۱۳۹۲ آبان ۱۰, جمعه

قربانیان افراد شرور، دچار رنج و مصیبت می شوند. چرا خداوند ساکت است؟ چرا کاری نمی کند؟ چرا اجازه می دهد آن ها به کشتار خود ادامه دهند و مردم را بی رحمانه نابود کنند؟ (بخش دوم)

تفسیر کتاب مقدس 
10/29/2013
هفتم آبان 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

بررسی کتاب حبقوق نبی

فصل دوم آیه اول

حبقوق می نویسد:"اکنون از برج دیده بانی خود بالا می روم و منتظر می مانم تا ببینم خداوند به شکایت من چه جواب می دهد".
خدا همه چیز را به فوریت بر حبقوق آشکار نکرد. نکته کلیدی این است که در تمام مدتی که حبقوق سئوالات خود را مطرح می کند و شکایت های خود را بر زبان می آورد، او در حال دعا کردن است. حبقوق تنها در مورد کشمکش ها و تردیدهای خود صحبت نمی کند، بلکه با خداوند در مورد آن حرف می زند. او دوست دارد آن سئوالات را به دست های خدایی بسپارد که راه هایش گاهی اوقات خارج از درک ما است. اعمال خدا همیشه برای ما قابل فهم یا قانع کننده نیستند.
اگر می خواهید از خدا سئوال کنید، به یاد آورید که کتاب مقدس پاسخگوی سئوالات شما می باشد، اگر آن را با دقت بخوانید و اجازه دهید روح القدس با شما سخن گوید. در ضمن اگر سئوالات تان را با خدا در میان می گذارید، مطمئن باشید که حداقل منتظر جواب می مانید.
انبیا برای نشان دادن حالت انتظار خود، اغلب از تصویر برج دیده بانی استفاده می کردند (اشعیاء فصل بیست و یکم آیات هشتم و یازدهم، ارمیا فصل ششم آیه هفدهم، حزقیال فصل سوم آیه هفدهم). در این جا برج دیده بانی حالت انتظار صبورانه حبقوق را برای دریافت پاسخ خدا نشان می دهد.
اگر خدا نیکوست، اگر خدا چنان قدوس است که طبق گفته حبقوق، حتی نمی تواند به بدی نگاه کند (فصل اول آیه سیزدهم)، اگر او بر جهان نظارت و فرمانروایی دارد، پس این اتفاقات ناگوار نیست؟ اشکال کار در کجاست؟
باید پذیرفت بعد از نافرمانی آدم و حوا، گناه رخنه نمود و دنیا مملو از مصیبت، بی رحمی و قساوت است. حبقوق می خواهد پاسخ سئوالاتش را بداند. او منتظر خدا شد تا ببیند به او چه خواهد گفت. کتاب مقدس غالبا از اهمیت انتظار برای خداوند سخن می گوید (اشعیاء فصل چهل آیه سی و یک، فصل سی آیه هجدهم، مراثی ارمیا فصل سوم آیات بیست و پنجم و بیست و ششم، مزمور بیست و هفتم آیه چهاردهم).
انتظار از نتایج امیدواری است. انتظار برای خداوند ایمان به دریافت پاداش بی چون و چرا برای نجاتی است که خدا به ما عطا نموده است. انتظار یعنی ناامید نشدن از فیض و رحمت خدا، صرف نظر از این که اوضاع و احوال چقدر غم انگیز و ناگوار است. انتظار، اعتماد پایدار بر نیکویی و قدرت خداوند است. انتظار در هر حالتی مساوی است با امیدواری (مزمور صد و سی آیه پنجم).
یکی از دلایلی که بیانگر اهمیت فراوان انتظار برای خداست، برنامه های ما مطابق با نقشه خدا باشد. زمان بندی خدا با زمان بندی انسان تفاوت دارد. ما می خواهیم همه چیز مطابق میل ما هم اکنون انجام شود. وقتی به اهداف خود نمی رسیم، وسوسه می شویم که خدا را زیر سئوال ببریم، یا نسبت به حکمت و نیکویی او تردید کنیم. ولی خدا هیچ گاه اشتباه نمی کند. او روش و برنامه ای متفاوت دارد.
حبقوق منتظر است، زیرا اطمینان دارد که خدا سرانجام پاسخ او را خواهد داد. او ایمان دارد که پاسخ های درستی برای سئوالات وجود دارد. اگر امید ما این است که خدا هیچ وقت ما را رها نمی کند، ایمان ما بدین معنا است که ما نیز هرگز از خدا ناامید نمی شویم.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "تفسیر کتاب مقدس" محفوظ است. درج کامل مقالات "تفسیر کتاب مقدس" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه

قربانیان افراد شرور، دچار رنج و مصیبت می شوند. چرا خداوند ساکت است؟ چرا کاری نمی کند؟ چرا اجازه می دهد آن ها به کشتار خود ادامه دهند و مردم را بی رحمانه نابود کنند؟ (بخش اول)

تفسیر کتاب مقدس
10/29/2013
هفتم آبان 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

بررسی کتاب حبقوق نبی
چارچوب تاریخی
بابل و مصر پس از سقوط حکومت آشور، دو قدرت برتر دنیا بودند. حبقوق سقوط یهودا توسط بابل را در سالی که در نبرد کرکمیش در شمال سوریه، مصر از بابل شکست خورد، نبوت کرد (605 ق. م). در سال 609 قبل از میلاد، نکو پادشاه مصر برای کمک به آشوری هاعازم کرکمیش شد. بابلی ها سه سال قبل، نینوا پایتخت آشور را نابود کرده بودند. آشوری های شکست خورده دوباره در حاران و کرکمیش جمع شدند، اما بابل سپاه خود را فرستاد تا آن ها را یک بار برای همیشه نابود سازد. از سوی دیگر، نکو، فرعون مصرکه می خواست کشورش قدرت جهانی باشد، از قدرت فزاینده بابل نگران بود. از اینرو، سپاهش را از طریق یهودا عازم شمال کرد تا در کرکمیش به آشوری ها کمک کند. اما یوشیا، پادشاه حکومت یهودا، سعی کرد در مجدو از عبور نکو از سرزمینش و رسیدن به کرکمیش جلوگیری کند. یوشیا کشته شد و یهودا تابع مصر گردید. نکو به کرکمیش رسید و به مدت چهار سال حمله بابلی ها را به تاخیر انداخت. اما در سال 605 مصری ها و آشوری ها شکست سختی خوردند و بابل ابر قدرت تازه بود.
نکو یکی از پسران یوشیا را به نام یهویاقیم برگزید تا پادشاه یهودا باشد. یهویاقیم دست نشانده ای بیش نبود. با آن که یوشیا از خدا اطاعت کرد، اما پسرش یهویاقیم شرور بود. او اوریای نبی را کشت (ارمیاء فصل بیست و ششم آیات بیست تا بیست و سوم). او متقلب و طماع و با مردم ناراست بود (ارمیاء فصل بیست و دوم آیات سیزدهم تا نوزدهم).
در سال 601 ق.م. ارتش بابل به رهبری نبوکدنصر به مصر لشکرکشی نمود. کتیبه های بابلی بدون پرده پوشی اظهار می دارند که در این نبرد هر دو طرف تلفات سنگینی را متحمل گردیدند. همین شکست، نبوکدنصر را به عقب نشینی واداشته و موجب گردید که او طی سال بعد تمام هم خود را صرف جمع آوری اسب و تهیه عرابه های جنگی برای تجهیز مجدد ارتش خود نماید. در نتیجه پادشاه بابل برای سال های متمادی از حمله مجدد به مصر بازداشته شد.
در دسامبر 598 ق.م. نبوکدنصر بار دیگر به سمت غرب لشکر کشید. گزارش مربوط به این واقعه در کتیبه های بابلی موجود است که در آن ها اورشلیم قاطعانه به عنوان هدف این لشکرکشی معرفی شده است. یهویاقیم با تکیه بر مصر، از دادن جزیه به نبوکدنصر ابا کرد و شورش نمود. کار او اشتباه بزرگی بود که سرنوشت کشور را رقم زد. نبوکدنصر شورش یهویاقیم را در هم کوبید و او را به بابل برد (دوم تواریخ فصل سی و ششم آیه ششم). پس از مرگ یهویاقیم، پسرش یهویاکین، پادشاه یهودا شد، اما تنها چند هفته بعد از تاجگذاری (597 ق. م) بود که او با قدرتمندترین ارتش آن روزگار رو در رو شد. بابلی ها در دومین حمله از سه تهاجم خود، معبد را غارت کردند و بیشتر رهبران از جمله پادشاه را به اسارت بردند. پادشاه مصر هرگز از مرزهای خود خارج نشد، زیرا پادشاه بابل تمام متصرفات مصر را که شامل یهودا هم می شد، از نهر مصر تا رود فرات، اشغال نمود. شرارت، یهودا را فرا گرفته بود و خشم خدا از قوم سرکش فزونی یافت. ارتش بابل وارد اورشلیم شد، معبد را آتش کشیدند، دیوارهای عظیم شهر را منهدم ساختند و مردم را به اسارت بردند. علی رغم آن که یهودیان مستحق مجازات بودند، اما خدا یک بار دیگر با دادن فرصت های مکرر به آنان برای توبه، رحمت خود را نشان داد.


شکایت حبقوق (فصل اول آیات یک تا چهار)
آنچه در آیه دوم مایه شگفتی حبقوق شده، انتظار طولانی او برای عملکرد خدا علیه ظلم و ستم است. در آیه سوم، حبقوق می خواهد بداند که چرا خداوند و او باید شش مشکل را تحمل کنند. این مشکلات عبارتند از بی عدالتی، درد و رنج غیر منصفانه، خرابی، خشونت، نزاع و جنگ. در آیه چهارم مشکلات مذکور به چهار بخش تقسیم می شوند:
قانون اجرا نمی شود و کارایی خود را از دست داده، عدالت بر ظلم چیره نمی شود و شروران، درستکاران را در تنگنا گذاشته اند. دلیل وجود سه مشکل مذکور آن است که عدالت به تباهی کشانده شده است. در واقع، فساد سیاسی حکومت جنوبی (یهودا) زمینه ساز شکایت حبقوق بوده است.
حبقوق زمانی پرسش خود را مطرح کرد که به بازگشت عدالت و نیکوکاری که درزمان یوشیا پادشاه برقرار گردید، امیدوار بود. بعد از کشف کتاب تثنیه (622 قبل از میلاد- دوم پادشاهان فصل های بیست و دوم و بیست و سوم)، یوشیا پادشاه مردم را به اجرای احکام خداوند سوق داد، تا عدالت و نیکویی دوباره فعال و پویا شود. اما یوشیا در نبرد با نکو، فرعون مصر، در سال 609 ق. م کشته شد. حبقوق در زمان یهویاقیم (پسر یوشیا) زندگی و نبوت می کرد (دوم پادشاهان فصل بیست و سوم آیه سی و چهارم تا فصل بیست و چهارم آیه پنجم). بنابراین، فساد سیستم سیاسی حکومت یهویاقیم در یهودا، عامل اصلی شکایت تاریخی حبقوق از اوضاع و احوال شد.
با آن که یوشیا از خدا اطاعت کرد، اما پسرش یهویاقیم شرور بود. او متقلب، طماع و با مردم ناراست بود (ارمیا فصل بیست و دوم آیات سیزدهم تا نوزدهم). یهویاقیم، اوریای نبی را نیز کشت (ارمیا فصل بیست و ششم آیات بیست تا بیست و سوم).
پاسخ خداوند (فصل اول آیات پنجم تا یازدهم)
حبقوق از مشکلات وطن خود شکایت کرد، اما پاسخ خداوند جنبه بین المللی داشت. عملکرد خداوند فقط به یهودا محدود نبود، بلکه فراتر از مرزهای یهودا بود. خداوند به حبقوق گفت که او و مردم یهودا شاهد اتفاقات باورنکردنی خواهند بود: افول قدرت مصر، شکست مجدد باقیمانده سپاهیان آشور و ظهور بابل به عنوان ابر قدرت جدید. باور کردن سخنان خدا، آسان نبود، با این توصیف مردم این رویدادها را در سال های بعد مشاهده کردند.
شکایت دوم حبقوق (فصل اول آیه دوازدهم تا فصل دوم آیه اول)
اعتراض حبقوق به خدا در آیات سیزدهم و هفدهم به دو چیز است:
یک. بابلی ها از مردم یهودا گناهکارترند، بنابراین چرا خدا بی انصافی را تحمل می کند؟
دو. قربانیان افراد شرور، دچار رنج و مصیبت می شوند. چرا خداوند ساکت است؟ چرا کاری نمی کند؟ چرا اجازه می دهد آن ها به کشتار خود ادامه دهند و مردم را بی رحمانه نابود کنند؟

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "تفسیر کتاب مقدس" محفوظ است. درج کامل مقالات "تفسیر کتاب مقدس" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

چه دلایلی ثابت می کند که مسیح خداوند است؟ (بخش دوم)

Christian Apologetics دفاعیات مسیحی
10/29/2013
هفتم آبان 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

یازده. مسیح هرگز خود را پیامبر معرفی نکرد و رسولان نیز چنین تعلیمی ندادند.
دوازده. معجزات افسانه های دوران باستان نمی توانست الهام بخش معجزات مسیح باشند. در مواردی، هم روایات اناجیل و هم گزارش های مورخان، معجزات را تایید کرده اند. به هنگام معجزات مسیح، شاگردان، مردم و حتی مخالفان عیسی نیز حضور داشتند. در تلمود یهودیان، به معجزات مسیح اشاره شده است. مورخان (مانند یوسفوس که تقریبا هم عصر مسیح بود)، از مشاهدات مردم اسرائیل درباره وقوع معجزات گزارش تهیه کرده اند. در حالی که هیچ گونه شواهد تاریخی و شاهدان عینی برای افسانه های بت پرستان وجود ندارد.
سیزده. بر خلاف باور مخالفان مسیحیت، مدارک و شواهد مسلم تاریخی درباره مرگ مسیح وجود دارد. مورخین و نویسندگان غیر مسیحی قرن اول میلادی به مرگ مسیح اشاره کرده اند. در کتاب تلمود یهودیان نوشته شده است که در شامگاه عید فصح، یشوع ناصری را اعدام کردند. "یشوع" تلفظ اصلی نام عیسی در زبان عبری است و اشاره به او تحت عنوان ناصری، ارتباط این شخص را با عیسی مسیح محکم تر می سازد. هم چنین اشاره به این نکته که مصلوب شدن مسیح در عید فصح با یوحنا فصل نوزدهم آیه چهاردم توافق دارد. این متن گزارش تلمود به روشنی تاریخی بودن عیسی و مرگ او را تایید می کند. هم چنین دست داشتن مقامات یهودی در محکومیت او را مورد تایید قرار می دهد، اما می کوشد عمل آنان را توجیه کند. در تلمود حتی به معجزات عیسی اشاره می شود، اما آن ها را جادوگری و شعبده بازی جلوه می دهد، همان واکنشی که نویسندگان اناجیل از مخالفان مسیح ذکر کرده اند (مرقس فصل سوم آیه بیست و دوم متی فصل نهم آیه سی و چهارم، متی فصل دوازدهم آیه بیست و چهارم).
لوسیان مورخ و نویسنده یونانی از مسیح به عنوان مردی که به خاطر آوردن آئینی جدید به جهان، در فلسطین مصلوب شد، صحبت می کند.
تالوس مورخ قرن اول میلادی در حدود سال 52 میلادی از تاریکی که در زمان مصلوب شدن عیسی زمین را فرا گرفت، سخن گفت و از آن به عنوان کسوف یاد کرد.
نامه مارا به سراپیون در حدود 73 میلادی که در موزه بریتانیا نگه داری می شود، از مرگ عیسی سخن می گوید و می پرسد:"یهودیان از کشتن مسیح چه نفعی بردند؟"
فلاویوس یوسفوس، مورخ یهودی معاصر مسیح چنین گزارش داده است:"پیلاطس به پیشنهاد مردان مهم و صاحب نفوذ بین ما، او را محکوم به صلیب کرد."
مورخ رومی به نام کرنلیوس تاسیتوس در کتاب مشهور خود "سالنامه" نوشته است:"مرد حکیمی که نامش عیسی بود، پیلاطس او را به مرگ محکوم کرد." او هم چنین اشاره می کند که شاگردان عیسی اظهار کردند که مسیح سه روز بعد از مصلوب شدن، زنده بر آن ها ظاهر شد.
فلگون، مورخ رومی، در کتاب "تاریخ نگاری" خود از مرگ و قیام عیسی مسیح گزارش می دهد:"عیسی وقتی زنده بود، هیچ کاری برای رهایی خود نکرد، اما پس از مرگ برخاست و نشانه های محکومیت خود و جای زخم های خود را که با میخ سوراخ شده بود، نشان داد." فلگون حتی از ذکر این نکته غافل نمانده که در زمان فرمانروایی طیبریوس قیصر که عیسی ظهور کرد و مصلوب شد، کسوف و به دنبال آن زلزله عظیمی روی داد.
سوینونیوس مورخ رومی و از مقامات دربار و نگارنده سالنامه های دربار روم، چنین گزارش داده است که مسیحیان به خاطر اعتقادشان به این که عیسی مسیح واقعا زیست، مرد و بار دیگر زنده شد، شکنجه می شوند و می میرند.


چهارده. چرا وقتی ایمانداران مسیحی، با ایمان و اعتقاد راسخ درخواست ها و دعاهای شان را به نام عیسی خداوند مطرح می کنند، شاهد معجزات و دگرگونی عمیق روحانی در زندگی خود می شوند؟ اگر مسیح خداوند نیست، چرا خدا به دعاهای ایمانداران پاسخ مثبت می دهد؟ چرا یک شخص منفی و غیر قابل تحمل در نام عیسی مسیح خداوند، به فرد مثبت و مفید تبدیل می شود؟ اگر این معجزات و رویدادهای شگفت انگیز به نام عیسی خداوند رخ نمی داد، بدون تردید هیچکس پیرو مسیح نمی شد. فرض کنید به شما دارویی معرفی کنند که هیچگونه تاثیر موثری در رفع بیماری نداشته باشد، آیا مبادرت به خرید مجدد آن دارو خواهید کرد؟
پانزده. مسیح فرمود:"شما شاهدان من خواهید بود" (اعمال رسولان فصل اول آیه هشتم). هر ایماندار مسیحی شاهدی است از کار برجسته مسیح در زندگی اش. مسیح فرمود:"اگر کسی به راستی بخواهد مطابق خواست خدا زندگی کند، پی خواهد برد که آنچه من می گویم، از خداست" (یوحنا فصل هفتم آیه هفدهم).
شانزده. ذات خدا را باید به یاری و مدد خود او بشناسیم‌، نه با کمک عقلی که حتی قادر به شناخت عالم مخلوق نیست‌. از این رو است که کلام خدا می فرماید:" کسی که روحانی نیست‌، نمی‌تواند تعالیم روح خدا را بپذیرد، زیرا به عقیده او این تعالیم پوچ و بی‌معنی هستند. و در واقع‌، چون تشخیص این گونه تعالیم محتاج به بینش روحانی است‌، آنها نمی‌توانند آن را درک کنند" (اول قرنتیان فصل دوم آیه چهاردهم). اگر درباره الوهیت مسیح شک دارید، لطفا با خدا دوست و صمیمی شوید، تا ابهام برای همیشه رفع شود. این تجربه را ایمانداران مسیحی کسب کرده اند.
مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

چه دلایلی ثابت می کند که مسیح خداوند است؟ (بخش اول)

Christian Apologetics دفاعیات مسیحی
10/29/2013
هفتم آبان 1392
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

مسیح فرمود:"من و پدر یکی هستیم (یوحنا فصل دهم آیه 30). یهودیان بلافاصله خواستند او را سنگسار کنند. در موقعیت دیگر فرمود:"من قبل از ابراهیم وجود داشتم" رهبران مذهبی که طاقت شنیدن سخنان او را نداشتند، سنگ برداشتند تا او را بکشند (یوحنا فصل هشتم آیات پنجاه و هشتم و پنجاه نهم).
در مورد ادعای مسیح، چهار احتمال وجود دارد:
یک. آیا مسیح مخاطبین خود را فریب می داد؟ کم تر کسی نظریه دروغگویی مسیح را باور می کند. حتی کسانی که منکر الوهیت مسیح هستند او را یک معلم بزرگ اخلاق می نامند. گزارش های مورخان غیر مسیحی قرن اول میلادی هم بر اخلاق گرا بودن مسیح و مسیحیان تاکید می ورزند. شخصی که فقط یک انسان باشد و ادعای خدایی کند، نمی تواند استاد اخلاقیات باشد. اگر او نمی توانست ادعاهایش را بر مبنای حقیقت ثابت کند، پس او واقعا دروغگو بود. و بالاخره چرا باید به علت ادعاهای غیر واقعی اش، جان خود را بر صلیب از دست بدهد؟ به خاطر همین ادعای مسیح، همه شاگردان مسیح با شکنجه روبرو شدند و همگی جز یوحنا، جان خود را از دست دادند. مردم به خاطر آنچه می دانند درست است، جان خود را از دست می دهند، حتی اگر آن عقیده نادرست باشد. اما هیچکس به خاطر عقیده ای که می داند دروغ است، زندگی خود را به خطر نمی اندازد.
دو. آیا مسیح دیوانه بود؟ اگر امروز کسی ادعا کند که ساندویچ کالباس است، او را دیوانه می پنداریم. اما نسبت دادن دیوانگی به مسیح احمقانه خواهد بود. رفتار مسیح در اناجیل و گزارش های مورخان غیر مسیحی نشان می دهند که او از هوشیاری و عقل سالم برخوردار بوده است. کافی است بخش های مربوط به دستگیر و بازجویی، شکنجه و مصلوب شدن او را با دقت بخوانید، تا دریابید که او وقار و آرامش خود را در سخت ترین ساعات حفظ کرد.
سه. آیا مسیح افسانه بود؟ تاریخ به معنای "کسب اطلاعات بر اساس شهادت افراد می باشد". اگر کسی بگوید که من اعتقادی به این تعریف ندارم، باید از او سئوال کرد:"آیا ناپلئون شخصیت تاریخی بوده است؟" پاسخ او مثبت است. سئوال دوم:"آیا تا به حال او را از نزدیک دیده ای؟" آن شخص اعتراف می کند که هرگز ناپلئون را ندیده است. سئوال بعدی این است که "اگر ناپلئون را ندیده ای، چگونه او را می شناسی؟"
آن شخص ناگزیر است تا آن تعریف تاریخ را بپذیرد. مدارک و شواهد تاریخی، وجود ناپلئون را تایید کرده اند. این تعریف دقیق از تاریخ دارای یک نکته تفکیک ناپذیر است. شواهد و شهادت ها بایستی کاملا موثق باشند. آنچه مشاهده یا شنیده شده، بایستی صحیح و درست باشد. خوشبختانه شواهد تاریخی و کشفیات باستان شناسی، وقایع و رویدادهای کتاب مقدس را تایید کرده اند. مورخین امروزی شکی ندارند که مسیح در تاریخ ظهور کرده است. حتی اگر نوشته های عهد جدید را در دست نداشتیم، می توانستیم از آثار غیر مسیحی نظیر تلمود و نوشته های مورخین یهودی، یونانی و رومی مانند یوسفوس، تاسیتوس، پلینی، فلاویوس، تالوس، لوسیان، فلگون... نتیجه بگیریم که مسیح معجزات به عمل آورد، ادعا کرد که خداوند است، مصلوب شد، زنده شد و به آسمان صعود کرد. هم چنین در قرن اول میلادی، مردم از همه اقشار شهر و روستا، زن و مرد، برده و آزاد، مسیح را همچون خدا پرستش می کردند. این شواهد موجود در موزه ها، نشان می دهد عیسی واقعا در میان انسان ها زیست و کارهای خارق العاده به ظهور رساند.
چهار. چه دلایلی ثابت می کند که عیسی، خداوند است؟
یک. در ابتدا باید در نظر داشت که خدا دنیا را خلق نکرد تا آن را رها کند، خدا دنیا را آفرید تا با آن ارتباط برقرار کند. خدا می خواهد به گونه ای موثرتر با انسان ارتباط برقرار کند.
دو. ملحدها می گویند که خدا وجود ندارد، چون هرگز به جهان نیامده است و خود را نشان نداده. آن ها برای تایید ادعای خود می گویند حتی ادیان دیگر هم تصدیق می کنند که خدا به میان انسان ها نیامده است. در حالی که نگرش مسیحیت این است که خدا به شباهت انسان درآمد.
سه. اگر به وجود خدا اعتقاد داشته باشید، تصور معجزه غیرممکن نیست. کسانی که فقط به خدا اعتقاد دارند می گویند:"دشوار است که باور کنیم انسانی بتواند خدا شود". پاسخ مسیحیان این است:"اما می توانیم باور کنیم که خدا می تواند انسان شود". خدا قادر مطلق است و می تواند معجزه کند. اما او هرگز نمی تواند مرتکب گناه گردد.
چهار. برای خدا فرستادن انبیا بسیار بسیار آسان است. اما آمدنش به میان انسان ها، نشان می دهد که او عاشق انسان ها است. برخلاف ادعای ملحدها، خدا متکبر و مغرور نیست.
پنج. عبادت یهودیان همراه با ترس بود. خدا با ظاهر شدن به صورت یک طفل، همه را حیرت زده کرد. آیا می توان از یک طفل ترسید؟ خدا از طریق عیسی راهی برای ارتباط با انسان یافت که آمیخته به ترس نبود. به عبارت دیگر، خدا مانند یک نقاش، جزیی از نقاشی اش شد. یا مثل یک نمایشنامه نویس، خودش یکی از شخصیت های نمایشش شد.
شش. اگر خدا در قالب انسان مجسم نمی شد و مثلا مانند روح ظاهر می گردید، نمی توانست به خاطر گناهان انسان جان خود را فدا کند و خون از بدنش جاری نمی شد.
هفت. اگر خدا انسان می شد، انتظار داشتیم که به گونه ای منحصر به فرد وارد جهان شود.همه پیامبران طبق روال طبیعت از یک پدر و مادر به وجود آمدند، اما در مورد عیسی چنین نبود. عیسی پدر بشری نداشت. تولد او از یک دختر باکره واقعه ای است منحصر به فرد در تاریخ بشر. نخستین پیشگویی درباره مسیح در پیدایش فصل سوم آیه پانزدهم یافت می شود که خدا وعده می دهد که کسی از "نسل زن" متولد خواهد شد و شیطان را شکست خواهد داد. مسیح از "نسل زن" یعنی مریم باکره بود، نه از نسل مرد.
هشت. عیسی از رهبران مذهبی یهود پرسید:"چرا داود پادشاه با الهام از خدا، مسیح را خداوند می خواند؟"(متی فصل بیست و دوم آیه 43).
نه. عیسی زمانی که کودک بود، ستاره شناسان امپراطوری پارس در برابر او سجده کردند و او را پرستیدند (متی فصل دوم آیه یازدهم). او بارها مورد پرستش قرار گرفت (متی فصل چهاردهم آیه سی و سوم و فصل بیست و هشتم آیه نهم، انجیل یوحنا فصل نهم آیه38). فرشتگان، پیامبران و رسولان هرگز اجازه نمی دادند که مورد پرستش قرار بگیرند.
ده. .مسیح در تعالیم خویش هرگز نمی گفت:"خداوند می فرماید". او با اقتدار تعلیم می داد:"اما من می گویم" (متی فصل های پنجم تا هفتم).

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است

۱۳۹۲ آبان ۸, چهارشنبه

آیا پیامبران هم گناه می‌کنند؟

این سؤالی است که برای بسیاری از هموطنان ما که بدون آگاهی قبلی، دست به مطالعۀ کتاب‌مقدس می‌زنند، مطرح می‌شود. آیا پیامبران هم گناه می‌کنند؟ این دست از افراد با جهان‌بینی اسلامی‌ای که دارند، معتقدند که پیامبران مصون از خطا و معصوم‌اند، در حالی که طبق جهان‌بینی کتاب‌مقدس چنین چیزی مطرح نیست. می‌پرسند چرا در کتاب‌مقدس آمده که «پیامبرانی» نظیر هارون و لوط و داوود و سلیمان گناهان فجیعی مرتکب شدند؟ در این مقالۀ کوتاه، در این زمینه بحث خواهیم کرد و جهان‌بینی کتاب‌مقدس را مطرح خواهیم نمود.
نخست و پیش از هر چیز باید توجه داشته باشیم که طبق تعلیم کتاب‌مقدس، هر موجود بشری که از نسل آدم و حوا هستند، چه به‌لحاظ ارثی و چه به‌لحاظ ارتکابی، گناهکار هستند، حتی اگر به پیامبری هم مبعوث شده باشند. در جهان‌بینی کتاب‌مقدس، هیچ بشری از نسل آدم و حوا معصوم نیست. در این میان، تنها عیسی مسیح معصوم و مصون از گناه بود، چرا که او از نسل آدم و حوا نبود، بلکه نطفۀ او را خدا در رحم مریم مقدس قرار داد. به بیانی، او خلقت دوم خدا بود. از این رو است که پولس رسول، او را «آدم آخر» و   «انسان دوم» می‌نامد (اول قرنتیان ۱۵:‏۴۵ و ۴۷). به همین دلیل است که پولس رسول در بحثی مفصل در فصل‌های اول تا سوم رساله به رومیان، همۀ انسان‌ها را گرفتار گناه به‌شمار می‌آورد و در آخر می‌فرماید: «همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند.» (رومیان ۳:‏۲۳). همۀ انسان‌ها، از جمله انبیا و مردان بزرگ خدا، نیاز به فیض نجات‌بخش خدا در عیسی مسیح دارند.
دوم، باید توجه داشت که کتاب‌مقدس داستان قوم اسرائیل است. در نتیجه، تمام انبیایی که ذکر آنان را شنیده‌ایم و نزد ما معروف می‌باشند، جزو این قوم می‌باشند و باید جایگاه آنان را در این چارچوب، بر اساس کتاب‌مقدس، تشخیص داد. آنها هیچ یک، به جز حضرت موسی، پیامبر به معنی واقعی کلمه نبودند. برای مثال، لوط در کتاب‌مقدس، پیامبر نیست. او صرفاً برادرزادۀ حضرت ابراهیم بود که از قضا سکونت در شهری فاسد را به زندگی مشترک با عموی خود ترجیح داد. اگر ذکری از او در کتاب‌مقدس آمده، به این دلیل است که از او دو نسل به‌وجود آمد که هر دو دشمنان قسم‌خوردۀ قوم اسرائیل بودند. یا مثلاً هارون شخصاً نبی نبود. او برادر موسی و معاون او بود. داوود و سلیمان در وهلۀ اول، پادشاهان اسرائیل بودند نه پیامبر قومی خاص. کتاب‌مقدس به‌صراحت به فراز و نشیبهای روحانی زندگی ایشان اشاره می‌کند.
سوم آنکه کتاب‌مقدس هیچ انسانی را با عینک آرمان‌گرایانه نگاه نمی‌کند. همۀ انسان‌ها صرف نظر از مقام روحانی خود، بشر هستند و جایزالخطا. هیچ انسانی معصوم نیست، حتی انبیای کتاب‌مقدس، به‌جز عیسی مسیح، آن هم بنا به دلیلی که در بالا به آن اشاره کردیم. کتاب‌مقدس دیدی واقع‌بینانه به انسان دارد، نه دیدی ایده‌آلی. لذا جای تعجب نیست که می‌بینیم کتاب‌مقدس هم به نقاط قوت اینان اشاره می‌کند و هم به نقاط ضعفشان. همۀ ما نیاز داریم فیض خدا را در خداوندگار ما عیسی مسیح دریافت کنیم و رستگار گردیم.
 آرمان رشدی

اگر خدا تغییر ناپذیر است، چطور ممکن است او نظرش را تغییر دهد؟ (خروج فصل سی و دوم آیات نهم تا چهاردهم)

مطالعه کتاب مقدس
10/12/2013
20 مهر 1392

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ

یکی از صفات خدا، تغییرناپذیر بودن اوست. سموئیل نبی به شائول (اولین پادشاه اسرائیل) گفت:"خدا دروغ نمی گوید و تصمیم خود را عوض نمی کند، چون او انسان نیست که فکرش را تغییر دهد" (اول سموئیل فصل پانزدهم آیه 29). با این توصیف، در خروج فصل سی و دوم آیات نهم تا چهاردهم، به وضوح می بینیم که خدا نظرش را تغییر داد. خدا می خواست که تمام قوم اسرائیل را به خاطر گناهان شان از میان بر دارد، اما موسی التماس کنان از خدا خواست بر آنان رحم کند. بنابراین، خدا از نابودی آنان صرف نظر کرد. آیا این رویه خدا با صفت تغییرناپذیر بودن او، ضد و نقیص به نظر نمی رسد؟
یک. ذات خداوند مقدس (اشعیاء فصل پنجاه و چهارم آیه پنجم)، عادل (مکاشفه فصل شانزدهم آیه پنجم) و منصف (مزمور صد و نوزدهم آیه 137) است. خدا هرگز بر ضد خودش کاری انجام نمی دهد. او به نیکویی پاداش می دهد و گناه را تحمل نمی کند (حبقوق فصل اول آیه سیزدهم). اگر خدا تغییری حاصل می کند برای بهبود و رشد روحانی بشر است. تصمیم او برای اصلاح انسان، ذات مقدس خدا را خدشه دار نمی سازد. خداوند کامل است و هرگز اشتباه نمی کند. بنابراین، تغییر نظر خدا به معنای کاهش عدالت و قدوسیت الهی نیست.
دو. خدا توانایی پیش دانی و مشاهده آینده را دارد. پس او نیازی به فراگیری، کسب تجربه و آزمایش و خطا ندارد. او دانای مطلق است و همه چیز را می داند.
سه. وقتی خدا تصمیمش را عوض می کند، بدان معنا است که می خواهد انسان ها را اصلاح کند. بسیاری از وعده ها و داوری های خداوند به وضعیت شخص یا افراد بستگی دارد. قبل از آن که خداوند شهرهای سدوم و غموره را مجازات کند، ابراهیم برای لوط، پسر برادرش، شفاعت کرد (پیدایش فصل هجدهم آیات شانزدهم تا سی و سوم). اگر خداود ده انسان عادل را در این دو شهر می یافت، به خاطر ابراهیم از تصمیم خود منصرف می شد و سدوم و عموره را نابود نمی کرد. کاملا روشن است که داوری خدا به شرایط انسان ها مرتبط است.
خدا از طریق نبی خود ارمیاء توضیح می دهد که داوری و برکت به نوع واکنش قوم اسرائیل بستگی دارد. خداوند می فرماید:"تنها من که خدا هستم می دانم در دل انسان چه می گذرد! تنها من از درون انسان آگاهم و انگیزه های او را می دانم و هر شخص را مطابق اعمالش جزا می دهم" (ارمیاء فصل هفدهم آیه دهم).
خداوند مطابق کنش مردم، واکنش نشان می دهد. او دنیا را نیکو و زیبا خلق کرد و رابطه صمیمانه با آدم و حوا داشت، تا این که آن ها به علت نافرمانی و هم چنین عدم توبه و پشیمانی، تنبیه شدند. خدا گناه را تحمل نمی کند، زیرا با ذات مقدس او کاملا در تضاد است. مردم شهر نینوا با شنیدن موعظه یونس توبه کردند و رحمت خداوند جایگزین عقوبت الهی شد.
خداوند تغییرناپذیر است. عوض شدن نظر خداوند، در واقع واکنشی به گناه و نافرمانی انسان است.

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به مطالب و محتویات "دفاعیات مسیحی" محفوظ است. درج کامل مقالات "دفاعیات مسیحی" در سایر صفحات فیس بوک و وب‌ سایت‌ها، بدون ذکر منبع و نام نویسنده یا مترجم، اکیداً ممنوع و غیرقانونی است.

افزایش فشار بر شهروندان مسیحی و وعده‌های حسن روحانی

انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهوری ایران، کورسوی امید برای همه اقلیت‌های مذهبی و قومی بود. وی در نطق‌های انتخاباتی خود با تاکید بر حقوق شهروندی، همه ایرانیان را برابر دانست. همچنین در یک بیانیه ده ماده‌ای که به حقوق اقوام، ادیان و مذاهب اختصاص داشت به «رعایت حقوق پیروان همه ادیان و مذاهب بدون دخالت در امور مذهبی ایشان با تامین آزادی در عقاید مذهبی و ایجاد امکان اجرای آداب و دینی اینان با شرایط یکسان» اشاره کرد.
-  این گزارش در مورخ هفتم آبانماه 1392  بقلم آقای کیان ثابتی در رادیو زمانه منتشر شده که سایت محبت نیوز جهت اطلاع و ارتباط بیشتر با کاربران بدون ویرایش مجددن اقدام به بازنشر آن می کند. ازاینجا می توانید به لینک مطلب مراجعه کنید.
« محبت نیوز» - رئیس جمهور حسن روحانی برای به اجرا درآوردن وعده‌های انتخاباتی خود، چندی قبل علی یونسی (وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی) را به معاونت اقلیت‌های دینی و قومی دولت خویش برگزید. بنابراین با وعده‌ها و بیانیه‌های دولت جدید، البته می‌توان به بهبود وضعیت اقلیت‌های مذهبی امیدوار بود، ولی در طی چهارماه گذشته، نه تنها گام موثری جز طرح وعده‌ها در تسهیل و بهبود شرایط اقلیت‌های مذهبی در ایران برداشته نشده، بلکه روند سرکوب پیروان مسیحیت و بهاییت رو به افزایش نیز نهاده است.
ترور عطاء‌الله رضوانی شهروند بهایی در بندرعباس و بازداشت شمار زیادی از شهروندان مسیحی و بهایی در چهارماه اخیر نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهد دولت حسن روحانی هیچ نوع برخوردی با آمران و عاملان این فشارها نداشته است.
- رشد کلیساهای خانگی در ایران
تعطیل کردن بسیاری از کلیساهای متعلق به مسیحیان پروتستان طی یک سال اخیر ازجمله کلیسای جماعت ربانی مرکز، کلیسای جماعت ربانی اهواز و کلیسای جنت‌آبادتوسط اطلاعات سپاه، ممانعت از حضور و ورود نوکیشان مسیحی به کلیسا‌ها، عدم اجازه انتشار انجیل به فارسی و عدم اجازه برگزاری مراسم مذهبی به زبان فارسی موجب رشد کلیساهای خانگی در ایران شده است که معمولاً در صورت اطلاع ماموران وزارت اطلاعات از هم پاشیده می‌شود و برگزارکنندگان دستگیر می‌شوند.
بر اساس آنچه رسانه‌ها اعلام داشته‌اند از آغاز دوران ریاست جمهوری حسن روحانی تعداد زیادی از شهروندان مسیحی به همین اتهام بازداشت شده‌اند. در ضمن طی چند ماه گذشته فشار و آزار مسیحیان منحصر به پروتستان‌ها نبوده و دامنه‌اش به مسیحیان کاتولیک هم رسیده است.
به گزارش محبت نیوز از روز یکشنبه ۲۷ مردادماه، به دستور مقامات امنیتی، ورود مسیحیان فارسی زبان و افرادی که غسل تعمید نگرفته‌اند به کلیسای کاتولیک لاتین «حضرت ابراهیم»، ممنوع اعلام شده است.
این اقدام در پی تهدید ماموران وزارت اطلاعات صورت گرفت که از اسقف این کلیسا خواستند تا از حضور مسیحیان فارسی زبان در کلیسا ممانعت به عمل آورد. به او گفته شده است در غیر این صورت با عدم تمدید ویزا و اخراج از ایران مواجه خواهد شد.
خبرگزاری‌های رسمی و منابع خبری مسیحیان، به شماری از اقدامات حاکمیت ایران علیه شهروندان مسیحی در چهارماه اخیر، از تیرماه تا به امروز پرداخته‌اند. روشن است این اخبار تنها شامل آن دسته از بازداشت‌هایی می‌شود که جنبه رسانه‌ای پیدا کرده است. بنابراین نشان‌دهنده همه ابعاد سرکوب جامعه مسیحیت در ایران نیست:
۱۱ تیرماه: کشیش «روبرت آسریان» که در حمله ماموران امنیتی به کلیسای جماعت ربانی مرکز در اواخر اردیبهشت ماه دستگیر شده بود، پس از شش هفته به قید وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شد. کلیسای جماعت ربانی مرکز، بزرگ‌ترین کلیسای فارسی زبان ایران است که از اول خردادماه سال جاری به دستور ماموران امنیتی بسته شد.
۱۵ تیرماه: جلسه دادگاه یک نوکیش مسیحی ۲۸ ساله به نام «ابراهیم فیروزی»، در شعبه دوم بازپرسی دادگاه انقلاب رباط کریم به ریاست قاضی بابایی برگزار شد. اتهامات نامبرده راه‌اندازی وب‌سایتی درباره مسیحیت، برگزاری کلیسای اینترنتی و ترویج مسیحیت صهیونیستی بود.
۲۰ تیرماه: سه نوکیش مسیحی به نام‌های «محمدرضا پیری»، «یاشار فرزین نو» و «فرشید مدرس اول» توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز در منازل شخصی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز منتقل شدند.
۲۱ تیرماه: ماموران اداره اطلاعات تهران ساعت شش صبح یک نوکیش مسیحی به نام «نسیم زنجانی» را در منزل پدری بازداشت کردند.
۲۲ تیرماه: بر اساس رای دادگاه انقلاب رباط کریم، «ابراهیم فیروزی» به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری و به موجب ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی ارتکاب جرم و ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی به عنوان تکمیل و تتمیم جرم به دوسال تبعید به شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان محکوم شد.
۲۴ تیرماه: یک نوکیش مسیحی به نام «مریم نقاش زرگران» که به چهارسال حبس تعزیری محکوم شده بود با مراجعه به زندان اوین، بازداشت و برای سپری کردن محکومیت به بند زنان زندان مزبور منتقل شد. نامبرده متهم به تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق گسترش کلیساهای خانگی است.
۹ مرداد ماه: یک زندانی مسیحی به نام «مصطفی (محمد هادی) بردبار» به اتهام تبانی و اجتماع و شرکت در کلیسای خانگی به ده سال حبس تعزیری محکوم شد.
18 مردادماه: ماموران امنیتی با حمله به یک کلیسای خانگی در تهران، پس از اهانت و تهدید و تفتیش محل، تعدادی از مسیحیان حاضر در محل را بازداشت کردند. «مونا فضلی»، «پرهام فرازمند» و «صدیقه کیانی» ازجمله بازداشت‌شدگان بودند.
۲۵ مردادماه: سه نوکیش مسیحی به نام‌های «صدیقه امیرخانی»، «مهناز رفیعی» و «محمدرضا پیمانی» توسط ماموران اداره اطلاعات در اصفهان بازداشت شدند.
۲۷ مردادماه: ورود مسیحیان فارسی زبان و افرادی که تعمید نشده‌اند به کلیسای کاتولیک لاتین «حضرت ابراهیم» به دستور مقامات امنیتی ممنوع اعلام شد.
۳۰ مردادماه: ماموران وزارت اطلاعات بدون نشان دادن حکم قضائی، سه شهروند مسیحی به نام‌های «ابراهیم فیروزی» (نوکیش مسیحی)، «سوادا آغاسر» از ارامنه تهران و «مسعود میرزایی» نوکیش مسیحی را هنگامی که در دفتر کار مسعود میرزایی در کرج گرد آمده بودند، بازداشت کردند.
چهارم شهریورماه: دادگاه تجدید حکم هشت سال حبس سعید عابدینی، نوکیش مسیحی زندانی را تائید کرد. نامبرده متهم به تشکیل و راه‌اندازی کلیساهای خانگی به قصد برهم زدن امنیت عمومی است. به گفته نغمه عابدینی، وی «مهرماه سال گذشته برای دیدار خانواده و تاسیس پرورشگاه از آمریکا به ایران رفته که در پی هجوم ماموران وزارت اطلاعات به خانه پدری بازداشت» می‌شود.
هفتم شهریورماه: ماموران اداره اطلاعات به یک کلیسای خانگی در غرب تهران هجوم می‌برند و پس از بازجویی از تک تک حضار، سه نفر از شهروندان مسیحی به نام‌های «کامیار برزگر»، «سحر برزگر» و «امیر ابراهیمی» را بازداشت می‌کنند.
۱۶ شهریورماه: جلسه دادگاه کشیش «وروبر آوانسیان» در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران برگزار شد. نامبرده متهم به اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ و ترویج مسیحیت است. کشیش آوانسیان سال گذشته در یک مراسم خانگی بزرگداشت مسیح بازداشت و پس از مدتی به قید وثیقه آزاد شد.
۲۷ شهریورماه: «میترا زحمتی» و «مریم جلیلی» دو زندانی مسیحی در کنار تعداد دیگری از زندانیان سیاسی از زندان اوین آزاد شدند. این دو نوکیش مسیحی محکوم به دو سال و نیم حبس تعزیری بودند که به هنگام آزادی بیش از دو سال از محکومیت را گذرانده بوده‌اند.
۹ مهرماه: دادگاه تجدید نظر استان فارس حکم بدوی سه سال و هشت ماه حبس تعزیری چهار زندانی مسیحی زندان عادل‌آباد شیراز را تایید کرد: همایون شکوهی، مجتبی سیدعلاءالدین حسینی، کوروش پرتویی و وحید حکانی. این شهروندان مسیحی بیش از هشت ماه است که در زندان عادل‌آباد شیراز زندانی و متهم به تبلیغ و ترویج مسیحیت، تبلیغ علیه نظام، شرکت در جلسات کلیسای خانگی و برهم زدن امنیت ملی هستند.
13 مهرماه: با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت یک زوج مسیحی به نام کامیار و سحر برزگر همچنین امیر ابراهیمی، هیچ اطلاع از وضعیت آنان دردست نیست.
۲۰ مهرماه: دادگاه تجدید نظر استان فارس حکم شش شهروند مسیحی را تائید کرد.طبق این حکم چهار شهروند مسیحی در بند را پس از ۱۸ ماه بازداشت موقت به اتهام تبلیغ و ترویج مسیحیت، ارتباط با سازمان‌های مسیحی خارج از کشور، شرکت در کلیسای خانگی و برهم زدن امنیت کشور هرکدام به ۴۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. همچنین دادگاه، «فریبا ناظمیان» و فرزندش «نیما شکوهی غلام‌زاده» را که به قید وثیقه آزاد شده بودند، به دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد.
۲۵ مهرماه: پس از گذشت دوماه بی‌خبری از دو شهروند مسیحی بازداشت شده به نام‌های ابراهیم فیروزی و سوادا آغاسر مشخص می‌شود نامبردگان در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ اوین نگهداری می‌شوند.
در آخرین خبر منتشره از جامعه پیروان مسیحیت در ایران، یک کشیش آمریکایی ساکن کالیفرنیا به نام «ادی رومرو» در برابر زندان اوین در یک حرکت اعتراضی خواستار آزادی زندانیان مسیحی شد که بلافاصله توسط ماموران زندان، بازداشت و به زندان منتقل شد. کشیش رومرو چند روز پس از بازداشت، آزاد و به امریکا برگشت.
- آمار رسمی زندانیان مسیحی
آمار زندانیان مسیحی، به دلیل تهدیدات وزارت اطلاعات با هدف جلوگیری از پخش خبر بازداشت شهروندان مسیحی همواره با مشکل همراه بوده است.
فهرست زیر فقط شامل افرادی می‌شود که در زندان‌های رسمی جمهوری اسلامی در حال گذراندن دوره محکومیت هستند و نام شهروندان مسیحی بلاتکلیف در زندان‌های جمهوری اسلامی را دربرنمی‌گیرد:
۱-مصطفی (محمد هادی) بردبار: ده سال حبس تعزیری، زندان اوین
۲- سعید عابدینی: هشت سال حبس تعزیری، بند ۳۵۰ زندان اوین
۳- علیرضا سیدیان: شش سال حبس تعزیری، بند ۳۵۰ زندان اوین
۴- فرشید فتحی: شش سال حبس تعزیری، بند ۳۵۰ زندان اوین
۵- مریم نقاش زرگران: چهار سال حبس تعزیری، بند زنان زندان اوین
۶- ابراهیم فیروزی: یک۱ سال حبس تعزیری، بند ۲۰۹ زندان اوین
۷- بهنام ایرانی: پنج سال و هشت ماه حبس تعزیری، ندامتگاه مرکزی کرج
۸- فرهاد سبک روح: یک سال حبس تعزیری، زندان کارون اهواز
۹- داد علیجانی: یک سال حبس تعزیری، زندان کارون اهواز
۱۰- ناصر ضامن دزفولی: یک سال حبس تعزیری، زندان کارون اهواز
۱۱- شهناز جیرانی: یک سال حبس تعزیری، زندان کارون اهواز
۱۲- وحید حکانی: سه سال و هشت ماه حبس تعزیری، زندان عادل‌آباد شیراز
۱۳- همایون شکوهی: سه سال و هشت ماه حبس تعزیری، زندان عادل‌آباد شیراز
۱۴- کوروش پرتویی: سه سال و هشت ماه حبس تعزیری، زندان عادل‌آباد شیراز
۱۵- مجتبی سید علاالدین حسینی: سه سال و هشت ماه حبس تعزیری، زندان عادل‌آباد شیراز
- بی‌اعتنایی به قانون اساسی
اصول ۱۳ و ۱۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مسیحیت را به همراه ادیان زرتشتی و یهودی، به عنوان اقلیت‌های دینی رسمی کشور ایران شناخته و پیروان این ادیان را در حدود قانون در اجرای احوال شخصی و مراسم مذهبی، آزاد گذاشته است. همچنین دولت اسلامی و مسلمانان را موظف به رعایت حقوق انسانی و عدل اسلامی با پیروان ادیان مذکور کرده است.
در همین زمینه، طبق تبصره ماده دوم قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، پنج نماینده از اقلیت‌های دینی رسمی کشور در این مجلس حضور دارند که پیروان دیانت یهود و زرتشت هرکدام یک نماینده، مسیحیان کلدانی و آسوری در مجموع یک نماینده و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هرکدام یک نماینده در مجلس ایران دارند.
براساس قوانین فوق، شهروندان مسیحی در ایران مانند سایر هموطنان‌شان از حقوق اجتماعی برخوردارند و شهروند درجه یک شناخته می‌شوند، ولی خروج بی‌شمار مسیحیان از کشور که از‌‌ همان سال‌های ابتدایی تشکیل نظام اسلامی در ایران آغاز شده و تاکنون ادامه یافته است بر واقعیت دیگری گواهی می‌دهد: ممانعت از پیشرفت و ارتقا به مناصب مهم، بسته و متروک شدن بسیاری از کلیساهای ایران، جلوگیری از پخش و انتشار کتاب انجیل به زبان فارسی، جلوگیری از تبلیغ آیین مسیحیت، بازداشت تعدادی از کشیشان و پیروان جدید دیانت مسیحی مواردی بوده‌اند که موجب عدم امنیت و آسایش شهروندان آئین مسیحیت در ایران شده و آنها را مجبور به مهاجرت اجباری از کشور کرده است.
- قتل‌های مشکوک کشیشان مسیحی
قتل‌های مشکوک کشیشان مسیحی نمونه بارزی از نقض حقوق اجتماعی و مذهبی شهروندان مسیحی در ایران شمرده می‌شود.
موارد زیر شامل نمونه‌هایی از این اقدامات است که در رسانه‌ها علنی شده و احتمالاً مواردی هم بوده که تاکنون به دلیل ترس و عدم امنیت خانواده‌ها بیان نشده است:
- کشیش «ارسطو سیاح» که در سال ۱۳۵۷ خورشیدی در شیراز به قتل رسید.
- در اصفهان، اسقف «حسن دهقانی» در خواب مورد هدف چند گلوله قرار گرفت. او از این سوء قصد جان سالم به‌دربرد، ولی پسر وی، «بهرام دهقانی» در سال ۱۳۵۹ خورشیدی در تهران ربوده شد. پس از چند روز جسد وی در حالیکه بر اثر اصابت گلوله کشته شده بود، پیدا شد.
- در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، کشیش «منوچهر افغانی» در اصفهان به قتل رسید.
- کشیش «حسین سودمند» در سال ۱۳۷۱ خورشیدی در مشهد بازداشت و به اتهام ارتداد اعدام شد.
- کشیش «مهدی دیباج» در اواخر سال ۱۳۶۳ خورشیدی در مازندران بازداشت و در دادگاهی در ساری به اتهام ارتداد به اعدام محکوم شد، ولی فشارهای بین‌المللی و اقدامات جامعه مسیحیان ایران بخصوص کشیش «هایک هوسپیان» موجب شد کشیش دیباج پس از ۹ سال و ۲۷ روز از زندان آزاد شود. او شش ماه پس از آزادی در ۱۳ تیر ماه ۱۳۷۳ خورشیدی بار دیگر ربوده و جسد وی چند روز بعد در حوالی کرج پیدا شد.
- کشیش هایک هوسپیان چهار روز پس از آزادی مهدی دیباج در روز ۲۹ دی ماه ۱۳۷۲ خورشیدی در فرودگاه مهرآباد در تهران، ربوده شد و ۱۱ روز بعد جسد وی که با ضربات چاقو مثله شده بود به خانواده‌اش تحویل داده شد.
- در تیرماه ۱۳۷۳ خورشیدی کشیش «طاطائوس میکائیلیان»، ریاست شورای کشیشان پروتستان هنگام خروج از منزل ربوده شد. جسد وی در ۱۱ تیرماه‌‌ همان سال در حالیکه با اصابت گلوله کشته شده بود پیدا شد. روی جسد وی تکه کاغذی پیدا شد که روی آن به محل کشف جسد کشیش دیباج اشاره شده بود.
- در سال ۱۳۷۵ خورشیدی جسد حلق‌آویز شده کشیش «محمد باقر (روانبخش) یوسفی» از کلیسای جماعت ربانی روانبخش در جنگل پیدا شد.
- در آذرماه سال ۱۳۸۴ خورشیدی جسد کشیش «قربان دردی تورانی» در کلیسای خانگی مقابل منزلش در حالیکه گلویش بریده شده بود، پیدا شد.
- در خردادماه ۱۳۸۶ خورشیدی «محمد علی جعفرزاده» و «محمد جابری» هر دو از اعضای کلیسای خانگی به قتل رسیدند.
- در سال ۱۳۸۷ خورشیدی ماموران امنیتی به منزل یک نوکیش کهنسال مسیحی به نام «عباس امیری» در ملک شهر اصفهان هجوم بردند و او و همسرش را در حالیکه با تعدادی از مسیحیان در حال دعا و خواندن انجیل بودند مورد ضرب و شتم قرار دادند. عباس امیری بر اثر ضربات ماموران یادشده، سه روز در کما بود تا آنکه درگذشت. همسر وی نیز سه روز بعد درگذشت.
رهبر جمهوری اسلامی در ۲۷ مهرماه ۱۳۸۹ خورشیدی در اجتماع مردم شهر قم، تاکید کرد که دشمنان اسلام قصد دارند دین را در جامعه ایران تضعیف کنند و برای حصول نتیجه به اشاعه بی‌بند و باری و اباحی‌گری، ترویج عرفان‌های کاذب، ترویج بهاییت و گسترش کلیسای خانگی پرداخته‌اند.
بعد از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، نقض حقوق شهروندان مسیحی ابعاد گسترده‌تری یافت و به نهادهای امنیتی و قضائی کشور اجازه داد تا تحت پوشش قانون و شرع، فشار بر جامعه مسیحیان را افزایش دهند.