۱۳۹۶ اسفند ۱۶, چهارشنبه

" کـیـــس مســـیـحی " دیگر چیست ؟

کیس مسیحی پرونده مسیحی بودن برای دریافت مجوز پناهندگی ست و صحبتهای منفی زیادی پیرامون آن میشود و آنرا یک معضل جدید مسیحیت مینامند. درحالیکه کیس مسیحی معـضل جدید مسیحیت نیست بلکه نقطه ضعف قدیمی مسببین وعاملین آنست .
.
چندی پیش شخصی بمن گفت: با اینکه بشما احترام میگذارم وهیچ قصد توهینی به موعظه هایتان ندارم ولی فکر میکنم موعظه هایتان بیهوده و بیفادیده است و دارید وقتتان را تلف میکنید چون به نظر من 70 % افرادیکه بطـرف کلیـسا میآیند بخاطـر " کیـس پناهندگی است نه ایمان واقعی ". گفتم آیا تصدیق میکنید :
.
اگر مردم بخواهند به آرامش کاذب و موقتی برسند به الکل و دود پناه میبرند؟
اگر مردم اهل عشرت و خوشگذرانی های غیر اخلاقی باشند به تایلند و دبی میروند ؟
اگر مردم بخواهند کنسرت و تفریح و دریای مختلط بروند به آنتالیا میروند؟ 
اگر بخواهند بخت شان را بفهمند به فالگیران و رمالان و دعا نویسها رجوع میکنند ؟
گفت بله کاملا همینطورست .
.
گفتم حالا همین ها یا سایر افراد وقتی درکشورهای بیگانه آواره میشوند و ازهمه چیز قطع امید میکنند و عملا به بن بست میرسند بجهت پناهندگی طبق فـرمایش شـما با فکر سوء استفاده " کـیـس مـســیـحی " ارائه میدهند و نه هیچ کیس دیگری. چــرا ؟ چرا هیچ کیس دیگری بدردشان نمیخورد ؟ چرا در خیابان آکسارای و میدان تکسیم و خیابان استقلال استانبول از همدیگر درخواست جواب سوالات مصاحبه مسیحیت چیست میکنند ؟ چرا به بهمدیگر میگویند بیا برو تو هم کیس مسیحی بده خودت را علاف راههای دیگر نکن ؟
.
دوست عزیز شاید این افراد بنظرشما هرگز به مسیح ایمان نیاورند ولی با " کیس مسیحی" شان همین حالا فریاد میزنند: ایمان دارند که در نقطه آخر امید برای پناهندگی فقط باید " کیس مسیحی" داشت و نه هیچ کیسی دیگر .
.
و این اوج افتخارست که نام عیسی مسیح بعنوان نامی معتبر و قابل اعتماد برای " کیس پناهندگی آوارگان " شناخته شده و نه نامی برای خوشگذرانی و عیاشی و سیاحت و زیارت و تجارت .
.
از آن گذشته هدف های مخفی همه ما بـذری ست که آنرا میکاریم و روزی حتما درو خواهنیم کرد .هیچ چیزی نیست که با نام مسیح بدست آوریم و بعد که خرمان از پل گذشت بتوانیم آنرا بدون نام مسیح حفظ کنیم. در ضمن مهم نیست که مردم با چه نـیـتی بطرف مسیح میآیند مهم اینست که مسیح با چه نـیـتی آنها را تحمل میکند .
.
من امیدوارم 30% باقیمانده هم که با " کیس های دیگری " بطرف مسیح آمده اند آنرا کنار بگذارند و تنها با " کیـس پناهندگی " از این دنیای شرارت آمیز بطرف مسیح بیایند زیرا مسیح صخره نجات و پناه گاه صلح آمیزهمه بی پناهان و آوارگان است و دنیا برای جلب اعتماد هنوز هم از نام عیسی استفاده میکند و نه هیچ نام دیگری . دوم سموئیل فصل 14 آیه 14 میگوید : خــدا تدبیرها می ‌کند تا هیچ انسان آواره شده ای از خـدا آواره نـشود . جلیل سپهر

۱۳۹۶ بهمن ۱۴, شنبه

سوال خواننده غیر مسیحی: چرا امروزه پیامبران ظاهر نمی شوند؟

نویسنده: مهران پورپشنگ (کشیش کلیسای ایرانیان شادی در جنوب کالیفرنیا) 
پاسخ: درست است که پیامبران در مقاطعی از دوران باستان ظاهر شدند. اما مسیح هرگز پیشگویی نکرد که پیامبران جدید ظاهر خواهند شد. اگر کتاب مقدس چنین پیشگویی کرده بود، انتقاد این شخص منطقی بود. مسیح بر روی صلیب فرمود: تمام شد". نجات برای بشر تضمین ومهیا شد. در ضمن مسیح فرمود اگر حتی پیامبران بیایند و معجزه کنند، اگر کسی نخواهد ایمان بیاورد، آن معجزه ها را باور نمی کند (لوقا فصل 16 آیه 31).
شاید معجزه ها را شعبده بازی یا صحنه سازی تلقی کند. در ضمن، شواهد تاریخی معجزات پیامبران و عیسی مسیح را ثبت کرده. لطفا ایشان به باستان شناسی کتاب مقدس رجوع کنند.
البته دوباره مسیح به مدت هزار سال بازمی گردد. در دوران دجال نیز دو پیامبر ظهور خواهند کرد (مکاشفه فصل 11آیات 1- 14).

۱۳۹۵ بهمن ۳۰, شنبه

اگر قوم من که به اسم من نامیده شده‌اند متواضع شوند، و دعا کرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و سرزمین ایشان را شـــفا خواهم داد. کتاب دوم تواریخ 7 : 14 . صلح و ســلامتـی روابط عمومی هرکـشوری ابتـدا ازصلح و سلامتی روابط خصوصی با خـدا شـروع مـیـشـود. تا زمانیکه مشکلات با خدا حـل نشود مشکلات با انسان حـل نخواهـد شـد . . اگر ملت یک کشورمتواضع شوند اگر ملت یک کشوردعـا کنند آگر ملت یک کشور حضور خدا را بطلبند اگر ملت یک کشور از راههای بـد خـود بازگشت کنند . آنگاه خــدا از آسمان صدای ناله و فریاد ایشان را میشنود آنگاه در خواست نیازهای ایشان را اجابت میکند آنگاه گناهان و خطا های ایشان را میبخــشد و آنگاه کـــشور ایــشان را شــفا مـیـبخـشد . آمین . جلیل سپهر

عکس ‏چشمه حیات            Cheshmyeh hayat‏

۱۳۹۵ بهمن ۲۴, یکشنبه

آیا پیشگویی کتاب مقدس درباره آینده عیلام به آینده ایران مرتبط است؟ (ارمیاء فصل 49 آیات 34- 39)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
امروزه مسیحیان فارسی زبان، پیشگویی عهد عتیق درباره عیلام را به آینده ایران نسبت می دهند. با این توصیف، برخی از مفسران کتاب مقدس نگرش متفاوتی دارند.
عیلام در شرق بابل قرار داشت. عیلامی ها، اعراب، آشوری ها، یهودیان از نسل سام بودند (پیدایش فصل 10 آیه 22)، اما ایرانی ها از نسل یافث می باشند (پیدایش فصل 10 آیه 2). قرن ها بعد، ابراهیم با ائتلاف چند پادشاه (از جمله عیلام) نبرد کرد و آنان را شکست داد (پیدایش فصل 14).
خداوند بر ضد عیلام پیشگویی کرد، زیرا عیلامی ها می خواستند یهودا را تسخیر کنند (ارمیاء فصل 49 آیات 34- 35). عیلامی ها به خاطر مهارت در تیراندازی معروف بودند. اما در پیشگویی ارمیاء ذکر شده که خداوند "کمان" عیلام را خواهد شکست (آیه 35). اشعیاء نبی نیز درباره حمله عیلامی ها به اورشلیم چنین پیشگویی کرد:"سپاهیان عیلام تیر و کمان آماده کرده، بر اسب های خود سوار شده اند (اشعیاء فصل 22 آیه 6).
این گروه از مفسران خاطرنشان می کنند که عیلام از ابتدا کشور و قلمرو مستقل بود، اما در سال 597 قبل از میلاد، عیلام مورد حمله بابلی ها قرار گرفت. با گذشت زمان، عیلام به اشغال ایرانی ها درآمد و مرکز امپراطوری پارس گردید (دانیال فصل 8 آیه 2).
در طول تاریخ، "عیلام" میان آشوری ها، بابلی ها و امپراطوری پارس دست به دست شد. در اثر این تاخت و تازها، مردم عیلام در کشورهای همسایه پراکنده گردیدند. همان طور که ذکر شد، سرانجام امپراطوری پارس، سرزمین عیلام را به اشغال درآورد و آن را ضمیمه قلمرو خود نمود. این در حالی است که ارمیا "قبل از الحاق عیلام به سرزمین پارس" پیشگویی کرد. زمانی که عیلام هنوز کشوری مستقل بود.
از سوی دیگر، طبق گزارش کتاب مقدس و مورخان، ایرانی ها در دوران باستان همواره رابطه بسیار خوبی با یهودیان داشتند، اما عیلامی ها دشمن قوم اسرائیل محسوب می شدند. به همین دلیل، بخش اول پیشگویی ارمیاء نبی به خصومت عیلامی ها با قوم خدا اشاره دارد. این دسته از مفسران چنین نتیجه گیری می کنند که پیشگویی مربوط به آینده عیلام، درباره ایران نمی باشد.
برخی از مفسران معتقدند که پیشگویی کتاب مقدس در مورد "تخت سلطنت الهی در عیلام برقرار خواهد شد" (آیات 38- 39) به ایمان آوردن عیلامی ها به مسیح در روز پنطیکاست اشاره دارد. در اوایل قرن اول میلادی، در روز پنطیکاست، عده ای از عیلامی ها به مناسبت عید پنطیکاست، در اورشلیم حضور داشتند (اعمال رسولان فصل 2 آیات 8- 11). در آن عید، عده ای از عیلامی ها به مسیح ایمان آوردند و سرزمین خود بازگشتند. این واقعه، ده روز بعد از صعود مسیح رخ داد.
طبق تحقیقات مورخان، حدود سال 70 یا 80 میلادی، مسیحیت در بخش غربی امپراطوری پارس رواج داشت. به یاد داشته باشیم که "اعمال رسولان" در حدود 70 میلادی نوشته شد. روایات قرن اول میلادی گزارش داده اند که یکی از شاگردان مسیح به نام "توما" در امپراطوری پارس، انجیل را بشارت داد.

۱۳۹۵ بهمن ۳, یکشنبه

آیا کلیسا بر پطرس بنا شده است؟ (متی فصل 16 آیه 18)

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
کلیسای کاتولیک معتقد است که کلیسا بر پطرس بنا شده است. فرقه کاتولیک به این آیه استناد می کند:
مسیح به پطرس گفت:"تو پطرس یعنی سنگ هستی و من بر روی این صخره، کلیسای خود را بنا می کنم و قدرت های جهنم هرگز قادر به نابودی آن نخواهند بود" (متی فصل 16 آیه 18). آیا این برداشت صحیح است؟
یک. پطرس متاهل بود و همسر داشت (متی فصل 8 آیه 14)، در حالی که پاپ ها مجرد هستند. طبق قوانین کلیسای کاتولیک، پاپ و کشیش ها اجازه ندارند ازدواج کنند.
دوم. پطرس خطاناپذیر نبود و در مواردی اشتباهاتی کرد (متی فصل 16 آیات 22- 23، فصل 26 آیات 69- 75، غلاطیان فصل 2 آیه 14).
سوم. عهد جدید صریح و روشن تعلیم می دهد که شالوده و بنیاد کلیسا "مسیح" است (اول قرنتیان فصل 3 آیه 11).
چهارم. کتاب مقدس تعلیم می دهد که زیربنای کلیسا به یک نفر محدود نشده است:"شما به ساختمانی تعلق دارید که زیر بنای آن را رسولان و انبیاء تشکیل می دهند و عیسی مسیح هم سنگ زاویه آن است" (افسسیان فصل 2 آیه 20).
بنیاد کلیسا میراث الهی است که از عهد عتیق و عهد جدید به ما رسیده است. کلیسا به تنهایی بر پطرس استوار نشده است. عهد جدید شرح می دهد کسانی که ایمان آورده بودند، در تعلیمی که رسولان می دادند و در آیین شام خداوند (عشاء ربانی) و دعا شرکت می کردند (اعمال رسولان فصل 2 آیه 42).
پنجم. مسیح به شاگردانش گفت:"هرچه در زمین ببندید، در آسمان بسته می شود و هر چه در زمین باز کنید، در آسمان هم باز می شود" (متی فصل 18 آیه 18). بنابراین عیسی اختیار را به شاگردانش داد و نه فقط به پطرس.
ششم. هیچ نشانه و دلیلی وجود ندارد که پطرس راس کلیسای اولیه بود. لوقا گزارش می دهد که کشیشان و رسولان به تصمیم گیری پرداختند (اعمال رسولان فصل 15 آیه 6)، و یا یعقوب در شورای اورشلیم اظهار نظر نمود (اعمال رسولان فصل 15 ایات 13- 21).
هفتم. مفسران پروتستان معتقدند که اشاره مسیح به صخره در انجیل متی (فصل 16 آیه 18)، نخست به خودش اشاره دارد که با مرگ خود بر روی صلیب، نجات را برای بشر مهیا کرد، و سپس به رسولان (شاگردان مسیح و پولس).
حتی پطرس، سال ها بعد به مسیحیان یادآوری کرد که کلیسا بر رسولان، انبیاء عهد عتیق و عیسی مسیح به عنوان سنگ اصلی، بنا شده است (اول پطرس فصل 2 آیات 4- 7). پطرس در این آیه بیان می کند همه ایمانداران با ایمان به عیسی مسیح به عنوان منجی، در این کلیسا به هم می پیوندند.
به یاد داشته باشید: وقتی خدا شما را دعوت به خدمت می کند، از دیگران نیز دعوت به عمل می آورد تا با شما همکاری کنند. تلاش های فردی شما با همکاری دیگران، مفیدتر و موثرتر خواهد بود.

۱۳۹۵ دی ۱۳, دوشنبه

سوال خواننده مسلمان: اگر خدا جاودانی و فناناپذیر است، چرا نتوانست بر مرگ غلبه کند و بر روی صلیب مرد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
پاسخ:
یک. هنگامی که مسیح بر روی صلیب جان داد، خدای پدر و خدای روح القدس زنده بودند.
دو. مرگ به معنای نیستی و نبود قدرت نیست. وقتی یک پیامبر فوت می کند یا شهید می شود، آیا روح او نیز می میرد؟ یا این که وقتی پیامبری فوت می کند، روح او زنده است و به بهشت می رود؟
سه. روح مسیح با مرگ نابود نشد، بلکه فقط جسم او مرد.
چهار. مسیح روز جمعه مرد و کم تر از چهل و هشت ساعت بعد زنده شد. قبر او خالی است و امروزه محل بازدید جهانگردان می باشد.
پنجم. مسیح یک بار و برای همیشه داوطلب شد تا جانش را برای نجات بشر قربانی کند. این نشانه ضعف نبود. کمک به نجات انسان بود. آیا کسی که به شما کمک کند، آدم ضعیف قلمداد می کنید یا قهرمان؟
پیشگویی های عهد عتیق درباره رنج و مصلوب شدن مسیح
تصور مخالفان مسیحیت آن است که الوهیت مسیح و هم چنین مرگ او حاصل تحریف رسولان و پدران کلیساست. غافل از آن که در عهد عتیق که متعلق به قبل از میلاد مسیح است، در مورد خداوند بودن مسیح و مصلوب شدن او پیشگویی شده بود:
الوهیت مسیح (مزمور 110 آیه 1)
شکنجه شدن مسیح (زکریا فصل 13 آیه 6، میکاء فصل 5 آیه 1، مزمور 22 آیات 7- 8).
مصلوب شدن مسیح (مزمور 22 آیه 16، زکریا فصل 12 آیه 10)
بر بالای صلیب از تشنگی رنج می برد (مزمور 69 آیه 21)
لباس مسیح را تقسیم کردند (مزمور 22 آیه 18)
به پهلوی او نیزه زدند (زکریا فصل 12 آیه 10)
زمین تاریک شد (عاموس فصل 8 آیه 9، تحقق پیشگویی متی فصل 27 آیه 45)

۱۳۹۵ دی ۴, شنبه

ای خدا بزرگ امروزه ؛ - در سراسر گیتی – انسان های بی کس فراوانند ؛ که در این شب های تنهائی ؛ قطرات بیشمار اشک از دیدگانشان جاری است ؛ ...هرکس - در دنیای خود - در آرزوی تحقق رؤیائی است؛ رؤیائی سرشار از گرمی و مهر ؛ ...گاه فقط چند کلمه به یک تنهائی پایان می بخشد ، وانسان های بیگانه را به دوستان یکدیگر بدل ساخته ؛ و از انبوه غم هاشان می کاهد. آوه ماریا در چنین شامی؛ راهی دراز در پیش است؛ راه به سوی ستاره گان بیشمارند؛ هرکسی در جستجوی دستی است، که او را پشتیبان باشد؛ - میدانی؟- شاید یک نفر چون تو؛ اندوهی در دل داشته باشد؛ بیا و رو به سوی او کن؛ بیا و در های وجودت را امشب مبند؛ و دریچه قلبت را کاملا" بگشا ، بگذار دیگران از آن گرمی و مهر حس کنند، در این روزگار سرد و خزان زده. آمین ای خدای بزرگ. " سروده: فرانس شوبرت "


۱۳۹۵ آذر ۲۹, دوشنبه

مجوسیان ستاره پیرامون تولد مسیح پادشاه را در مشرق دیدند و با آنکه محل دقیق تولدش را نمیدانستند شرایط خود را ترک کرده بطرف اورشلیم حرکت کردند . متی 2 : 2 . چـند روز و شـب در راه بودند ؟ از چه راههای ناهمواری عبور کردند ؟ شبها در چه کاروانسراهایی بسر میبردند ؟ چه شــرایط ناشناخته ای را پشـت سر گذاشتند ؟ چطورهدایای طلای خود را از راهزنها حفظ کردند؟ . جواب ابن سوال ها را نمیدانیم ولی میدانیم نهایتا به محل تولد مسیح رسیدند و هدایای خود را به او تقدیم کردند و با شخصیتی تبدیل شده برگشتند و دیگر انسانهای قبلی نبودند. . ما چطورمیتوانیم مانند آنها شرایط خود را تغییر دهیم تا دیگر آن شخص قبلی نباشیم ؟ به سه کلید اصلی در صحبت های مجوسیان با هیرودس دقت کنید . 1- آنها انگیزه مهمی داشتند ( کجاست پادشاه یهود دنبال او میگردیم ؟ ) 2- آنها رویای شفافی داشتند ( ستاره اورا به چشم خودمان در مشرق دیده ایم ) 3- آنها هدف ارزشمندی داشتند ( آمده ایم تا اورا با هدایای خود پرستش کنیم ) . تولد عیسی مسیح امروز هم به ما انگیزه و رویا و هدف لازم برای حرکت و تغییر شرایط زندگی میبخشد. فقط کافیست ستاره ایمان به او را در خود ببینیم و دنبال کنیم . جلیل سپهر

عکس ‏چشمه حیات            Cheshmyeh hayat‏

۱۳۹۵ آذر ۲۴, چهارشنبه

اگـر کریسمس بمفهوم نجاتدهنده بودن عیسی مسیح جـشن گرفته شـود دنیای اطراف خود را دگرگون میکند .به اتفاقات مهم اولین جشن کریسمس توجه کنید : . 1- فرشتگان به زمین آمده سرود خواندند و شخصا تولد نجاتدهنده را اعلام کردند . 2- محققین ستاره شناس از شرق بحضورش رفته وهدایای خود را به پایش ریختند . 3- چوپانان محکوم به زندگی در تنهایی بیابان حصار محرومیت را شکسته به شهر آمده و برای اولین بار بخاطر تولد مسیح خنده و شادی را در زندگی شان تجربه کردند . 4- دهان انکار کننده و بسته کاهنان یهود بر روی حقیقت مسیح در آنشب به اجبار هیرودس گشوده شد و محل تولد مسیح را بدون میل باطنی اعلام و پادشاهی اش را اعتراف کردند. . 5- دل پادشاه و تمام ساکنان اورشلیم مضطرب شده وهیرودیس چندی بعد بوسیله بیماری کشنده ای با رنج وعذاب مرد و کاخ را برای همیشه ترک کرد. جلیل سپهر

عکس ‏چشمه حیات            Cheshmyeh hayat‏

۱۳۹۵ آذر ۱۳, شنبه

مهمتر از "چگونه " بدنیا آمدن مسیح " چــرا " به دنیا آمدن اوست . جلیل سپهر

در ابتدا کلمه بود : یوحنا 1 : 1
کلمه مجموعه حروفیست که دارای معنی مشخصی باشد.
کلمه یعنی یک طرح و یک نظریه مشخص و قـابـل شنیدن و اجـرا شـدن
در ابتدا کلمه بــود یعنی از ابتدا طرحی وجـود داشت. ولی طرح تا اجرا نشود فقط یک طرح است تا اینکه بوسیله کسیکه توانایی پیاده کردنش را دارد به اجرا در بیاید.
.
و کلمه جســم گردید: یوحنا 1 : 14
کلمه خدا جسم گردید یعنی طرح خدا جامه عمل پوشیده و در میان ما ظاهر شده تا انسان فیض و راستی و جلال خدا را عملا ببیند نه اینکه فقط در موردش بشنود .
.
تـولد عیسی مسیح بعنوان کلمه خـدا طرح اجرا شده خداست. وگرنه کلمه خوب و طرح خوب در کتابخانه ها و دفتربایگانی ها زیاد است که مانند عتیقه جات ارزشمند نگهداری میشوند. براستیکه حرف تا به عمل تبدیل نشود تنها یک حرف است .
 جلیل سپهر

۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه

چیزهای مخفی از آن یهُوَه خدای ماست و اما چیزهای مکشوف تا به ابد از آن ما و فرزندان ما میباشـد. تثنیه 29 : 29

ادعایی که تحقیقی نباشـد به عملی تقلیدی تبدیل خواهد شد .
.
درمان اینست که یک مکاشفه شخصی از هویت خداییکه میپرستیم بدست بیاوریم و برای باورهایمان توضیح بخواهیم . وگرنه همواره معیارهای الهی را ادعا کرده و معیارهای انسانی را عمل خواهیم کرد . درک ما از خدا به وسعت مکاشفه شخصی ما از اوست نه اطلاعاتیکه دیگران در مورد او بما میدهند . جلیل سپهر

۱۳۹۵ آذر ۶, شنبه

Advent شمع

حدود چهار هفته پیش از عید کریسمس، شمعها و ستاره‌های الکتریکی در شکلهای گوناگون پشت پنجره‌های خانه‌ها قرار می‌گیرد و روشنی آن در دل تاریکی زمستان شکوه خاصی دارد. علاوه بر این، از شمعهای واقعی نیز استفاده می شود. از چهار شمع که نماد چهار هفته انتظار و به استقبال کریسمس رفتن است، هر یکشنبه یکی از شمعها را روشن می‌کنند. هفته‌ی اول، یک شمع، هفته‌ی دوم، دو شمع، هفته‌ی سوم، سه شمع را و چهارمین هفته که تولد عيسي مسیح است چهارمین شمع نیز افزوده می‌شود.  واژه‌ی Advent از کلمه‌ی لاتین Adventus گرفته شده که به معنای رسیدن و یا فرارسیدن است. که به تعبیرهای گوناگون هم می‌تواند رسیدن نور و گرما و روشنایی باشد که در پیش است و هم اشاره به تولد مسیح و جشن کریسمس اطلاق گردد. اجرای این مراسم به زمان دوری برنمی‌گردد. این رسم که 24 روز قبل از فرارسیدن تولد عيسي مسیح آغاز می‌شود، مردم شمارش معکوس را شروع می‌کنند. برای این کار تقویم‌های مخصوصی به ویژه برای کودکان تهیه شده که با تصویرها و نقاشیهای زیبا تزیین می‌شود و دریچه‌هایی در آن تعبیه شده که کودک هر روز یکی از آنها را باز می‌کند تا به روز 24 دسامبر می‌رسد که «یول» هست و تولد مسیح. برای جلب توجه کودکان در درون هر دریچه شکلات یا چیز جالبی هم قرار می‌دهند که اشتیاق کودک را برای باز کردن آن بیشتر می‌کند. این تقویم‌ها اولین بار از آلمان به سوئد آمده‌است. شمع و ستاره‌ی Advent نیز دستاورد آلمانیهاست که نوع شمعهای الکتریکی آن از سال 1870 به بعد در سوئد مورد استفاده قرار گرفته‌است. ستاره‌های الکتریکی در آغاز از کاغذهای مخصوص تهیه می‌شده اما امروزه انواع پلاستیکی، چوبی، مسی و فلزی آن موجود است.  این چهر هفته‌ی هرکدام به مناسبتی برگزار می‌شود: هفته‌ی اول یا شمع اول را که روشن می‌کنند، در حقیقت به یاد و به همدردی با کسانی‌است که خانه و کاشانه‌ای ندارند. با روشن کردن اولین شمع، آرزو می‌کنند که همه دارای سرپناه و کاشانه‌ای باشند. دومین هفته و یا دومین شمع را که روشن می‌کنند، در همدردی با تهیدستان است و آرزو می‌کنند که فقر و تنگدستی از جهان رخت‌بربندد.  سومین شمع را در سومین هفته روشن می‌کنند که در همدردی با انسانهایی است که تنها هستند.و از تنهایی رنج می‌برند. و بالاخره چهارمین و آخرین شمع جهت رسیدن «یول» و تولد عیسی مسيح روشن می‌شود.

چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد . جان من تشنة خداست تشنة خدای زنده که کی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم. مزمور 42 : 1 و 2 اشتیاق باعث تشنگی شده و تشنگی ایجاد انگیزه میکند و انگیزه انــرژی جدیدی در ما بوجود میآورد و اعتماد بنفس را بالا میبرد و قادربه انجام کارهایی خواهیم بود که تا بحال برایماان محال بوده است . . بر اثر همین اشتیاق نویسنده این آیات توانست در تاریکترین و ناامید کننده ترین روزهای زندگی امید و آرامی خدا را تجربه کند و بگوید: ای جان من چرا در من خم شده ای و پریشانی ؟ برخدا امید داشته باش زیرا حضور خدا را باز هم خواهم دید . . شما و من فردا بجایی خواهیم رسید که امروز اشتیاقش را داریم زیرا اشتیاق و تشنگی ما نقشه و عامل تعیین کننده مقصد ماست . جلیل سپهر


۱۳۹۵ آذر ۵, جمعه

نوع رفتار ما با دیگران در جمعه سیاه رنگ معیارهای ما را مشخص میکند. جلیل سپهر


در تقویم امریکا دو جمعه مهم به ثبت رسیده است . یکی جمعه خوب و یکی جمعه سیاه 
هردو بنوعی به موضوع " پرداخت قیمت " در مورد آنچه بدست میآوریم مربوط میشوند.
.
در جمعه خوب عیسی مسیح بر روی صلیب میرود و قیمت گناهان بشر را پرداخت میکند تا بتوانیم فیض بلاعوض خدا را بطور رایگان دریافت کنیم .

در جمعه سیاه اکـثر مردم امریکا از شب قبل جلوی فروشگاهها به صف میاستند تا در حـراج سالیانه که جمعه سیاه نامیده میشود جنس ارزان قیمت بخرند .
.
در جمعه سیاه فروشندگان که سود خود را از ابتدای سال بدست آورده اند سعی میکنند جنسهای به فروش نرفته را با کمی تخفیف بفروشند و در انبار نگه ندارند را برای سال آینده.
.
در جمعه نیک عیسی مسیح جـان خودش را انکار میکند و به مرگ صلیب میسپارد تا دیگران فیض نجاتبخش را بدون نیاز به پایمال کردن حقوق دیگران و یا سبقت گرفتن از دیگران بطور مساوی بدست آورند .
.
دریافت جنس ارزان در جمعه سیاه و دریافت نجات رایگان در جمعه نیک هر دو عالی و وهر دو لازم است. اما نکته مهم نوع برخورد ما با این دو جمعه میباشد .
.
زیرا طرز برخورد ما در این دو روز معیار واقعی ما برای ارزشهای درونی مان را بخودمان نشان میدهد که اولویتها و مهمترینها در زندگی مان چیست ؟
.
در روز جمه سیاه با تمام قدرت و سرعتمان سعی میکنیم بر دیگران سبقت بگیریم تا ارزانترین را زودتر از دیگران بدست آوریم و تنها تمرکز برروی خودمان است . در روز جمعه نیک چطـور ؟ جلیل سپهر 






۱۳۹۵ آذر ۴, پنجشنبه

روز شــکر گــزاری بر شــما و خانواده محترم تان مبارک باد .

میباید همیشه بجهت شما خدا را شکر کنیم چنانکه سـزاوار است. دوم تسالونیکیان 1 : 3
حقیقتا شایسته و سـزاوارست که در روز شکرگزاری خدا را برای وجود شما و خانواده محترمتان صمیمانه شکرگزاری کنیم که درین عصر یخبندان عواطف و حاکمیت آهن پرستی وسیله ای در دست خدا برای اجرای نقشه و تحقق وعده های الهی اش میباشید . روز شکر گزاری بر شما و خانواده عزیزتان مبارک باد . جلیل و هما سپهر

۱۳۹۵ آذر ۱, دوشنبه

اگر مسیح خداست، چرا دعا می کرد؟

دفاعیات مسیحی
نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مسلمانان این سوال را مطرح کرده اند که اگر مسیح خداست، چرا دعا می کرد؟ آیا در دعا خودش را مخاطب قرار می داد؟ اگر خدا واحد است، چرا به خودش دعا می کند؟ آنان ادعا می کنند خدا واحد است و نمی تواند مخاطب به خودش دعا کند.
قبل از پاسخ به این پرسش، ابتدا بایستی به اعتقادات مسلمانان درباره خدا و مسیح، نگرشی اجمالی داشته باشیم:
اگر مسلمانان به قرآن رجوع کنند، درمی یابند که خداوند و فرشتگان برای انبیا دعا می کردند (سوره احزاب آیات 43 و 56). واژه های عربی "یصلون"، "یصلی" و "صلاه" در ترجمه فارسی "درود" ترجمه شده، در حالی که در زبان عربی به معنای "نماز خواندن" است. در متن انگلیسی این آیات، ذکری از "درود" نشده است. واژه "صلاه" در سوره هود آیه 114، سوره اسرا آیه 78، سوره نور آیه 58 "نماز" ترجمه شده.
برخی از مسلمانان چنین تفسیر می کنند که خداوند برکاتش را فرستاد و نه دعا را. اما متن به زبان عربی است و کلمه "برکت" مشاهده نمی شود. واژه "برکت" در زبان عربی "برکت" (بركة) نوشته و خوانده می شود.
از سوی دیگر، مسلمانان تثلیث (پدر، پسر و روح القدس) را نمی پذیرند، زیرا معتقدند که خدا واحد است.
خدا در مقابل بت های بی شمار واحد است. اما این سوال برای مسیحیان مطرح می شود: اگر شما تثلیث را رد می کنید، چرا در قرآن روح خدا به طور مجزا فعال است:
" مسیح را با روح القدس تایید کردیم" (سوره بقره آیات 87 و 253).
"عیسی پسر مریم را با روح القدس تایید کردم" (سوره مائده آیه 110). در همین آیه ذکر شده عیسی حیات و زندگی می بخشد.
"خدا ایمان را در قلب مومنان گذاشته و با روح خود تایید کرده است" (سوره مجادله آیه 22).
روح خدا نه فقط به آدم جان داد (سوره حجر آیه 29، سوره سجده آیه 9)، بلکه به صورت شخصیت مستقل درآمد (سوره مریم آیه 17).
خدا روحش را بر مریم دمید (سوره تحریم آیه 12)
در سوره مائده آیه 110 ذکر شده که عیسی حیات و زندگی می بخشد: او از گل، پرنده ای درست کرد. در آن می دمد تا جان گرفته و پرواز کند. عیسی مردگان را زنده کرد و بیماران را شفا بخشید. در سوره نحل آیه 17 تفاوت خدا با بت ها ذکر شده: "آیا کسی که می آفریند، چون کسی است که نمی آفریند؟" به عبارت دیگر، خدا خالق است. او منبع حیات است و حیات می بخشد. مطابق تعلیم قرآن، خدا از "گل" انسان را آفرید (سوره انعام آیه 2). در آیه دیگر ذکر شده که بت ها نمی توانند خلق کنند و یا قادر نیستند چیزی را که از آن ها به سرقت برده شد، پس بگیرند (سوره حج آیه 73).
چرا خدا به مسیح عطایای مختلف بخشید؟ چرا خدا به مسیح اجازه داد تا شفا دهد، مردگان را زنده کند و از گل پرنده ای بسازد و به آن جان بخشد تا پرواز کند؟
مسیح در قرآن "کلمه خدا" و "روح خدا" نامیده می شود. هم چنین حکم شده که قبل از مرگ باید به مسیح ایمان آورد (سوره نساء آیه 159). اگر مسیح فقط انسان و پیامبر بود، چرا ذکر نشده که به خدا ایمان آورید؟
تعلیم کتاب مقدس
لغت عبری برای خدا نه فقط اسم جمع است، بلکه به هنگام مطالعه عهد عتیق درمی یابیم که خدای واحد به صورت جمع سخن می گوید و خود را بیش از "یک" معرفی می کند. او در قالب جمع صحبت می کند! برخی معتقدند که خدا با فرشتگان سخن می گفت، در حالی که در گزارش آفرینش جهان، ذکری از فرشتگان نشده و کتاب مقدس نیز تعلیم نمی دهد فرشتگان در آفرینش جهان دخالت داشته اند. به مثال های زیر توجه کنید:
"انسان را شبیه خود بسازیم، تا بر حیوانات زمین، ماهیان دریا و پرندگان آسمان فرمانروایی کند" (پیدایش فصل 1 آیه 26)
"حال که آدم مانند ما شده است و خوب و بد را می شناسد، نباید گذاشت از میوه درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند" (پیدایش فصل 3 آیه 22)
"پس زبان آن ها را تغییر خواهیم داد تا سخن یکدیگر را نفهمند" (پیدایش فصل 11 آیه 7)
"چه کسی را بفرستم تا پیغام ما را به این قوم برساند؟" (اشعیاء فصل 6 آیه 8)
یهودیان عادت داشتند که عنوان "پدر" را به جای کلمه "خدا" به کار ببرند. آنان بر این باور بودند که تنها خودشان رابطه فرزندی با خدا دارند و او تنها پدر یهودیان است. عهد جدید، این نگرش غلط را اصلاح کرد. همه یهودیان فرزند خدا نیستند. فرزند خدا بودن امتیاز و افتخاری است که منحصر به کسانی است که توبه می کنند و به مسیح ایمان می آورند. بنابراین، فقط این افراد می توانند خدا را "پدر" بنامند.
مسیح فقط خطاب به شاگردانش گفت:"پدر شما که در آسمان است" (متی فصل 5 آیه 45). مسیح فقط برای شاگردانش از خدا به عنوان "پدرشما" یا "پدر آسمانی شما" سخن گفت (متی فصل 6 آیه 6، 8، 14). عبارت "ما فرزندان خدا هستیم" (رومیان فصل 8 آیه 16) فقط در وصف کسانی نوشته شد که از طریق ایمان به خداوند عیسی مسیح، رابطه ای درست و شایسته با خدا دارند. یوحنا چنین نوشت:"ببینید خدا چه محبتی به ما ارزانی داشته است تا فرزندان خدا خوانده شویم" (اول یوحنا فصل 3 آیه 1).
خداوند عیسی مسیح
نباید فکر کنیم که چون خدای پدر را ندیده ایم، پس از این امتیاز محروم شده ایم. مسیح فرمود:"من و پدر یک هستیم" (یوحنا فصل 10 آیه 30). "کسی که مرا دیده، فرستنده من را دیده است" (یوحنا فصل 12 آیه 45). با مطالعه انجیل یوحنا درمی یابیم که الوهیت پدر و پسر متمایز است. یعنی خداوند مسیح، کاملا متمایز از خدای پدر است. یکی جسم گردید و دیگری خیر. در عین حال، جلال مسیح همان جلال پدر است:"مسیح چهره دیدنی خدای نادیدنی است" (کولسیان فصل 1 آیه 15).
پیامبر به معنی پیام آور خداوند محسوب می شود. مسیح به عنوان نماینده تثلیث به زمین آمد. مانند سفیر یا وزیر امور خارجه یک دولت به کشور دیگر سفر می کند و حامل پیام دولت خویش است. مسیح پیام خدای پدر و روح القدس را با ما در میان گذاشت.
با این توصیف، خودش مدعی بود خداوند است که حداقل دو بار یهودیان می خواستند او را برای چنین ادعایی سنگسار کنند. حتی کاهن اعظم ردای خود را درید. دریدن لباس به معنای مخالفت به کفرگویی است. هیچکدام از پیامبران خود را خدا معرفی نکردند و هرگز به هنگام موعظه نمی گفتند این را من می گویم. آن ها فقط حامل پیام خدا بودند.
واقعیت این است که در الوهیت، سه شخص وجود دارند: پدر، پسر و روح القدس. این سه شخص تشکیل خدا را می دهند که در ذات یکی و در قدرت و جلال برابر هستند. این تعریف آموزه تثلیث است.
مسیح دعا می کرد
عیسی وقتی متولد شد، به پسر خدا تبدیل نشد. مسیح قبل از ظهور خود بر زمین، رابطه ازلی با خدا داشت. مسیح در تثلیث حضور دارد، همان طور که روح القدس حضور دارد. او همواره با پدر و روح القدس در ارتباط است. بنابراین، گفتگوی مسیح و پدر غیر طبیعی نیست. گفتگوی او با پدر نشان می داد که تثلیث واقعی است. زمانی که مسیح در جهان بود، دعای او به خدای پدر، نه فقط خدا بودن مسیح را زیر سئوال نمی برد، بلکه نشانه رابطه اش در تثلیث بود. مسیح به شاگردانش یاد داد که چنین دعا کنند:"ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد..." (متی فصل 6 آیه 9). بنابراین مسیحیان بنده نیستد. فرزندان خدا هستند.
عیسی بر روی صلیب فریاد زد:"خدای من، خدای من، چرا من را ترک کردی؟" (متی فصل 27 آیه 46). عیسی از خدا سئوال نمی کرد. او آیه اول از مزمور22 را نقل قول می کرد. این جمله، بیان عمیقی بود که مسیح با گرفتن گناه جهان بر خود و در نتیجه جدایی از خدای پدر، احساس کرد. درد و رنج بشری وحشتناک بود، اما بدتر از آن لحظه ای بود که باید روحا از خدا جدا می شد.
عیسی عذاب مرگ دوم را کشید تا ما در صورت حصول ایمان، هرگز جدایی ابدی را از خدا تجربه نکنیم. اگر مسیح اجازه نمی داد مصلوب شود، برای همیشه اعتبار خود را به عنوان نجات دهنده و پسر خدا از دست می داد. وقتی مسیح می پرسد:" خدای من، خدای من، چرا مرا تنها گذارده ای؟" اشاره به عملکرد تثلیث دارد (پدر، پسر، روح القدس).
مرگ به معنای نیستی و نبود قدرت نیست. وقتی یک پیامبر فوت می کند یا شهید می شود، آیا روح او نیز می میرد؟ یا این که وقتی پیامبری فوت می کند، روح او زنده است و به بهشت می رود؟ روح مسیح با مرگ نابود نشد، بلکه فقط جسم او مرد.
خدا بودن مسیح حتی در لحظه مرگش محرز بود. این خدای پدر نبود که جان می داد و نه خدای روح القدس که می مرد، بلکه قربانی خدا بود و نه چیزی کم تر، یعنی خدای پسر. در ارتباط صمیمانه با خدا متوجه خواهیم شد که روح القدس کیست و مسیح نیز شخصیت الهی دارد. مسیح بر روی صلیب غضب و لعنت کامل خدا را بر انسان های گناهکار احساس کرد. طی زمانی که عیسی بر صلیب آویخته شده بود، خدای پدر او را به راستی واگذاشت. گناه ما بر عیسی افتاد و او برای ما گناه شد(دوم قرنتیان فصل 5 آیه 21).
در باغ جتسیمانی، فرشته ای آمد و عیسی را تقویت کرد، اما بر روی صلیب هیچکس او را تسلی و تقویت نداد. این بود بهایی که عیسی برای رستگاری ما، برای رهایی ما از خشم و غضب خدا پرداخت. به خاطر قربانی شدن عیسی، خدا اکنون گناهان ایمانداران را بخشیده و آن ها را عادل قلمداد کرده است. اکنون می توانیم مستقیما به حضور خدا بیاییم. عیسی آخرین قربانی بود. قربانی دیگر، هرگز ضروری نخواهد بود.
کلام خدا تعلیم می دهد که مسیح پیوسته برای مومنان در حضور خدا وساطت (شفاعت) می کند (عبرانیان فصل 7 آیه 25).