمله نام ایران در آن قید شده است.
این جدول جز ایران از کشورهای مصر، چین، عربستان سعودی، اندونزی، مالدیو، افغانستان، سوریه، اریتره، سومالی، روسیه، برمه، ازبکستان، مالزی، آذربایجان، تاجیکستان، پاکستان، برونئی، مراکش، سودان، الجزایر، عراق، قزاقستان و ویتنام نیز نام برده و تاکید کرده که حکومت این کشورها محدودیت‌های شدیدی را علیه مذاهب اعمال می‌کنند.
پیش از این کمیسیون آزادی مذهب در گزارش سالیانه خود، ایران را به همراه ۱۴ کشور دیگر در شمار بزرگ‌ترین ناقضان مذهب معرفی کرده بود که ادعای آن ناظر بر رفتار و سیاست‌های جمهوری اسلامی است.
هفته گذشته نیز سازمان بین‌المللی «درهای باز» اعلام کرد که ایران از نظر اذیت و آزار مسیحیان در میان ۱۰ کشور اول جهان قرار دارد.
اما گزارش موسسه مطالعاتی پیو در عین حال شامل جداول منطقه‌ای است که نشان می‌دهد اعمال محدودیت از سوی حکومت‌ها علیه مذاهب در همه نقاط عمده جهان جز آمریکا افزایش چشمگیری یافته است.
این جدول نشان می‌دهد که تشدید محدودیت‌ها در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی از دیگر نقاط جهان چشمگیرتر بوده که همچنان تبعات انقلاب‌های سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ را تجربه می‌کنند.
اروپا نیز از دسامبر سال ۲۰۱۱ تا دسامبر سال ۲۰۱۲ با تشدید محدودیت‌های حکومتی علیه مذاهب مواجه بوده، اگرچه در مقیاسی به مراتب کوچک‌‌تر از خاورمیانه و آفریقای شمالی، به‌ طوری که میانگین امتیاز اروپا در این زمینه به ۲.۶ رسیده است در مقایسه با امتیاز ۶.۲ مناطق یادشده.
این آمار اما در رابطه با آمریکا تقریبن ثابت مانده است و نمودارها همچنان به مانند سال ۲۰۱۱ امتیاز ۱.۵ را نشان می‌دهند.

۱۳۹۲ دی ۲۵, چهارشنبه

احضار و بازجویی چندین ساعته از یک زوج جوان نوکیش مسیحی در کرج

بنابه گزارشات رسیده  احضار و بازجویی و تهدید چندین ساعته یک زوج جوان نوکیش مسیحی توسط بازجویان وزارت اطلاعات کرج.
روز یکشنبه ۲۲ دی ماه یک زوج جوان نوکیش مسیحی به نام های سعید رجبی و خانم الهام علی اعظم که روز قبل آنها را احضار کرده بودند ، به دفتر حراست اداره اطلاعات کرج در تقاطع خیابان ملاصدرا و ملک شاه کرج واقع در منطقه گوهردشت کرج مراجعه کردند.
آنها از ساعت ۰۹:۵۳ تا ساعت ۱۴:۰۷ مورد بازجویی و تهدید بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند. بازجویان وزارت اطلاعات این زوج جوان نوکیش مسیحی را مورد تهدید و تحت فشارهای روحی خود قرار دادند تا آنها را وادار به دادن تعهد کتبی نمایند که دیگر در جلسات مذهبی شرکت ننموده و به منازل خادمین کلیسا تردد نکنند در غیر این صورت آنها با تبعات آن مواجه خواهند شد .
بازجویان وزارت اطلاعات بطور عام اتهامات واهی و دروغین به خادمین کلیسا نسبت می دهند از جمله اینکه، خادمین کلیسا وابسته به اسرائیل هستند.از طرفی دیگر نوکیشان مسیحی که دارای موقعیتهای اجتماعی و شغلی مناسب هستند از طرف وزارت اطلاعات تهدید می شوند که اگر می خواهند موقعیت آنها آسیب نبیند باید اقدام به شکایت خصوصی از خادمین کلیسا نمایند.
فردی که دستور یورش به منازل هموطنان مسیحی ، احضار ، بازجویی و دستگیری آنها را صادر می کند و در سلولهای انفرادی آنها را مورد شکنجه قرار می دهد ، احکام ضدبشری را بر علیه آنها تعیین و در زندان مانع درمان آنها می شود و شرایط غیر انسانی را علیه هموطنان مسیحی بکار می برد فرهادی نام دارد. این فرد مسئول اقلیتهای دینی در استان البرز می باشد واقدامات سرکوبگرانه را علیه هموطنان مسیحی، بهایی، دراویش و سایرین را در این استان بکار می برد .
به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورش وحشیانه به منازل مسیحیان، احضار ، بازجویی ودستگیری آنها را به صرف اینکه به مسیحیت اعتقاد دارند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه ادیان و مذهب خواستار دخالت برای پایان دادن به اعمال غیر انسانی علیه مسیحیان در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۳دی ۹۲ برابر با ۱۳ ژانویه ۲۰۱۴
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه ادیان و مذاهب سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

چرا مسیح به مرد ثروتمند گفت: "چرا من را نیکو خطاب می کنی؟ هیچکس جز خدا نیکو نیست؟"

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

چرا مسیح به جوان ثروتمند گفت:"چرا مرا نیکو می گویی؟ فقط خداوند است که واقعا نیکو است." (مرقس فصل دهم آیه هجدهم)
این جمله را بایستی در کل رویارویی مسیح و جوان ثروتمند مورد بررسی قرار داد. اگر فقط به این آیه هجدهم توجه خود را معطوف کنیم، قطعا برداشت غلط از منظور مسیح خواهیم داشت. به هنگام مطالعه کتاب مقدس، آیات قبل و بعد از آیه مورد نظر را با دقت بخوانید. گاهی بایستی فصل قبل و فصل بعد را نیز مطالعه نمود تا به خوبی مقصود نویسنده متن را درک کرد. باید پذیرفت که کتاب مقدس، کتاب تاریخی است و گاهی درک آن نیاز به تامل و تحقیق بیشتر دارد.
مرد جوان ثروتمند قطعا بسیار مشتاق بود تا پاسخی به سئوالاتش بیابد، زیرا او دوان دوان آمد. او هم چنین احترام زیادی نسبت به عیسی نشان داد، زیرا زانو زد و با عیسی همچون یک مافوق سخن گفت. او عیسی را نیکو خطاب کرد. در رفتار او چیزی وجود ندارد که نشان دهد او برای آزمایش کردن عیسی، نزد او آمده باشد. روشی که رهبران مذهبی یهود از ابتدا در پیش گرفته بودند.
مرد جوان، عیسی را استاد نیکو نامید، چرا که او را فقط یک انسان می پنداشت. پرسش مرد جوان، ناآگاهی او از هویت واقعی عیسی و راه رستگاری را آشکار نمود. او عیسی را "استاد و معلم" نامید و او را در ردیف سایر مردان بزرگ قرار داد. مرد جوان می پنداشت که برای حصول حیات ابدی، شخص باید نیکو باشد و از عیسی پرسید که آیا لازم است که کار "نیکوی" بیشتری انجام دهد تا نجات یابد.
پاسخ عیسی با طرح سئوال بود:"چرا مرا نیکو می گویی؟ فقط خداوند است که واقعا نیکو است." جالب است بدانید در آن روزگار رهبران مذهبی به مردم اجازه نمی دادند که مردم آن ها را نیکو بنامند. حتی پولس چنین نوشت:"می دانم که در من هیچ نیکویی ساکن نیست." (رومیان فصل هفتم آیه هجدهم). با پاسخی که مسیح داد، او خداوندی خود را پنهان نکرد، بلکه در واقع می خواست از مرد جوان بپرسد:"آیا واقعا می دانی با چه کسی صحبت می کنی؟"
از آن جا که فقط و فقط خدا نیکو است، آن جوان با این گفته خود، ناخواسته عیسی را خدا می خواند. البته خدا بودن عیسی درست بود، اما به احتمال قوی آن جوان این را نمی دانست.
مرد جوان خودش را همچون گناهکاری در برابر خدای قدوس نمی دید. او برداشت سطحی از شریعت خدا داشت، زیرا معیار او در اطاعت از خدا صرفا منوط به اعمال ظاهری بود و نه نگرشی باطنی. تا زمانی که به اعمال نیک خود نگاه می کرد، تصورش این بود که بی گناه است. وقتی به این مرد جوان نگاه کنید، می توانید نتیجه بگیرید که او شریعت را رعایت کرده است. اما نگاه مسیح متفاوت بود: پول حکم خدا را برای این مرد جوان داشت. رعایت ظاهری اصول اخلاقی، فقط طمع او را مخفی می کرد. وقتی مسیح به او گفت:"هرچی را داری، بفروش و پولش را به فقرا بده"، مرد جوان ترشرو و محزون شد. او می خواست حیات جاودان را طبق ضوابط خود به دست آورد، به همین دلیل سرخورده و مایوس شد. نجات توسط فیض و رحمت خدا نصیب انسان می شود و نه کارهای نیکو. اعمال مثبت، می تواند ثمره توبه و نجات از گناه باشد.
پول خدمتکار خوب و اربابی وحشتناک است. اگر شما پول دارید، شکرگذار باشید و آن را برای جلال خدا به کار ببرید.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ دی ۲۴, سه‌شنبه

تبعیض نسبت به اقلیت های مذهبی در قانون اساسی

تبعیض ناروا نسبت به اقلیت های مذهبی بخصوص غیر مسلمانان در قانون اساسی و ارجاع همه امور به موازین شرعی در قانون، سبب ایجاد ساختار عدم معاشرت و در نتیجه نادیده گرفتن غیر مسلمانان به عنوان کافران به دلیل نجس پنداشتن کافران در اسلام شده است.
« محبت نیوز» -  از آنجا که قانون اساسی ایران بر اساس باور مندی و یا غیر باورمندی به مذهب شیعه دوازده امامی در دین اسلام به عنوان آیین اکثریت مردم ایران تدوین شده است، وبه نحوی که در مقدمه ،اصول اول، دوم و دوازدهم آن می بینیم، این قانون نه تنها حاوی مهمترین و شدیترین تبعیضات ناروا نسبت به اقلیتهای مذهبی است، بلکه برای برخورداری از همه حقوق و آزادیهای مشروع الزامن باید از مذهب رسمی تبعیت محض داشته باشد.
اصل13 قانون اساسی، برخی اقلیتها مانند مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان و مسلمانان پیرو سایر مذاهب اسلامی صرفن در حد رعایت قواعد مذهب و یا دین خود منحصرن در باره احوال شخصیه آزاد دانسته است، بدین سان همه باورمندان به شیعه دوازده امامی را در جایگاه برتری از سایرین قرار داده هرچند برای آنها نیز تبعیت از اصل ولایت مطلقه فقیه مقرر ساخته که همه انها را نیز با تبعیض روبرو می سازد.
همچنین فضیلت دادن و حقوق برتر ایجاد کردن برای یک باور و نادیده گرفتن سایر باورهای مذهبی بخصوص ناباوران به اسلام و ادیان شناخته شده در اصل دوازده، از یک طرف وتاکید اصل چهارم قانون اساسی به ضرورت همه قانونگذاریها بر اساس باور مذهبی شیعی و تدوین قوانین و مقررات مختلف بر همین اساس در سالهای گذشته و هم اکنون هرنوع فعالیت مذهبی و عدم پیروی از مذهب شیعه را غیر ممکن ساخته است، و تبعیض بخشی از سیستم حاکمیتی را تشکیل داده است.
نگارنده در موارد زیادی دفاع از اقلیتهای مذهبی در پروندههای مختلف در ایران برعهده داشته ام، تجربه شخصی حاصل از این موارد تبعیض آشکار نسبت به این افراد است، بطور نمونه دفاع داستانهای ایران و قضات دادگاههای انقلاب از آراء خود علیه اقلیتهای مذهبی در جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام که طبق ماده 500 قانون مجازات اسلامی ایران[5] جرم محسوب میگردد، چنین است." از آنجاییکه کلیت نظام سیاسی ایران بر اساس باور مذهبی شیعه می باشد، هر نوع فعالیت تبلیغی سایرادیان و مذاهب به منزله نفی مذهی تشیع است، بنابراین فعالیت تبلیغی علیه نظام و جرم محسوب میگردد." این موضوع در تمام پروندههای زندانیان عقیدتی نظیر بهاییان، دراویش؛ نوکیشان مسیحی، یارسان و اهل تسنن دیده میشود.
بدین سان هرنوع فعالیت مذهبی مغایر با مذهب رسمی به شدت منع و سرکوب میگردد. بخشی از این موارد شامل است به: منع انتخاب شدن بعنوان رهبر یا عضویت در شورای رهبری ایران به موجب صراحت اصل یکصدو هفتم، بموجب این اصل فقط اندکی از روحانیون شیعه در شرایط خاص ازاین حق برخوردارهستند.
کودکان مناطق وسیعی از ایران سال‌های شروع مدرسه را در شرایط بحرانی و اضطراب سپری می‌نمایند، این کودکان در خانه به زبان مادری حرف می‌زنند، و بدون تسلط به زبان فارسی ناچارند حتی از معلمی که زبان ترکی، یا کردی،ترکمنی، بلوچی و عربی را می‌داند، به زبان فارسی تحت آموزش قرار گیرند.
منع دسترسی به تمامی مناسب سیاسی و مدیریتی و قضایی در تمامی سطوح آن. بطور مثال اصل 115 حق نامزد شدن را صرفن برای افراد مذهبی و سیاسی قائل شده است. همچنین اصل یکصدو بیست یکم در باره سوگند قانون اساسی رئیس جمهور بخصوص آن بخش که او را پاسدار مذهب رسمی معرفی میکند.
عضویت مجلس خبرگان، نماینگی مجلس شورای اسلامی برای اقلیتهای شناخته نشده ،وجود ندارد( اصل 64).
مشاغل قضایی برای همه اقلیت های مذهبی منع حقوقی در قانون اساسی دارد، چون در اصل 61 تمامی اعمال قوه قضاییه را طبق مقررات اسلامی مجاز دانسته، انتخاب قاضی نیز بخشی از همین روند را در بر میگیرد که در عمل مانع تصدی تمامی مشاغل قضایی برای همه اقلیتها شده است.
اصول 12 و 13 قانون اساسی با عدم رسمیت همه باورها به استثنای مذهب اکثریت شیعه درعمل حق برخورداری از پرستشگاه مذهبی و برگزاری آیین های مذهبی و تبلیغ مسالمت آمیز را از پیروان سایر مذاهب و آیین ها را به کلی سلب نموده است. این امر سبب تخریب تمامی امکان مورد احترام آیین بهائیت، برخی از مکانهای مقدس زرتشتیان، تخریب حسینه دروایش نعمت اللهی گنابادی در قم، عدم صدور مجوز احداث مسجد برای اهل تسنن در تهران و سایر شهرستانها، ازجمله این تبعضات است.
تاکید اصل دوم قانون اساسی براینکه نظام حکومت ایران بر پایه ایمان به اصول مذهب تشیع و اجتهاد- قطعن منظور اجتهاد فقهاء شیعه است- امکان هر گونه فعالیت آیینی، دسترسی به رسانه، انتشار کتاب برای سایر ادیان و مذاهب غیر ممکن ساخته است.
برتری همه جانبه اکثریت پیروان مذهب شیعه نسبت به سایر مذاهب اسلامی، اقلیت های شناخته شده و سایر اقلیت های دینی در ساختار قانون اساسی ایران به وضوح نمایان است.
تبعیضات ناروا نسبت به اقلیت های مذهبی بخصوص غیر مسلمانان در قانون اساسی وارجاع همه امور به موازین شرعی در قانون سبب ایجاد ساختار عدم معاشرت و در نتیجه نادیده گرفتن غیر مسلمانان به عنوان کافران به دلیل نجس پنداشتن کافران در اسلام شده است.
سامان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراهم شده براساس ساختار قانون اساسی ایران هر نوع اندیشه مخالف با مذهب رسمی را نفی و سرکوب می نماید. مقررات اجرایی که بر اساس قانون اساسی و با اتکاء به تاکید اصل چهارم آن مبنی بر لزوم انطباق همه قوانین با مقررات شریعت در اجتماع ایران جریان دارد، از نوعی خشونت سامان یافته علیه همه اندیشه های مخالف حکایت دارد.
برای نشان دادن سامان یافتگی و هدفدار بودن خشونت علیه سایر آیین ها و اندیشه ها، کافی است به ماده 513 قانون مجازات اسلامی بعنوان نمونه توجه کنید. این قانون مقرر داشته است:" هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیای عظام یا ائمه‌ی طاهرین یا حضرت صدیقه‌ی طاهره اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب‌النبی باشد اعدام می‌شود و در غیر این صورت‌ به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد."
تسلط زبان فارسی در سالیان متمادی نوعی ناسیونالیست فرهنگی در ایران ایجاد کرده که به تدریج زبان‌های بومی و قومی را نادیده گرفته است.
بر اساس این قانون کودک 16 ساله بهایی بنام نسیم که شخصن وکالتش را برعهده داشتم در سال 2008 به اتهام" خندیدن" هنگام قرائت دعای صبگاهی در دبیرستانش به اهانت به مقدسات متهم وتحت تعقیب قرار گرفت و مدت دوماه از دبیرستان اخراج شد و صرفن به دلیل اینکه همکلاسی های او از عقیده اش و دینش مطلع شدند، او را مجبور به ادامه تحصیل در دبیرستانی دیگر نمودند. در این رابطه سازمان آموزش و پرورش و دادگاه انقلاب و نیروهای امنیتی در یک ساختار هماهنگ با یکدیگر عمل کردند. چون گزارش خندیدن این کودک را یکی از مسئولین مدرسه به سازمان آموزش و پروزش داده بود، سازمان مزبور به نیروهای امنیتی گزارش کرده بودند، و آنها موضوع را به دادگاه انقلاب گزارش کردند سپس دستور دستگیری و بازرسی منزل این کودک را به نیروهای امنیتی توسط دادگاه انقلاب داده شد.
اگر ماده 513 قانون مجازات اسلامی برای صیانت از باور اکثریت( شیعه) با استفاده از حمایت قانون اساسی تصویب نمی شد، نسیم دختر دبیرستانی که نمونه کوچکی از هزاران پرونده مشابه است، مورد خشونت سیتماتیک قرار نمیگرفت، از تحصیل محروم نمی شد و محاکمه نمیگردید.

(انجیل مَتّی، باب 6 آیات 14 و 15)

آری، اگر تقصیرهای آدمیان را بر ایشان ببخشایید، پدر آسمانیتان نیز بر شما خواهد بخشود؛ 

لیک اگر بر آدمیان نبخشایید، پدر شما نیز تقصیرهایتان را بر شما نخواهد بخشود.

چرا فرعون زن شصت و پنج ساله ابراهیم را به همسری برگزید؟

مطالعه کتاب مقدس
نویسنده: مهران پورپشنگ

ابراهیم قبل از ایمان آوردنش به خدای حقیقی، با ساره ازدواج کرده بود. ازدواج با ناخواهری در روزگار باستان و در میان سومریان امر عادی بود. باید در نظر داشت ابراهیم مطابق فرهنگ آن دوران ازدواج کرد. کتاب مقدس فقط آن را گزارش نموده است.
وقتی ابراهیم به کنعان رسید، قحطی شد. در دوران خشکسالی، ابراهیم راهی مصر شد. محصولات غذایی و چراگاه های مصر به دلیل وجود رود نیل، هم چنان برقرار بودند. ایمان باید در بوته آزمایش گذاشته شود. همان طور که زن و شوهر در شرایط مختلف بایستی وفاداری شان را به یکدیگر نشان دهند. دوران باستان، که با زمان حاضر کاملا دنیای متفاوتی بود، اگر کسی زن زیبایی داشت، او را می کشتند و زن او را تصاحب می کردند. ابراهیم به عنوان غریبه وارد کشور خارجی شده بود. او ترسید. و همین ترس ایمانش را ضعیف کرد. در عهد جدید می خوانیم که ابراهیم مردی بود درست مثل ما (یعقوب فصل پنجم آیه هفدهم). ابراهیم از سارا خواست که بگوید خواهر وی است. هر چند که این امر صحت داشت و سارا خواهر ناتنی او بود. در واقع، قحطی برای امتحان ابراهیم بود. وقتی تصمیم می گیریم از خدا اطاعت کنیم، مشکلات فرا می رسند تا میزان وفاداری ما را به خدا نشان دهند. خدا اگر عده ای را کاملا پاک و مقدس می آفرید، مردم از خدا می پرسیدند که چرا این افراد صد در صد پاک و مقدس هستند، اما من باید با کوشش و تحمل رنج و درد، زندگی پاکی داشته باشم؟ بنابراین، پیامبران هم انسان بودند و نه انسان های مافوق طبیعی. کتاب مقدس تاریخ قوم اسرائیل است و پیامبران هم انسان های یهودی بودند. در کتاب مقدس، نقاط ضعف پیامبران حذف و مخفی نشده، بلکه با صراحت بیان شده تا آن ها به بت تبدیل نشوند. وقتی شخص دچار ضعف است، یعنی این شخص باید به خدا اعتماد کند و نه به توانایی شخصی خود. از دیدگاه خدا، انسان باید وفاداری خود را ثابت کند.
سارا بسیار زیبا بود و در آن هنگام 65 سال سن داشت. در آن دوران، طبق گزارش کتیبه ها و الواح سومریان و خاور نزدیک، مردم عمر بیشتری داشتند. مثلا یکی از کتیبه های سومری، عمر طولانی پادشاهان سومری را ذکر کرده است. طولانی بودن عمر مردم آن روزگار به ضخامت جو و اتمسفر زمین مربوط می شد. طبق تحقیقات علمی در چند هزار سال قبل، اتمسفر زمین بسیار ضخیم بود و مانع از تابش اشعه ماورای بنفش به سطح زمین می گردید. به تدریج با نازک شدن لایه اوزون، اشعه ماورای بنفش به آسانی از جو زمین می گذرد و سلول ها را سریع تر پیر کرده و از کار می اندازد. بدین سان هنگامی که مصری ها سارا را از ابراهیم جدا کردند، او زن میانسال بود. متن کتاب مقدس را نبایستی تحت الفظی و غیر علمی مطالعه نمود. برای روزگار ما باورش مشکل است، اما تحقیقات علمی و هم چنین کشفیات باستان شناسی عمر طولانی انسان ها را در روزگار بسیار کهن تایید کرده اند.
خدا برای ابراهیم و ساره نقشه ای داشت. دخالت خدا، ازدواج آن دو را محفوظ نگه داشت. نازل شدن بیماری ها بر فرعون و خانواده اش، مانع گردید که فرعون با زن ابراهیم نزدیکی کند. طبق سنت باستان، وقتی دختر و یا زنی وارد حرمسرای پادشاه می شد، بایستی چند روز خود را از نظر ظاهری آماده کند (حمام و آرایش) و هم چنین آداب و معاشرت و طرز برخورد با پادشاه را فرا بگیرد. آن طور که از متن کتاب پیدایش مشخص است، همان روز جدایی ساره از ابراهیم، فرعون با ساره رابطه جنسی برقرار نکرد، به علت قوانین سلطنتی آن روزگار.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است