۱۳۹۴ مرداد ۹, جمعه

نگاهی گذرا به دوران های آخر زمان: تثلیث شیطان (بررسی دجال و نبی کاذب)

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
کتاب مکاشفه یوحنا، نشان می دهد که شیطان به تقلید از تثلیث مقدس خداوند (پدر، پسر، روح القدس)، تثلیث نامقدس را تشکیل می دهد که عبارت است از شیطان، دجال (ضد مسیح) و نبی کاذب (مکاشفه فصل13، فصل 16 آیه 13، فصل 19 آیه 20 آیه 10).
دجال، شیطان نیست بلکه شخصی است تحت کنترل و قدرت شیطان. مفسران کتاب مقدس او را مسیح دروغین و تقلبی شیطان می نامند. ضد مسیح (دجال)، حتی مرگ و قیام (زنده شدن از مرگ) را به تقلید از مسیح، صحنه سازی خواهد کرد (مکاشفه فصل 13 آیه 14). مردم از او پیروی خواهند کرد و او را خواهند پرستید، چون قدرت و معجزات دجال آنان را محسور خود خواهد ساخت ( فصل 13 آیات 3- 4). او همه مردم دنیا را تحت رهبری خود خواهد آورد( فصل 13 آیات 7- 8) و اقتصاد دنیا را در دست خواهد گرفت (فصل 13 آیات 16- 17). مردم تحت تاثیر قدرت و تعالیم ضد مسیح، با دل و جان از او پیروی خواهند کرد.
دجال، مرد متفکر و نابغه ای است که قادر خواهد بود ثبات سیاسی و اقتصادی را در جهان پدید آورد و صلح و اتحاد را میان ملل به طور موقت فراهم سازد. با این توصیف، کلام خدا شرح می دهد که او اسرائیل را شکست می دهد و بر آن حکومت می کند (مکاشفه فصل 13 آیات 5- 7). اما نمی تواند آسیب مذهبی و روحانی به یهودیان وارد سازد. او سلطه خود را بر تمام دنیا خواهد گسترانید و از همه خواهد خواست تا او را بپرستند. همه به جز ایمانداران واقعی او را عبادت خواهند کرد (دوم تسالونیکیان فصل 2 آیات 3- 4). او به ایمانداران مسیحی آسیب خواهد رسانید و برخی از آن ها کشته خواهند شد (مکاشفه فصل 13 آیه 10).
مسیح درباره ظهور معلم ها و پیامبران کاذب در زمان های آخر هشدار داد (متی فصل 24 آیه 24). طبق فرمایش مسیح، آن ها حتی معجزات حیرت انگیزی انجام خواهند داد. پیغام های آنان با ظاهر و شکلی عالی بیان می شود، اما با پیغام کتاب مقدس مطابقت ندارد. کتاب مقدس مهم ترین پیامبر دروغین را نبی کاذب معرفی می کند (مکاشفه فصل 13 آیه 11). او در دوران های آخر ظاهر می شود و نسخه جعلی روح القدس (روح خدا) است. ظاهرا کارهای خوب انجام می دهد، اما هدف او از معجزاتش، فریب مردم است.
نبی کاذب، آدم عادی نیست که در کوچه و خیابان ظاهر شود، بلکه طبق روایت کتاب مکاشفه:"از داخل زمین بیرون می آید. شاخ هایش مانند بره است، اما صدایش وحشتناک و مانند اژدها است" (مکاشفه فصل 13 آیه 11). در بدو ظهور، نبی کاذب مانند بره، فروتن و بی آزار به نظر می رسد (شاخ هایش مانند بره)، اما در واقع او سخنگوی شیطان است (صدایش وحشتناک مانند اژدها).
کارشناسان و مفسران کتاب مقدس معتقدند که نبی کاذب، مذهب جدیدی را به وجود می آورد که ترکیبی از تعالیم ادیان دیگر است. ولی مذهب او فقط از عطش و میل شدید نفسانی برخوردار است (مثلا تعدد همسر، قتل مخالفان مذهب، رواج همجنس گرایی، توهین به خدای حقیقی...). نبی کاذب رسانه های جهان (رادیو، تلویزیون، اینترنت و روزنامه ها) را کاملا تحت کنترل خود درمی آورد، تا عقاید او را ترویج و اشاعه دهند. او با نیرنگ و فریب، دروغ را حقیقت و راستی جلوه می دهد. نبی کاذب به نمونه و الگویی کامل برای تمام انسان ها مبدل خواهد شد. یوحنا می گوید که او از آسمان (جایگاه خدا) نازل نمی شود، بلکه از زیر زمین بیرون می آید. با این توصیف، مردم عقاید نبی کاذب را می پذیرند و با غیرت و وفاداری از او پیروی می کنند.
طبق روایت کتاب مکاشفه، نبی کاذب در مقابل چشمان همگان دست به معجزات باورنکردنی می زند و از آسمان آتش به زمین می آورد! (مکاشفه فصل 13 آیه 13). معجزات شیطانی برای فریب مردم صورت می گیرد. معجزات نبی کاذب ما را به یاد جادوگران فرعون می اندازدکه در دربار مصر، معجزات موسی را تکرار کردند (خروج فصل های 7 – 12). علامات و معجزات واقعی ما را به سوی عیسی مسیح رهنمون می سازد. اما نبی کاذب از طریق معجزه در مردم نفوذ می کند و بعد به آن ها دستور می دهد مجسمه دجال را بپرستند (مکاشفه فصل 13 آیه 14). حتی نبی کاذب به مجسمه جان می بخشد تا بتواند سخن بگوید و همه کسانی را که او را نمی پرستند، به مرگ محکوم کند (آیه 15).
نشانه های نبی کاذب
یک. او از زمین بیرون می آید. سخنان و تعالیم او کاملا نفسانی و دنیوی است. این در حالی است که روح القدس از آسمان نازل شده و به انسان کمک می کند تا برده امیال نفس سرکش خود نباشد. ثمرات روح القدس عبارتند از: محبت، شادی، آرامش، بردباری، مهربانی، نیکوکاری، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری (غلاطیان فصل 5 آیه 22). مثلا با ثمره محبت می توانیم دشمنان را ببخشیم، یا به هنگام رویارویی با بحران ها و مشکلات از آرامش و صبر الهی برخوردار شویم.
دو. نبی کاذب، معجزات باورنکردنی و شگفت انگیز انجام می دهد (مکاشفه فصل 13 آیات 13- 14). همان طور که اشاره شد، او از معجزات خداوند تقلید می کند.
سه. نبی کاذب از طریق دجال مرگ و زنده شدن مسیح را صحنه سازی می کند تا بدین ترتیب مردم را فریب دهد (فصل 13 آیه 14). دجال توسط مخالفانش ترور می شود، اما نبی کاذب او را زنده می کند. نبی کاذب هم چنین به مجسمه جان می بخشد. این مجسمه قادر خواهد بود که مخالفان را به قتل برساند (آیه 15).
چهار. نبی کاذب مردم را وادار می کند تا علامت دجال را بر دست راست یا پیشانی خود بگذارند (آیه 16). او برای تقلید از علامتی که خدا بر پیروانش نهاده (فصل 7 آیات 2- 3)، عدد 666 را انتخاب می کند. در فصل هفتم مکاشفه می خوانیم که مهر الهی بر پیشانی خادمین خدا زده می شود ( این مهر فیزیکی نیست، بلکه مقصود حضور روح القدس در باطن انسان نجات یافته از گناه است). شیطان به تقلید از خداوند، مهر فیزیکی بر پیشانی و دست راست پیروان خود قرار می دهد. آن احتمالا قطعه ریز الکترونیکی است که حاوی اطلاعات مانند آدرس، حساب بانکی و شناسنامه هر فرد می باشد و در زیر پوست نصب می شود. در آن زمان، هیچکس نمی تواند شغلی به دست آورد یا چیزی بخرد، مگر این که علامت مخصوص دجال را بر خود داشته باشد (آیه 17).
اگر عدد هفت در کتاب مقدس "عدد کامل" محسوب می شود و اگر سه بار تکرار 7 بیانگر کاملیت است، پس عدد 666 نشانه نقض و عدم کاملیت است. این عدد مظهر سلطه جهانی و شرارت کامل این تثلیث نامقدس است که برای باطل کردن کار مسیح طراحی و برنامه ریزی شده است.

مخالفان معتقدند که غیرممکن است که خدا بتواند انسان شود. این جمله یعنی خدا قادرمطلق نیست و نمی تواند معجزه تجسم را انجام دهد. از طرفی، تجسم، محبت و فروتنی خدا را به انسان نشان داد و نه غرور و تکبر را. تجسم نشان داد که خدا می خواهد با انسان ارتباط دوستانه و صمیمانه برقرار کند. خدا می خواهد بهترین دوست انسان باشد. او نمی خواهد که انسان فقط به او اعتقاد داشته باشد. یک دزد هم به خدا اعتقاد دارد. اما همان دزد، اگر با خدا دوست و صمیمی شود، آیا به دزدی ادامه خواهد داد؟ در هیچ جای کتاب مقدس نمی خوانیم که خداوند ادعا کرده که "خدا نمی تواند انسان شود"، بلکه بارها ذکر شده که "خدا مانند انسان نیست" که در این حالت، معنای کاملا متفاوتی را ارائه می دهد. در کتاب مقدس می خوانیم: "خدا، انسان نیست که دروغ بگوید. او مثل انسان نیست که تغییر فکر دهد" (اعداد فصل 23 آیه 19). "خدا دروغ نمی گوید و قصدش را عوض نمی کند. چون او انسان نیست که فکرش را تغییر دهد" (اول سموئیل فصل 15 آیه 29).

۱۳۹۴ تیر ۲۹, دوشنبه

اگر عالم هستی مانند قطره ای آب در برابر اقیانوس بیکران خداوند است، پس محبت او محدودیت ندارد. چگونه چنین محبت نامحدودی می تواند ما را به جای فرزند، بنده خطاب کند؟ چگونه چنین محبت نامحدودی از پدر آسمانی شدن اجتناب می ورزد؟ چگونه چنین محبت نامحدودی نمی خواهد به صورت فیزیکی، میان انسان ها بیاید؟ چگونه چنین محبت نامحدودی ایثارگر و فداکار نیست؟ کدام بهتر است: یک رئیس جمهور برای نجات یک شهروند معمولی، جان خود را به خطر بیندازد، یا رئیس جمهور در مکان امن پنهان شده و محافظ خود را برای نجات شهروند اعزام کند؟ برای خدا فرستادن انبیا بسیار بسیار آسان است. اما آمدنش به میان انسان ها، نشان داد که او عاشق انسان ها است. او به این جهان آمد تا به ما بگوید چقدر به انسان علاقه دارد. او با حضور فیزیکی در میان انسان ها، الگوی واقعی محبت را تعیین کرد. بنابراین، بر خلاف ادعای ملحدها، خدا مغرور و متکبر نیست.خدا قادر مطلق است و می تواند معجزه کند و به شباهت انسان درآید. برگرفته از کتاب دفاعیات مسیحی (پرسش و پاسخ درباره مسیحیت و کتاب مقدس)

ادعای مخالفان: جوامع مسیحی اصول اخلاقی را رعایت نمی کنند


نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
دلیل این ادعای مخالفان، وجود مراکز فساد و فحشا در کشورهای غربی است. بنابراین کسانی که مسیحی می شوند، اصول اخلاقی را فراموش می کنند. متاسفانه بسیاری کورکورانه این نظریه غلط را می پذیرند. مهم ترین دلیل پذیرش این ادعا، عدم آشنایی با جوامع غربی و نبود ارتباط با مردم کشورهای غربی است.
1. کتاب مقدس دنیا را سقوط کرده و آغشته به گناه معرفی می کند:"به این دنیای گناه آلود و به آنچه به آن تعلق دارد، دل نبندید. کسی که به این چیزها دل ببندد، در واقع نشان می دهد که به خدا دلبستگی ندارد. دنیا نابود خواهد شد و چیزهای گناه آلود آن نیز از بین خواهد رفت، اما هر که طبق خواست خدا زندگی کند، همیشه برقرار می ماند (اول یوحنا فصل 2 آیات 15- 17). همه می دانند که فحشا و انحرافات اخلاقی در تمام کشورها و جوامع وجود دارد. اگر باور ندارید، صفحات حوادث را در روزنامه ها مطالعه کنید.
2. افراد دائم الخمر یا روسپیان نگرش مثبتی به خدا ندارند یا وجود او را انکار می کنند. کسانی که برای عیش و عشرت به مراکز فساد می روند، محتوای کتاب مقدس را دروغ و افسانه می پندارند و ایمانداران مسیحی را تمسخر می کنند. فرض کنیم یک نفر مسیحی می شود. اگر بخواهد با افراد فاسد و منحرف معاشرت کند، بعد از مدتی همشکل جماعت گمراه خواهد شد و دیگر تمایلی به ارتباط و مصاحبت با کلیسا و محافل ایمانداران مسیحی نخواهد داشت. کتاب مقدس می فرماید:"با افراد فاسد پیوند و همبستگی نداشته باشید. آیا می تواند بین پاکی و گناه پیوندی باشد؟ آیا نور و تاریکی با یکدیگر ارتباط دارند؟ آیا بین مسیح و شیطان توافقی وجود دارد؟ (دوم قرنتیان فصل 6 آیات 14- 15).
3. همه مردم کشورهای غربی مسیحی واقعی نیستند. بسیاری از آنان، "مسیحی اسمی" می باشند و فقط عنوان مسیحی را به یدک می کشند. برخی نیز وجود خدا را انکار می کنند و به کتاب مقدس ایمان ندارند. مسیح فرمود:"جاده ای که به طرف جهنم می رود، خیلی پهن است و دروازه اش بسیار بزرگ. عده زیادی در این مسیر گام برمی دارند. اما دری که به زندگی جاودان باز می شود، کوچک است و راهش باریک و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند" (متی فصل 7 آیات 13- 14). به عبارت دیگر، مقصود مسیح آن است که تعداد پیروان واقعی او کم هستند. او در جای دیگر می فرماید:"گمان نکنید هر که خود را مومن نشان دهد، به بهشت خواهد رفت. حتی عده ای مرا خداوند خطاب می کنند، اما به حضور خداوند راه نمی یابند. فقط آنانی می توانند به حضور خدا برسند که اراده پدر آسمانی مرا به جا آورند" (متی فصل 7 آیه 21).
4. مسیحی واقعی کسی است که گناهش توسط خدا بخشیده شده و با خدا ارتباط صمیمی و دوستانه دارد. مسیحی واقعی با قدرت روح القدس می تواند زندگی پاکی داشته باشد. او به روح خدا متکی است، بنابراین می تواند بر گناه غلبه کند. مسیحی واقعی کسی است که هدف زندگی اش رضایت و خشنودی خداوند است. او به چیزهایی اهمیت می دهد که برای خدا مهم هستند. مسیحی واقعی، عاشق حقیقی خداست.




۱۳۹۴ تیر ۲۳, سه‌شنبه

* بعضی از انسانها وقتی می شنوند که مسیح خداوند است ، با بی توجهی و بی میلی از کنارش گذشته و اهمیتی نمیدهند که خدا در مسیح عیسی برای نجات بشر ومخصوصا خود او به روی زمین آمده است. و بعضی از انسانها هم وقتی می شنوند، سریع از اتومبیلشان پیاده شده و در را برای مسیح خداوند گشوده و او را کنار خود سوار کرده و میگویند: "مسیح جان تو فقط امر کن و هر جا و هر طور که تو بگویی من حرکت خواهم کرد. " و بعضی از انسانها نیز وقتی می شنوند آنها نیز سریع پیاده شده اما آنها در را باز کرده و مسیح را پشت فرمان می نشانند و خودشان در کنار او نشسته و می گویند: "حالا مسیح جان هر طور که تو خودت صلاح میدانی حرکت کن !!!" نکته : برطبق مضمون کتاب مقدس ، بعضیهای نوع دوم بسیار بدتر از نوع اولی ها هستند چون هنوز به مسیح که خدا و خداوند است اعتماد کامل نکرده اند و هنوز خودشان کنترول امور را در دست دارند . و ای کاش که ما نیز بتوانیم با تمام فکر و دل و جان و زبان خویش به خداوندی مسیح اطمینان کامل کنیم و با صبوری اجازه دهیم تا او در زندگی ما سلطنت کند و حتی اگر ما را به دره هم میفرستد ، اعتماد کنیم و غرغر نکنیم و خود را کامل به او بسپاریم زیرا اولا که خود او هم با ماست و ثانیا دره های مسیحیت هم دره های فیض و رحمت و برکت می باشند نه دره های مرگ !!! آمین

۱۳۹۴ تیر ۱۹, جمعه

ادعای مخالفان: کتاب مقدس می گوید که از بالای کوه می توان تمام کشورهای جهان را مشاهده کرد!



نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
مخالفان مسیحیت ادعا می کنند که کتاب مقدس تعلیم می دهد که زمین کروی شکل است (اشعیاء فصل 40 آیه 22)، اما در لوقا فصل 4 آیه 5 تعلیم می دهد که شیطان جهان را از بالای کوه به مسیح نشان داد! مخالفان می پرسند:"آیا می توان از بالای کوه تمام کشورهای جهان مثلا استرالیا، مکزیک، کانادا، روسیه، ژاپن، آلمان... را مشاهده کرد؟"
1. مخالفان مسیحیت سرانجام پذیرفتند که کتاب مقدس هزاران سال قبل به کروی بودن زمین اشاره کرد. نسخه های کتاب اشعیاء نبی که متعلق به قبل از میلاد می باشند، در موزه ها موجود است.
2. در لوقا فصل 4 آیه 5 می خوانیم:"شیطان، مسیح را به بالای کوهی برد و در یک چشم به زدن تمام ممالک دنیا را به او نشان داد".
عبارت کلیدی در این آیه "در یک چشم به زدن" است. به عبارت دیگر، "در یک لحظه" شیطان جهان را به مسیح نشان داد. اگر به شیطان اعتقاد دارید، بنابراین باید بپذیرید که او دارای قدرت محدود مافوق طبیعی است. او به مراتب قوی تر از انسان می باشد و به نیروهایی همچون معجزه مجهز است. مسیح از چشم انداز شیطان، جهان را برای لحظه ای تماشا کرد. این واقعیت است که مسیح بر فراز کوهی بود، اما شیطان با قدرت شگفت انگیز خود توانست فیلم کوتاهی از حکومت های جهان را بر پرده آسمان به نمایش درآورد. در واقع شیطان رویایی را به مسیح نشان داد.
هالیوود نیز به کارخانه رویاسازی معروف شده. امروزه اگر به دیزنی لند بروید، پروژکتورها فیلم های واقعی یا انیمیشن را بر روی آسمان شب به شما نشان می دهند. بخشی از این فیلم به معرفی ممالک جهان اختصاص دارد!
3. لوقا نوشت:"در یک چشم به زدن تمام ممالک دنیا را به او نشان داد". گاهی تیتراژ فیلم های مستند چندین تصویر را هم زمان پخش می کنند. مثلا تصویری از هنگ کنگ در کنار تصاویر برلین، لندن، مسکو به طور هم زمان به نمایش درمی آیند.
فرض کنید شما در اتاق پذیرایی منزل تان هستید و مستند "نگاهی به کشورهای جهان" را تماشا می کنید. اگر ادعا کنید که من از خانه ام چند کشور را در یک لحظه دیدم، هیچکس به شما نمی خندد، چون همه می دانند از طریق تلویزیون و کامپیوتر می توان نقاط دیدنی دنیا را تماشا کرد، بدون آن که نیازی به سفر باشد.
4. مسیح و شیطان، آدم های عادی در دوران باستان نبودند. مورخان غیر مسیحی قرن اول میلادی درباره معجزات مسیح، زنده شدن او و صعودش به آسمان گزارش داده اند.
5. "بعد زمان" در نزد خدا و شیطان مانند انسان نیست. شاید مطابق زمان بندی انسان، "نمایش کشورهای دنیا" توسط شیطان، ساعت ها به طول انجامیده است!



۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه

اگر عیسی خدا بود، چطور می توانست به خدا دعا کند؟

دفاعیات مسیحی

نویسنده مقاله: مهران پورپشنگ
عیسی وقتی متولد شد، به پسر خدا تبدیل نشد. مسیح قبل از ظهور خود بر زمین، رابطه ازلی با خدا داشت. مسیح در تثلیث حضور دارد، همان طور که روح القدس حضور دارد. او همواره با پدر و روح القدس در ارتباط است. بنابراین، گفتگوی مسیح و پدر غیر طبیعی نیست. گفتگوی او با پدر نشان می داد که تثلیث واقعی است. زمانی که مسیح در جهان بود، دعای او به خدای پدر، نه فقط خدا بودن مسیح را زیر سئوال نمی برد، بلکه نشانه رابطه اش در تثلیث بود.
اگر مسیح تا این حد به دعا اهمیت می داد، ما نیز باید یاد بگیریم که با خدا دوست و صمیمی شویم. اعتقاد به خدا کافی نیست. خداوند خواهان ارتباط با انسان است. آن هم نه از نوع مکانیکی و سیستماتیک. دوستی با خدا ورای حفظ جملات دعا است. وقتی می خواهید با والدین، همسر، فرزند و دوستان تان صحبت کنید، آیا با جملات از قبل حفظ شده و ادبی سخن می گویید؟ راحت و صمیمانه با خدا حرف بزنید و تاثیر شگرف آن را در زندگی تان ببینید. در همین رابطه دوستانه است که با تثلیث آشنا می شوید. مطالعه کتاب و مقالات درباره تثلیث مفید است، اما درک تثلیث به میزان دوستی و صمیمیت شما با خدا بستگی دارد.