۱۳۹۲ مهر ۳۰, سه‌شنبه

جایگاه حضرت مریم ( کلیساهای کاتولیک و ارتودکس)

تنها اشاره‌ای که در کتاب‌مقدس به تکریم مریم به عمل آمده، لوقا ۱: ۴۱-‏۴۵ می‌باشد. جز این، ذکری از رفعت مقام مریم مشاهده نمی‌شود. اما از حدود قرن دوم، و خصوصاً قرن سوم میلادی، پدران کلیسا از طریق قیاس و استنتاجات فلسفی، مقامی والا برای او قائل شدند و تکریم او رواج یافت. در این میان، بعضی از پدران کلیسا لقاح او را مطهر اعلام داشتند و گفتند که نطفه مریم از لحظه نخست، از گناه اولیه آدم و حوا تطهیر شد تا ظرف مقدسی باشد برای انتقال ”کلمه خدا“ به جهان. بدیهی است که چنین تفکری در آغاز به این منظور نبود که جایگاهی استثنایی صرفاً برای شخص او قائل شوند، بلکه قصد این بود که این نظر عنوان شود که ”کلمه خدا“ نمی‌توانسته از طریق ظرف یا مجرایی آلوده به گناه تجسم‌یافته باشد. این آموزه را ”لقاح مطهر“ می‌نامند و به‌تدریج مقبولیت عام یافت.
آنچه مسلم است، این است که در قرن پنجم میلادی، مناقشه نستوریوس بر سر دو طبیعت الهی و انسانی مسیح دقیقاً از عنوانی سرچشمه گرفت که در کلیساها برای مریم به کار می‌رفت، یعنی عنوان ”حامل خدا[۱]“. نستوریوس که اسقف شهر قسطنطنیه بود، در نیمه اول قرن پنجم به کاربرد این عنوان اعتراض کرد و به جای آن کاربرد عنوان ”مادر مسیح“ را پیشنهاد نمود. این پیشنهاد با اعتراض عده‌ای دیگر از اسقفان مواجه شد که می‌گفتند از آنجا که مسیح خدا است، لذا ایرادی بر عنوان ”حامل خدا“ (یا مادر خدا) وارد نیست. از این مناقشه بود که اعتقادنامه معروف کالسدون پدید آمد که امروزه برای همه مسیحیان از هر فرقه و کلیسایی الزام‌آور است. لذا کلیساها به کاربرد عنوان ”حامل خدا“ ادامه دادند. از همان دوره‌ها رسم شد که در نیایشها، از مریم، ”مادر خدا“ تکریم به عمل آید. این تکریم در طول زمان، تبدیل شد به پدیده‌ای که چندان از پرستش فاصله نداشت، طوری که در بعضی از کلیساهای کاتولیک، به‌هنگام تکریم مریم، کلمات و اصطلاحاتی به کار می‌رود که برای یک مسیحی پروتستان عین همان اصطلاحاتی است که برای پرستش خدا مورد استفاده هستند. گرچه یک کاتولیک یا ارتودکس آگاه می‌داند که پرستش تنها مختص خدا است، اما متأسفانه عامه کاتولیک‌ها گاه تمایزی میان این دو قائل نمی‌شوند.
کاتولیک‌ها معتقدند که مریم، مادر کلیسا است و کلیسا را در دامن خود پرورش می‌دهد. او ملکه رسولان و آسمان تلقی می‌شود. همچنین، از آنجا که او مادر مسیح بوده، برای او نقشی بسیار مهم در تدبیر نجات قائل‌اند.
عقیده دیگری که از قرن چهارم مطرح بوده، صعود جسمانی مریم به آسمان می‌باشد. بعضی از پدران کلیسا بر این باور بودند که پیکر مقدس مریم، ”حامل خدا“ نمی‌توانسته پس از مرگ دچار همان فسادی شده باشد که جسد هر انسان دیگری دچارش می‌شود. لذا این اعتقاد نتیجه شد که پیکر پاک او پس از مرگ، به‌همراه روح او، به آسمان برده شد. کاتولیک‌ها روز ۱۵ ماه اوت را به مناسبت عید عروج مریم جشن می‌گیرند. پاپْ پیوس دوازدهم، در سال ۱۹۵۰ میلادی، عروج جسمانی مریم را رسماً اصلی جزمی اعلام داشت.
  آرمان رشدی 

آیا پیامبران هم گناه می‌کنند؟

این سؤالی است که برای بسیاری از هموطنان ما که بدون آگاهی قبلی، دست به مطالعۀ کتاب‌مقدس می‌زنند، مطرح می‌شود. آیا پیامبران هم گناه می‌کنند؟ این دست از افراد با جهان‌بینی اسلامی‌ای که دارند، معتقدند که پیامبران مصون از خطا و معصوم‌اند، در حالی که طبق جهان‌بینی کتاب‌مقدس چنین چیزی مطرح نیست. می‌پرسند چرا در کتاب‌مقدس آمده که «پیامبرانی» نظیر هارون و لوط و داوود و سلیمان گناهان فجیعی مرتکب شدند؟ در این مقالۀ کوتاه، در این زمینه بحث خواهیم کرد و جهان‌بینی کتاب‌مقدس را مطرح خواهیم نمود.
نخست و پیش از هر چیز باید توجه داشته باشیم که طبق تعلیم کتاب‌مقدس، هر موجود بشری که از نسل آدم و حوا هستند، چه به‌لحاظ ارثی و چه به‌لحاظ ارتکابی، گناهکار هستند، حتی اگر به پیامبری هم مبعوث شده باشند. در جهان‌بینی کتاب‌مقدس، هیچ بشری از نسل آدم و حوا معصوم نیست. در این میان، تنها عیسی مسیح معصوم و مصون از گناه بود، چرا که او از نسل آدم و حوا نبود، بلکه نطفۀ او را خدا در رحم مریم مقدس قرار داد. به بیانی، او خلقت دوم خدا بود. از این رو است که پولس رسول، او را «آدم آخر» و «انسان دوم» می‌نامد (اول قرنتیان ۱۵:‏۴۵ و ۴۷). به همین دلیل است که پولس رسول در بحثی مفصل در فصل‌های اول تا سوم رساله به رومیان، همۀ انسان‌ها را گرفتار گناه به‌شمار می‌آورد و در آخر می‌فرماید: «همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند.» (رومیان ۳:‏۲۳). همۀ انسان‌ها، از جمله انبیا و مردان بزرگ خدا، نیاز به فیض نجات‌بخش خدا در عیسی مسیح دارند.
دوم، باید توجه داشت که کتاب‌مقدس داستان قوم اسرائیل است. در نتیجه، تمام انبیایی که ذکر آنان را شنیده‌ایم و نزد ما معروف می‌باشند، جزو این قوم می‌باشند و باید جایگاه آنان را در این چارچوب، بر اساس کتاب‌مقدس، تشخیص داد. آنها هیچ یک، به جز حضرت موسی، پیامبر به معنی واقعی کلمه نبودند. برای مثال، لوط در کتاب‌مقدس، پیامبر نیست. او صرفاً برادرزادۀ حضرت ابراهیم بود که از قضا سکونت در شهری فاسد را به زندگی مشترک با عموی خود ترجیح داد. اگر ذکری از او در کتاب‌مقدس آمده، به این دلیل است که از او دو نسل به‌وجود آمد که هر دو دشمنان قسم‌خوردۀ قوم اسرائیل بودند. یا مثلاً هارون شخصاً نبی نبود. او برادر موسی و معاون او بود. داوود و سلیمان در وهلۀ اول، پادشاهان اسرائیل بودند نه پیامبر قومی خاص. کتاب‌مقدس به‌صراحت به فراز و نشیبهای روحانی زندگی ایشان اشاره می‌کند.
سوم آنکه کتاب‌مقدس هیچ انسانی را با عینک آرمان‌گرایانه نگاه نمی‌کند. همۀ انسان‌ها صرف نظر از مقام روحانی خود، بشر هستند و جایزالخطا. هیچ انسانی معصوم نیست، حتی انبیای کتاب‌مقدس، به‌جز عیسی مسیح، آن هم بنا به دلیلی که در بالا به آن اشاره کردیم. کتاب‌مقدس دیدی واقع‌بینانه به انسان دارد، نه دیدی ایده‌آلی. لذا جای تعجب نیست که می‌بینیم کتاب‌مقدس هم به نقاط قوت اینان اشاره می‌کند و هم به نقاط ضعفشان. همۀ ما نیاز داریم فیض خدا را در خداوندگار ما عیسی مسیح دریافت کنیم و رستگار گردیم.
 آرمان رشدی

آیا مسیحیان باید به شریعت موسی عمل کنند؟

این سؤالی است که بعضی از دوستان مطرح می‌کنند و بنده لازم می‌بینم در این خصوص توضیح مختصری عرض کنم. آیاتی که معمولاً مورد استناد قرار می‌گیرد، انجیل متی ۵:‏۱۷-‏۲۰ است که می‌فرماید: «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات و نوشته‌های پیامبران را نسخ کنم؛ نیامده‌ام تا آنها را نسخ کنم، بلکه آمده‌ام تا تحققشان بخشم. زیرا آمین، به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین از میان نرود، نقطه یا همزه‌ای از تورات هرگز از میان نخواهد رفت، تا اینکه همه به‌انجام رسد. پس هر که یکی از کوچکترین این احکام را کم‌اهمیت شمارد و به دیگران نیز چنین بیاموزد، در پادشاهی آسمان، کوچکترین به‌شمار خواهد آمد. اما هر که این احکام را اجرا کند و آنها را به دیگران بیاموزد، او در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد. زیرا به شما می‌گویم، تا پارسایی شما برتر از پارسایی فریسیان و علمان دین نباشد، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت.» (ترجمۀ هزارۀ نو).
در نگاه اول، چنین به نظر می‌آید که مسیح تعلیم می‌دهد که پیروانش باید تمام اصول شریعت و مناسک یهودیان را به‌عمل بیاورند. آیا واقعاً منظور مسیح این بود؟ اگر چنین بود، پس چرا خودش بر خلاف آنها عمل می‌کرد؟ چرا چنین برداشتی در سایر تعالیم او یافت نمی‌شود؟ باید به فرمایش مسیح و مطالبی که او در دنبالۀ این آیات بیان فرمود، به‌دقت توجه کنیم.
نخست آنکه مسیح فرمود آمده تا تورات و نوشته‌های انبیای یهود را «تحقق» بخشد، یعنی به آنها جامۀ عمل بپوشاند یا اینکه پیشگویی‌ها را متحقق سازد. و می‌بینیم که او همین کار را در تمام طول زندگی‌اش، و خصوصاً در مصائب و مرگ و زنده شدنش انجام داد.
دوم آنکه او به عملی ساختن احکام و اهمیت دادن به آنها اشاره می‌کند و می‌فرماید که پارسایی (یا دینداری) پیروانش باید با پارسایی فریسیان و علمای دین یهود متفاوت و حتی از ایشان برتر باشد. منظورش چیست؟ برای یافتن پاسخ، باید به آیات بعد توجه کنیم. مسیح چند مورد از احکام تورات را ذکر می‌کند، مانند احکام مربوط به قتل، زنا، طلاق، سوگند، انتقام و محبت کردن. اما او در هر مورد بُعد جدیدی به آنها می‌بخشد. او به عمق احکام تورات می‌نگرد، نه به ظاهر آنها. برای مثال، در مورد مجازات قتل می‌فرماید که نه تنها ارتکاب قتل، بلکه خشم گرفتن نیز سزاوار مجازات است. نه تنها ارتکاب عمل زنا، بلکه نظر شهوت انداختن نیز زناکاری است. او به عمق احکام تورات می‌رود.
سوم آنکه باید دید منظور از تورات و نوشته‌های پیامبران چیست. قبل از هر چیز باید توجه داشت که در نوشته‌های انبیای یهود بعد از موسی، حکم جدیدی به توراتِ موسی اضافه نشد. انبیای یهود فقط قوم اسرایئل را تشویق می‌کردند که احکام موسی را نگاه دارند. می‌ماند احکام تورات یا شریعت موسی. شریعت موسی شامل سه نوع احکام بود، احکام مدنی، احکام آیینی یا مناسک و احکام اخلاقی. احکام مدنی شامل مقرراتی می‌شد که مربوط به ادارۀ مملکت بود. اینها تنها زمانی قابل اجرا بود که بنی اسرائیل مملکتی مستقل داشته باشند و پایتخت آن اورشلیم باشد. بعد از ویرانی اورشلیم و معبد مقدس آن در سال ۷۰ میلادی، هیچ یهودی‌ای دیگر قادر نیست این احکام را به‌جا آورد، چه برسد به مسیحیان. احکام آیینی نیز عمدتاً شامل نظام قربانی‌ها می‌شد، و مواردی نظیر نگاه داشتن روز سبّت (شنبه)، ختنه، طهارات و غیره. مسیح یا این احکام را «تحقق» بخشید یا مفهومی روحانی به آنها داد. منظور از تحقق بخشیدن این است که او با قربانی شدن بر روی صلیب، نظام قربانی‌های تورات موسی را به اوج خود رسانید. لذا مسیحیان دیگر نیازی به تقدیم قربانی ندارد. در خصوص ختنه و طهارات نیز مسیح آنها را به مفهوم روحانی‌شان رسانید. اکنون دیگر لازم نیست اجباراً کسی ختنه شود، تنها به این منظور که مقبول خدا واقع گردد. آنچه مسیح انجام می‌دهد، ختنۀ دل است، نه جسم. فراموش نکنیم که خودِ یهودیان نیز احکام مربوط به طهارات را به‌خاطر جنبۀ بهداشتی آنها رعایت نمی‌کردند، بلکه صرفاً برای اینکه به‌لحاظ آیینهای عبادت، نجس نباشند. اما به دلیل اینکه مسیح پیروان خود را به‌واسطۀ خون مقدس خود مقبول خدا می‌سازد، نیازی نیست این احکام به این منظور انجام شوند. بدیهی است رعایت طهارات اگر به‌منظور رعایت بهداشت صورت گیرد، بسیار نیز نیکو است.
نوع سوم احکام تورات که منظور نظر عیسی بود (با توجه به آیات مربوط به خشم و زنا و طلاق و غیره)، احکام اخلاقی تورات است. اینجاست که مسیحیان باید احکام تورات را مهم بشمارند و آنها را به‌انجام برسانند، آن هم آن گونه که مسیح تعریف کرد، نه طبق تعریف انحرافی فریسیان و علمای دین یهود. منظور این است که مسیح به عمق این احکام و قصد واقعی آنها توجه داشت. چه فایده‌ای دارد که انسان قتل نکند، اما دلش پر از بغض و کینه و غیظ باشد؟ پس می‌بینیم که مسیح به احکام اخلاقی تورات، بُعدی جهانی و کلی می‌بخشد. در چنین حالتی است که احکام تورات برای مسیحیان لازم‌الاجرا است. اوج این احکام، محبت به همنوع است، چه به دوست و چه به دشمن.
باز باید تذکر دهم که امروزه، خودِ یهودیان نیز قادر نیستند احکام مدنی و آیینی خود را به‌جا بیاورند، زیرا یا در سراسر دنیا، در کشورهای مختلف زندگی می‌کنند، یا اگر هم در کشور مدرن اسرائیل زندگی کنند، نظام اداری مملکت کلاً تغییر یافته است. احکام آیینی و خصوصاً نظام قربانی‌ها مطلقاً قابل اجرا نیست، چرا که دیگر نه معبدی در اورشلیم وجود دارد، و نه کاهنی. یهودیان اگر بسیار مؤمن باشند، باید به احکام اخلاقی تورات متمسک باشند. شاید یکی از معدود احکامی که یهودیان امروزه رعایت می‌کنند، ذبح حیوانات خوراکی به‌طریق «کوشر» است، و نیز تعطیلی روز شنبه.
حال به ذکر یکی دو مثال از زندگی مسیح می‌پردازیم. در انجیل متی، فصل ۱۲، آیات ۱-‏۸، رویدادی اینچنین ثبت شده است: «در آن زمان، عیسی در روز شبّات (همان شنبه) از میان مزارع گندم می‌گذشت. شاگردان او به‌علت گرسنگی، شروع به چیدن خوشه‌های گندم و خوردن آنها کردند. فریسیان چون این را دیدند، به او گفتند: “نگاه کن، شاگردانت کاری انجام می‌دهند که در روز شبّات جایز نیست.”. پاسخ داد: “مگر نخوانده‌اید که داوود چه کرد، آنگاه که خود و یارانش گرسنه بودند؟ به خانۀ خدا در آمد و خود و یارانش نان تقدیمی را خوردند، هر چند خوردن آن برای او و یارانش جایز نبود، زیرا فقط کاهنان بدان مجاز بودند. یا مگر در تورات نخوانده‌اید که در روزهای شبّات، کاهنان در معبد، حرمتِ شبّات را نگاه نمی‌دارند، و با این همه بی‌گناهند؟ به شما می‌گویم کسی در اینجاست که بزرگتر از معبد است! اگر مفهوم این کلام را درک می‌کردید که می‌گوید، طالب رحمتم نه قربانی، دیگر بی‌گناهان را محکوم نمی‌کردید. زیرا پسر انسان صاحب شبّات نیز است.» (ترجمۀ هزارۀ نو).
در این رویداد، مسیحْ مفهوم جدیدی به روز سبّت یا شبّات می‌بخشد. او اولاً نیاز واقعی انسان را بالاتر از حکم تورات قرار می‌دهد، و ثانیاً خود را «صاحب شبّات» می‌خواند، و ثالثاً خود را برتر از معبد مقدس اورشلیم معرفی می‌کند. مسیح مفهوم جدیدی به دین یهود بخشید.
مسیح در رویدادی دیگر فرمود: «هیچ کس پارچۀ نو را به جامۀ کهنه وصله نمی‌نزد، زیرا وصله از جامه کنده می‌شود و پارگی بدتر می‌گردد. و نیز شراب نو را در مشکهای کهنه نمی‌ریزند، زیرا مشکها پاره می‌شود و شراب می‌ریزد و مشکها از بین می‌روند. شراب نو را در مشکهای نو می‌ریزند تا هر دو محفوظ بماند.» (متی ۹:‏۱۶-‏۱۷). مقصود مسیح این بود که احکام او که شکل تازه‌ای از احکام تورات بود، باید در نظامی جدید قرار گیرد، نه اینکه آنها را در «مشکهای» کهنۀ یهودیت ریخت.
 آرمان رشدی

۱۳۹۲ مهر ۲۹, دوشنبه

نزول‌ روح‌القدس‌ بر رسولان‌ و پیروان‌ عیسی

 چهل‌ روز پس‌ از زنده‌ شدن‌ عیسی مسیح‌، روز صعود او به‌ آسمان‌ فرا رسید. در این‌ روز، او به‌ همراه‌ شاگردانش‌ برفراز تپه‌ای در نزدیکی اورشلیم‌ رفت‌ و در آنجا، آخرین‌ سخنان‌ خود را به‌ ایشان‌ بیان‌ فرمود. در این‌ لحظه‌ بود که‌ باز وعده‌ خود را مورد تأکید قرار داد و به‌ ایشان‌ گفت‌: «اینک‌ من‌ موعود پدر خود را بر شما میفرستم‌. پس‌ شما در شهر اورشلیم‌ بمانید تا وقتی که‌ به‌ قوت‌ از اعلی' آراسته‌ شوید» (لوقا ۲۴:۴۹). شاگردان‌ نیز بنا به‌ دستور مسیح‌، به‌ اورشلیم‌ بازگشتند. ایشان‌ هر روز در خانه‌ای گرد میآمدند و اوقات‌ خود را در عبادت‌ و دعا میگذراندند و منتظر وعده‌ عیسی بودند.
             ده‌ روز پس‌ از صعود مسیح‌ به‌ آسمان‌، یکی از اعیاد یهودیان‌، به‌ نام‌ عید «پنطیکاست‌» فرا رسید.   شاگردان‌ همچون‌ روزهای گذشته‌، مشغول‌ دعا و عبادت‌ بودند. ساعت‌ 9 صبح‌ بود ناگهان‌ صدایی بلند، شبیه‌ وزش‌ باد شدید از آسمان‌ به‌ گوش‌ رسید. سپس‌ شعله‌ و زبانه‌های آتش‌ ظاهر شد و بر هر یک‌ از ایشان‌ زبانه‌ای قرار گرفت‌. در همین‌ حال‌، همه‌ آنان‌ از روح‌القدس‌ پر شدند و با قدرت‌ او، به‌ زبانهای مختلف‌ به‌ حمد و ستایش‌ خدا پرداختند، زبانهایی که‌ تا آن‌ لحظه‌ اطلاعی از آن‌ نداشتند. چیزی نگذشت‌ که‌ بسیاری جمع‌ شدند تا علت‌ سر   و   صدا را جویا شوند. در میان‌ این‌ عده‌، زائرینی نیز بودند که‌ از سرزمینهای مختلف‌ به‌ اورشلیم‌ آمده‌ بودند. ایشان‌ با کمال‌ تعجب‌ شنیدند که‌ عده‌ای از افراد عادی به‌ زبانهای مادری آنان‌ خدا را پرستش‌ میکند. همه‌ دچار شگفتی شده‌ بودند و پی بردند که‌ در اینجا رویدادی فوق‌ طبیعی رخ‌ داده‌ است‌. همین‌ واقعه‌، به‌ پطرس‌ و سایر رسولان‌ فرصت‌ داد تا برای نخستین‌ بار، پیام‌ نجات‌بخش‌ مسیح‌ را به‌ گوش‌ یهودیان‌ برسانند، یهودیانی که‌ از نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ آن‌ روزگار در اورشلیم‌ بسر میبردند. در همان‌ روز، نزدیک‌ به‌ سه‌ هزار نفر به‌ مسیح‌ ایمان‌ آوردند و غسل‌ تعمید گرفتند.
             به‌ این‌ ترتیب‌، با آمدن‌ روح‌القدس‌، عده‌ بسیاری به‌ مسیح‌ ایمان‌ آوردند و پیرو او شدند و کلیسای عیسی مسیح‌، یعنی مجمع‌ افرادی که‌ ایمانداران‌ مسیح‌ میباشند تشکیل‌ شد. این‌ وقایع‌ و رویدادهای مربوط‌ به‌ رسولان‌ مسیح‌ پس‌ از روز پنطیکاست‌، در کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ نوشته‌ شده‌ است‌. در این‌ کتاب‌ که‌ سرگذشت‌ مسیحیت‌ در دوران‌ اولیه‌ میباشد، به‌ وضوح‌ میبینیم‌ که‌ روح‌القدس‌ پیشوا و هدایت‌کننده‌ کلیسا یعنی جمع‌ ایمانداران‌ میباشد. این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ تعیین‌ میکند کدامیک‌ از رسولان‌ به‌ کدام‌ نقطه‌ از جهان‌ برود و پیام‌ انجیل‌ را موعظه‌ کند. اوست‌ که‌ هدایت‌ میکند مبشرین‌ انجیل‌ چگونه‌ سخن‌ بگویند. اوست‌ که‌ هدایت‌ زندگی مؤمنین‌ را در دست‌ دارد.


             نکته‌ مهم‌ این‌ است‌ که‌ برکات‌ روح‌القدس‌ و کار او در زندگی مسیحیان‌، مختص‌ به‌ قرن‌ اول‌ و مسیحیان‌ اولیه‌ نمیباشد. او امروزه‌ نیز در قلب‌ انسان‌ کار میکند تا او را به‌ شباهت‌ مسیح‌ در آورد و اراده‌ نیکوی خدا را در زندگی ایشان‌ تحقق‌ بخشد.
 آرمان رشدی 

کار روح‌القدس‌ در زندگی مسیحیان‌

هدایت‌ به‌سوی توبه‌ و ایمان‌ به‌ مسیح‌
             پس‌ از صعود عیسی مسیح‌ به‌ آسمان‌، روح‌القدس‌ طبق‌ فرمایش‌ عیسی مسیح‌ افرادی را که‌ پیام‌ نجات‌بخش‌ انجیل‌ را میشنیدند، متوجه‌ گناهانشان‌ میساخت‌ و ایشان‌ را به‌ توبه‌ و بازگشت‌ بسوی خدا متقاعد میساخت‌. امروزه‌ نیز این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ قلب‌ ما را ملزم‌ و متقاعد میسازد که‌ زندگی خود را به‌ خدا تسلیم‌ کنیم‌. توبه‌ و ایمان‌ به‌ مسیح‌، بدون‌ کار الهی روح‌القدس‌ امکان‌پذیر نیست‌. هر بار که‌ قلب‌ ما در طلب‌ حضور شیرین‌ و آرام‌بخش‌ خدا میسوزد، میتوانیم‌ یقین‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ روح‌القدس‌ دارد در ما کار میکند. اوست‌ که‌ چشم‌ دل‌ ما را برایدیدن‌ حقایق‌ روحانی باز میکند.
             به‌ همین‌ علت‌ است‌ که‌ مسیح‌ فرمود هر کفری که‌ انسان‌ گفته‌ باشد بخشوده‌ میشود، اما کفر به‌ روح‌القدس‌ هرگز آمرزیده‌ نخواهد شد. از آنجا که‌ روح‌القدس‌ عامل‌ توبه‌ و بازگشت‌ انسان‌ بسوی خداست‌ و مشوق‌ و هادی او در این‌ امر است‌، کفر به‌ او، یعنی مقاومت‌ و مخالفت‌ با او، مانع‌ کار او در قلب‌ انسان‌ میگردد. روح‌القدس‌ با قلب‌ انسان‌ سخن‌ میگوید و او را در این‌ امر تشویق‌ به‌ توبه‌ و تسلیم‌ به‌ خدا مینماید. اما اگر شخص‌ مدتها با این‌ دعوت‌ روح‌ خدا مقاومت‌ کند و آن‌ را نپذیرد و این‌ حالتِ سرسختی ادامه‌ یابد، لحظه‌ای فرا خواهد رسید که‌ روح‌القدس‌ کار خود را متوقف‌ میسازد و از آن‌ شخص‌ دور میشود. در چنین‌ حالتی، شخص‌ دیگر قادر به‌ توبه‌ نخواهد بود و حتی اگر مایل‌ به‌ بازگشت‌ بسوی خدا شود، توبه‌ او پذیرفته‌ نخواهد شد.


 حامی و پشتیبان‌ ایمانداران‌ در نبرد روحانی
             عیسی مسیح‌ در شب‌ آخر، وقتی با شاگردان‌ درباره‌ روح‌القدس‌ سخن‌ میگفت‌، به‌ ایشان‌ فرمود که‌ روح‌القدس‌، تسلیدهنده‌ یا پشتیبان‌ ایشان‌ خواهد بود و در وجود آنان‌ ساکن‌ خواهد شد. در واقع‌، شخص‌ مسیحی از حضور یک‌ پشتیبان‌ و کمک‌ الهی در وجود خود برخوردار خواهد شد. روح‌القدس‌ دائماً در دل‌ و زندگی مؤمن‌ حضور خواهد داشت‌ تا او را در نبرد روحانی وی یاری دهد. او پشتیبان‌ و حامی دائمی نجات‌یافتگان‌ است‌.


 آشکار ساختنِ حقایق‌ روحانیِ کتابمقدس‌
             عیسی مسیح‌ در سخنان‌ خود درباره‌ روح‌القدس‌، کارهایی را که‌ او در زندگی ایماندار انجام‌ میدهد، تشریح‌ کرد. او فرمود که‌ روح‌القدس‌ ایماندار را به‌ تمام‌ حقیقت‌ رهبری خواهد کرد و همه‌ چیز را به‌ او تعلیم‌ خواهد داد و کلام‌ عیسی رابه‌ یاد او خواهد آورد. به‌عبارت‌ دیگر، ایماندار فقط‌ از طریق‌ تماس‌ و رابطه‌ با روح‌القدس‌ است‌ که‌ میتواند به‌ حقایق‌ الهی و روحانی پیببرد. این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ امور روحانی را برای ایماندار باز و مکشوف‌ میسازد. در غیر اینصورت‌، انسان‌ با فکر و ذهن‌ جسمانی خود، هرگز به‌ شناخت‌ خدا و اراده‌ و کلام‌ او نایل‌ نخواهد آمد. بزرگی و عظمت‌ خدا، عمق‌ محبت‌ او، ارزش‌ جانبازی و قربانی عیسی مسیح‌، ارزش‌ حیات‌ جاودانی و بسیاری مسائل‌ دیگر، فقط‌ به‌ کمک‌ روح‌القدس‌ برای انسان‌ آشکار خواهد شد.
             پولس‌ رسول‌ نیز این‌ واقعیت‌ را در نامه‌ اول‌ خود به‌ مسیحیان‌ قرنتس‌ فصل‌ دوم‌، آیات‌ 10 الی ۱۲ چنین‌ میفرماید: «خدا این‌ همه‌ را بوسیله‌ روح‌ خود، از راه‌ الهام‌ به‌ ما آشکار ساخته‌ است‌ زیرا روح‌القدس‌ همه‌ چیز، حتی کنه‌ نیات‌ الهی را کشف‌ میکند. کیست‌ که‌ بهتر از روح‌ شخص‌ یا باطن‌ او آشنا باشد؟ به‌ همان‌ طریق‌، هیچ‌کس‌ جز روح‌ خدا با خدا آشنا نیست‌. روحی که‌ بدست‌ آورده‌ایم‌ … از جانب‌ خداست‌ تا عطایایی را که‌ او به‌ ما عنایت‌ فرموده‌ است‌، بشناسیم‌» (ترجمه‌ مژده‌). در همین‌ زمینه‌، یوحنای رسول‌ هنگامی که‌ درباره‌ سلوک‌ در حقیقت‌ تعلیم‌ میدهد، میفرماید: «اما مسیح‌ شما را با روح‌القدس‌ خود مسح‌ کرده‌ است‌ و از این‌ رو همه‌ شما حقیقت‌ را میدانید … شما نیازی ندارید که‌ کسی شما را تعلیم‌ دهد، زیرا روح‌القدس‌ که‌ مسیح‌ به‌ شما داده‌ است‌، در شما زندگی میکند. روح‌ خدا در هر مورد به‌ شما تعلیم‌ میدهد و تعالیم‌ او برحق‌ است‌ و در آن‌ ناراستی نیست‌. پس‌ همانطور که‌ روح‌ به‌ شما تعلیم‌ میدهد، در مسیح‌ بمانید» (اول‌ یوحنا ۲:۲۰ و ۲۷، ترجمه‌ مژده‌).
             نزدیک‌ بودن‌ به‌ روح‌القدس‌ و حساس‌ بودن‌ گوش‌ دل‌ به‌ صدای او، باعث‌ میشود که‌ بتوانیم‌ حقایق‌ روحانی را بهتر درک‌ کنیم‌. یک‌ ایماندار مسیحی باید مرتب‌ کلام‌ خدا را بخواند. اما برای درک‌ عمیق‌ آن‌ باید حتماً روح‌القدس‌ وارد عمل‌ شود. به‌عنوان‌ مثال‌، مسیح‌ فرمود که‌ اگر کسی برگونه‌ راست‌ ما سیلی زند، باید گونه‌ دیگرمان‌ را نیز برگردانیم‌. آیا این‌ تعلیم‌ مسیح‌ فقط‌ و فقط‌ در مورد خاص‌ سیلی زدن‌ صدق‌ میکند یا اینکه‌ کاربرد گسترده‌تری دارد؟ روح‌القدس‌ میتواند به‌ ایماندار تعلیم‌ دهد که‌ در اینجا مسأله‌ فقط‌ سیلی خوردن‌ نیست‌، بلکه‌ در زندگی روزمره‌ چه‌ بسیار موارد پیش‌ میآید که‌ ایماندار باید از حق‌ مسلم‌ خود گذشت‌ کند و بجای انتقام‌ و احقاق‌ حق‌، محبت‌ و گذشتی مافوق‌ تصور انسان‌ عادی یا بقول‌ پولس‌، انسان‌ نفسانی نشان‌ دهد و برگرداندن‌ گونه‌ را در معنای کامل‌ و گسترده‌ آن‌ تحقق‌ بخشد.

 کمک‌ برای داشتنِ زندگی مقدس‌
             یکی از عوامل‌ مهمی که‌ ما را در زمینه‌ داشتنِ زندگی مقدس‌ کمک‌ میکند، روح‌القدس‌ است‌. پولس‌ رسول‌، در فصل‌ پنجم‌ نامه‌ خود به‌ مسیحیان‌ غلاطیه‌ واقع‌ در ترکیه‌ امروزی، (آیات‌ 16 تا ۲۲)، مینویسد که‌ تمایلات‌ نفسانی میکوشند ما را بسوی گناه‌ بکشند. اما روح‌القدس‌ که‌ در ما ساکن‌ است‌، خداست‌ و اراده‌ دیگری دارد. اگر عنان‌ زندگی رابه‌ دست‌ روح‌القدس‌ بسپاریم‌، او به‌ ما کمک‌ خواهد کرد که‌ تسلیم‌ وسوسه‌ و گناه‌ نشویم‌ و پیروز و مقدس‌ باقی بمانیم‌. این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ ما را در پیکار با نفس‌ یاری میبخشد و ما را پیروز میسازد. پولس‌ میفرماید: «اگر تحت‌ فرمان‌ روح‌القدس‌ بسر برید، به‌ هیچوجه‌ خواهشهای نفس‌ را ارضا نخواهید کرد.» بلی، کافی است‌ که‌ فرمان‌ اتومبیل‌ زندگی را به‌ دست‌ روح‌القدس‌ بسپاریم‌. او ما را در جاده‌ پاکی و قدوسیت‌ هدایت‌ خواهد کرد و آن‌ قدرت‌ را به‌ ما خواهد داد تا بجای تسلیم‌ به‌ تمایلات‌ نفسانی، خواست‌ و اراده‌ خدای پدر را بجا آوریم‌. البته‌ وقتی راجع‌ به‌ تمایلات‌ نفسانی سخن‌ میگوییم‌، مقصود فقط‌ مسائل‌ اخلاقی و جنسی نیست‌، بلکه‌ بسیاری از حالات‌ درونی و رفتارهای دیگر نیز جزو این‌ تمایلات‌ هستند. پولس‌ در همان‌ قسمت‌ میفرماید: «اعمال‌ طبیعت‌ نفسانی آشکارند: زنا، ناپاکی، هرزگی، بت‌پرستی، افسونگری، دشمنی، ستیزه‌جویی، رشک‌، خشم‌، خودخواهی، اختلافات‌، دسته‌بندی، حسادت‌، مستی، عیاشی و امثال‌ اینها. اکنون‌ مانند گذشته‌ به‌ شما میگویم‌: کسانی که‌ این‌ چنین‌ اعمال‌ را بجا آورند، در پادشاهی خدا نصیبی نخواهند داشت‌.» سپس‌ پولس‌ ایمانداران‌ را تشویق‌ میکند که‌ با سپردن‌ افسار و عنان‌ زندگی به‌ دست‌ روح‌ خدا، ثمراتی را که‌ روح‌ به‌ بار میآورد، از خود نشان‌ دهند. او این‌ ثمرات‌ را چنین‌ نام‌ میبرد: محبت‌، خوشی، آرامش‌، بردباری، مهربانی، خیرخواهی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری. اگر این‌ ثمرات‌ در زندگی فرد مسیحی به‌ چشم‌ بخورند، این‌ نشان‌ میدهد که‌ روح‌القدس‌ در وجود او فعال‌ است‌.

 هدایت‌ و کمک‌ در امر بشارت‌ انجیل‌
             عیسی مسیح‌ به‌ شاگردان‌ خود مأموریت‌ داد تا به‌ تمام‌ نقاط‌ جهان‌ بروند و همه‌ اقوام‌ را بسوی نور او هدایت‌ کنند و ایشان‌ را شاگردان‌ او سازند. در زمینه‌ این‌ مأموریت‌، همه‌ ایمانداران‌ مسؤولیت‌ و وظیفه‌ای به‌عهده‌ دارند و هیچ‌ ایمانداری از آن‌ معاف‌ نیست‌. وظیفه‌ای که‌ در این‌ خصوص‌ بر دوش‌ هر مسیحی گذاشته‌ شده‌، این‌ است‌ که‌ در مورد مسیح‌ به‌ دیگران‌ شهادت‌ دهد و او را به‌ اطرافیان‌ خود بشناساند. این‌ کار، میتواند هم‌ توسط‌ شهادت‌ زبانی ضورت‌ گیرد و هم‌ توسط‌ شهادت‌ عملی یعنی نشان‌ دادن‌ زندگی پاک‌ و مهربان‌ ما به‌ دیگران‌. این‌ امر، نیاز شدید به‌ قدرت‌ و حکمت‌ روح‌القدس‌ دارد. او باید اولاً شجاعت‌ این‌ کار را در مسیحی ایجاد کند و ثانیاً حکمت‌ و هوشیاری لازم‌ را عطا کند تا ایماندار بداند هر کس‌ را چگونه‌ بسوی مسیح‌ هدایت‌ کند. از اینرو، مسیح‌ پیش‌ از صعود خود به‌ آسمان‌، شاگردان‌ را سفارش‌ کرد که‌ در اورشلیم‌ بمانند تا از عالم‌ بالا قدرت‌ و قوت‌ دریافت‌ کنند. او فرمود: «وقتی روح‌القدس‌ بر شما نازل‌ شود، قدرت‌ خواهید یافت‌ و در اورشلیم‌ و تمام‌ یهودیه‌ و سامره‌ و تا دورافتاده‌ترین‌ نقاط‌ عالم‌، شاهدان‌ من‌ خواهید بود» (اعمال‌ 1:8، ترجمه‌ مژده‌). به‌عبارت‌ دیگر روح‌القدس‌ به‌ شخص‌ نجات‌ یافته‌ قدرت‌ میدهد که‌ آینه‌ تمام‌ قد عیسی مسیح‌ باشد. او باید با زندگی خود، وجود عیسی مسیح‌ را به‌ دیگران‌ نشان‌ دهد. این‌ است‌ معنی واقعی شاهد بودن‌. روح‌القدس‌ به‌ ما کمک‌ میکند تا شاهدان‌ واقعی مسیح‌ باشیم‌.
             در ضمن‌، روح‌القدس‌ در مواقع‌ ضروری و حساس‌، پشتیبان‌ و حامی ایمانداران‌ است‌ و ایشان‌ را در سخن‌ گفتن‌ یاری میدهد. عیسی مسیح‌ دراین‌ زمینه‌ فرمود: «اما وقتی شما را دستگیر میکنند، نگران‌ نباشید که‌ چه‌ چیز و چطور بگویید، چون‌ در همان‌ وقت‌ آنچه‌ باید بگویید به‌ شما داده‌ خواهد شد، زیرا گوینده‌، شما نیستید بلکه‌ روح‌ پدر آسمانی شماست‌ که‌ در شما سخن‌ میگوید» (متی ۱۰:۱۹، ترجمه‌ مژده‌).
 کمک‌ در دعای مؤثر
             روح‌القدس‌ حتی در دعاهای ما نیز ما را یاری میکند. گاه‌، ناله‌ها و درخواست‌ ما از خدا چنان‌ عمیق‌ است‌ که‌ نمیدانیم‌ با چه‌ کلماتی آن‌ را بیان‌ کنیم‌. در این‌ گونه‌ موارد نیز روح‌القدس‌ به‌ ما کمک‌ میکند و رابطه‌ای میان‌ روح‌ ما و خدای پدر بوجود میآورد که‌ فراتر از کلمات‌ و سخن‌ است‌ و ما میتوانیم‌ یقین‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ خدای پدر، بدون‌ رد و بدل‌ شدن‌ کلمه‌ای، از نیت‌ دل‌ ما آگاه‌ شده‌ است‌. پولس‌ میفرماید: «روح‌ خدا … ما را یاری میکند زیرا ما هنوز نمیدانیم‌ چگونه‌ باید دعا کنیم‌. اما روح‌ خدا با ناله‌هایی که‌ نمیتوان‌ بیان‌ کرد، برای ما شفاعت‌ میکند» (رومیان‌ 8:26، ترجمه‌ مژده‌).
             از اینروست‌ که‌ باید گوشهای مسیحیان‌ همواره‌ به‌ ندای لطیف‌ روح‌ خدا حساس‌ باشد و هدایت‌ او را با دل‌ و جان‌ بپذیرند. او رئیس‌ کلیسا در جمع‌، و رهبر ایمانداران‌ در زندگی فردیشان‌ میباشد. اوست‌ که‌ از جانب‌ خدای پدر و از سوی عیسی مسیح‌، رسالت‌ خود را برای نجات‌ انسان‌ به‌ کمال‌ رسانده‌ و اکنون‌ در آسمان‌ بر دست‌ راست‌ خدا قرار دارد. این‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ تمام‌ عالم‌ هستی را پر ساخته‌ و در همه‌ جا حضور دارد. توسط‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ خدای پدر حضور خود را در تمام‌ نقاط‌ عالم‌ هستی میگستراند. اگر میخواهیم‌ حضور خدای پدر را احساس‌ کنیم‌ و با او سخن‌ بگوییم‌، در واقع‌ حضور روح‌ خدا را احساس‌ میکنیم‌ و با او سخن‌ میگوییم‌. از طریق‌ روح‌القدس‌ است‌ که‌ صدای دعای ما به‌ حضور تحت‌ پدر در آسمان‌ میرسد و از طریق‌ روح‌ خداست‌ که‌ صدای خدای پدر را از آسمان‌ در قلب‌ خود میشنویم‌.
  آرمان رشدی 

کار روح‌القدس‌

 در خلقت‌ و عالم‌ هستی
           خدای پدر طراح‌ تمامی عالم‌ هستی است‌. پولس‌ میفرماید: «سرچشمه‌ و وسیله‌ و مقصد همه‌ چیز خداست‌» (نامه‌ به‌ رومیان‌ 11:36، ترجمه‌ مژده‌ برای عصر جدید). پسر خدا، عیسی مسیح‌ مجری طرح‌ خدای پدر است‌. او عامل‌ آفرینش‌ میباشد. او هر آنچه‌ را که‌ پدر طرح‌ کرده‌ بوده‌، به‌ موقع‌ اجرا گذاشت‌. یوحنای رسول‌ میفرماید: «همه‌ چیز به‌ وسیله‌ او هستی یافت‌ و بدون‌ او چیزی آفریده‌ نشد. حیات‌ از او به‌وجود آمد» (یوحنا ۱:۳-۴، ترجمه‌ مژده‌).
             به‌ این‌ ترتیب‌، پدر طراح‌ عالم‌ هستی است‌؛ پسر خدا این‌ طرح‌ را به‌اجرا در آورد؛ و اینک‌ روح‌القدس‌ این‌ نظام‌ هستی را نگاه‌ میدارد و به‌ آن‌ قوام‌ میبخشد.
             ما دست‌ روح‌القدس‌ را از همان‌ ابتدای آفرینش‌ در کار میبینیم‌. در کتاب‌ پیدایش‌ چنین‌ آمده‌ است‌: «در ابتدا، خدا آسمانها و زمین‌ را آفرید. و زمین‌ تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لُجّه‌ و روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت‌» (پیدایش‌ 1:1 و ۲). یعنی در ابتدای آفرینش‌، زمین‌ بیشکل‌ بود و اقیانوسهای عظیم‌، متلاطم‌ بودند. در چنین‌ حالتی، روح‌ خدا بر این‌ تلاطم‌ و آشفتگی سلطه‌ افکند و نظم‌ بوجود آورد.
             در مزمور ۱۰۴ آیه‌ 30 در مورد نقش‌ روح‌القدس‌ در عالم‌ هستی میفرماید: «چون‌ روح‌ خود را میفرستی آفریده‌ میشوند و روح‌ زمین‌ را تازه‌ میگردانی.» به‌ این‌ ترتیب‌، روح‌ خدا موجب‌ حیات‌ و تازگی جهان‌ و موجودات‌ است‌.

 در رستگاری بشر
           سه‌ شخصیت‌ الوهیت‌ عین‌ همین‌ نقش‌ را در مورد نجات‌ بشر ایفا میکنند. خدای پدر نقشه‌ نجات‌ را طرح‌ کرد. پسر او، به‌ این‌ جهان‌ آمد و این‌ نقشه‌ را به‌ مرحله‌ اجرا درآورد. سپس‌ روح‌القدس‌ کار مسیح‌ را بر روی زمین‌ ادامه‌ داد. هنگامی که‌ عیسی مسیح‌ پس‌ از قیام‌، به‌ آسمان‌ صعود فرمود، روح‌القدس‌ برنامه‌ نجات‌ بشر را ادامه‌ داد.
             مسیح‌ در شب‌ آخر، پیش‌ از مصلوب‌ شدن‌، این‌ مطلب‌ را با شاگردان‌ خود در میان‌ گذارد. او در حالیکه‌ در مورد مرگ‌ خود و بازگشت‌ به‌ آسمان‌ با ایشان‌ سخت‌ میگفت‌، فرمود: «من‌ از پدر سؤال‌ میکنم‌ و تسلیدهنده‌ای دیگر به‌ شما عطا خواهد کرد تا همیشه‌ با شما بماند، یعنی روح‌ راستی که‌ جهان‌ نمیتواند او را قبول‌ کند زیرا که‌ او را نمیبیند و نمیشناسد و اما شما او را میشناسید، زیرا که‌ با شما میماند و در شما خواهد بود… تسلیدهنده‌ یعنی روح‌القدس‌ که‌ پدر او را به‌ اسم‌ من‌ میفرستد، او همه‌ چیز را به‌ شما تعلیم‌ خواهد داد و آنچه‌ به‌ شما گفتم‌، به‌ یاد شما خواهد آورد… من‌ به‌ شما راست‌ میگویم‌ که‌ رفتن‌ من‌ برای شما مفید است‌، زیرا اگر نروم‌، تسلیدهنده‌ نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم‌، او را نزد شما میفرستم‌… چون‌ او یعنی روح‌ راستی آید، شما را به‌ جمیع‌ راستی هدایت‌ خواهد کرد…» (یوحنا ۱۴:۱۶-۱۷ و ۲۶ و ۱۶:۷ و ۱۳).
             عیسی میبایست‌ پس‌ از قربانی شدن‌ بر صلیب‌، به‌ آسمان‌ باز میگشت‌. رسالت‌ او همین‌ بود. او از آغوش‌ پدر به‌ این‌ جهان‌ آمده‌ بود تا برای گناهان‌ ما فدا و قربانی شود. او پس‌ از انجام‌ خدمت‌ خود، میبایست‌ باز جهان‌ را گذارده‌، نزد پدر بازگردد. اما روح‌القدس‌ کار او را ادامه‌ میداد. به‌ این‌ ترتیب‌، عیسی وعده‌ آمدن‌ روح‌القدس‌ را به‌ شاگردان‌ خود داد. روح‌القدس‌ بود که‌ میبایست‌ کار مسیح‌ را در این‌ جهان‌ ادامه‌ دهد. 
 آرمان رشدی

۱۳۹۲ مهر ۲۸, یکشنبه

روح‌القدس‌ دارای الوهیت‌ است‌

   حال‌ این‌ سؤال‌ پیش‌ می‌آید که‌ این‌ شخصیت‌ یعنی روح‌القدس‌، کیست‌؟ او چه‌ رابطه‌ای با خدای پدر و با فرزند او دارد؟
             در کتابمقدس‌، هر جا که‌ سخن‌ از روح‌القدس‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌، صفاتی به‌ او اطلاق‌ شده‌ که‌ همان‌ صفاتی است‌ که‌ خدا از آنها برخوردار میباشد و به‌ این‌ ترتیب‌ او خدا معرفی شده‌ است‌. ذیلاً نمونه‌هایی از این‌ امر را به‌اختصار مورد اشاره‌ قرار میدهیم‌.
                         در عهدجدید آیات‌ بسیاری از عهدعتیق‌ نقل‌ قول‌ شده‌ است‌. گوینده‌ این‌ آیات‌ در عهدعتیق‌ خداست‌، در حالیکه‌ در عهدجدید گوینده‌ آنها روح‌القدس‌ معرفی شده‌ است‌. همین‌ امر نشان‌ میدهد که‌ عیسی مسیح‌ و رسولان‌ او، روح‌القدس‌ را خدا میدانستند.
                         هر کفری از انسان‌ بخشوده‌ میشود، جز کفر به‌ روح‌القدس‌ (ر.ش‌. متی ۱۲:۳۱). این‌ امر به‌ قداست‌ و مقام‌ متعالی روح‌القدس‌ اشاره‌ دارد، و نیز به‌ حساسیت‌ کار او در زندگی انسان‌.
                         روح‌القدس‌ آشکارا «خداوند» خوانده‌ شده‌ است‌ (ر.ش‌. اول‌ قرنتیان‌ 3:18).
                         نام‌ روح‌القدس‌ همردیف‌ و همطراز نام‌ پدر و نام‌ پسر قرار دارد. این‌ را در آیه‌ معروف‌ متی ۲۸:۱۹ مشاهده‌ میکنیم‌: «پس‌ رفته‌ همه‌ امت‌ها را شاگرد سازید و ایشان‌ را به‌ اسم‌ اب‌ و ابن‌ و روح‌القدس‌ تعمید دهید.» (نیز ر.ش‌. دوم‌ قرنتیان‌ 12:13).
                         روح‌القدس‌ بر همه‌ چیز واقف‌ است‌، حتی بر عمیق‌ترین‌ اسرار الهی (اول‌ قرنتیان‌ 2:10-11).
                         روح‌القدس‌ در مقام‌ خدا در همه‌ جا حضور دارد (مزمور ۱۳۹:۷).

             اینست‌ تعلیم‌ کامل‌ کلام‌ خدا درباره‌ ذات‌ اقدس‌ الوهیت‌. خدا واحد است‌ اما در این‌ وحدت‌، سه‌ وجود و شخصیت‌ متمایز یعنی پدر و پسر و روح‌القدس‌ وجود دارد (ر.ش‌. به‌ مقالات‌  C-1  و  C-2).

  آرمان رشدی